انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Majid Mehradi

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در اوج عصبانیت/ هیجان لحظه ای ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

2 "کوه پیمایی" (راهپیمای در مسیر مشخص که برای تفریح یا مقدمه کوهنوردی حرفه ای)(بیشتر این واژه درسته )
"کوهنوردی"
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

3 نه به اندازه که من ترجیح میدم(دوستت میگه فلانی هم دوست داره با ما بیاد فلان جا) ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

4 تازه سوار شدی؟(هواپیما،قطار،اتوبوس) ١٣٩٨/٠٤/١٩
|

5 بعیده ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

6 با صبوری کردن ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

7 صبوری کردن ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

8 حرف میانی اسامی برخی از آمریکایی ها مثل حرف W در این نام
For example: George W Bush (George Walker Bush)
١٣٩٨/٠٤/١٦
|

9 به اصلاح بانکیمیگن (صندوق دار) ١٣٩٨/٠٤/١٥
|

10 روبه رو شدن ١٣٩٨/٠٤/١٣
|

11 make sb out
I just can't make Jake out at all
I just can't understand Jake's behaviour
یکی از معنی
درک نکردن رفتار فلانی
١٣٩٨/٠٤/١٣
|