انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مینا علمداری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 شانس

به احتمال زیاد= با شانس بیشتر
١٣٩٨/٠٢/٠٥
|

2 بدست آوردن ، پاسخ دادن ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

3 همسنجی ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

4 چرخش ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

5 در ریاضی : پهلوهای کناری ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

6 نگهداری کردن، نگهش کردن، بیان کردن، بیانور شدن، بیانور بودن ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

7 راهبرد، روش نما، فرمان نما، دستورنما ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

8 فرمان گریزی ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

9 نگهش ، بیانور ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

10 آشکارا، بینا ، روشنا ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

11 ناپیدا، پنهان، جویان ، جویش ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

12 همسنجی ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

13 بدست آوردن، پاسخ دادن ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

14 دگرپذیر، دگر جو ، دگریاب،دگر وار ، دگرخواه، ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

15 آشکارا ، روشنا ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

16 اندازش، چینِش ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

17 پردازشجو ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

18 پردازشان ، پردازان ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

19 پردازان، پردازشان ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

20 پردازش ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

21 پردازشگر
این فرد دایم به تغیر و ثبت و پردازش اعداد و ارقام می پردازد.
١٣٩٧/١٢/٠٨
|

22 پردازشی،
چون این علم با پردازش و تغیر و ثبت دایم اعداد و ارقام سرو کار دارد
١٣٩٧/١٢/٠٨
|

23 بی ترازی، ناترازی، ناهمترازی، همتراز نبودن، بی همتراز، ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

24 همترازی ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

25 دوران راستگَرد، چرخش راستگرد ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

26 دوران چپ گرد ، چرخش چپ گرد ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

27 ناکارا، هیچانه، هیچوار، پوچوار ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

28 جابجایی، جابجا پذیر ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

29 پخشی، پخشان، پخش نمایی
در ریاضی: پخشی، پخش نمایی
١٣٩٧/١٢/٠٨
|

30 نگارین ، نگارا ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

31 پوشینه، پوشانه، رویه، پهنگی، رویگی،روسنج ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

32 پیکره ، وجودین ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

33 پهنه ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

34 در ریاضی : جملات متشابه جبری = جملات همجنس ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

35 گزیده، نوشته ، نوشتار ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

36 رسته، رشته ، رشته گون ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

37 همگون ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

38 پیوستار، همپیوند، همپیوست. ( به هم پیوستن ) ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

39 پارَستار، پارانه ( پاره پاره کردن ، تکه تکه کردن)، ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

40 همداشت، همدار ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

41 بیانیه ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

42 کارکرد، کارکردها ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

43 بیانگر بودن ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

44 بیانگر بودن ، بیانش ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

45 بیانگر ، بیانِش ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

46 بیانِش ، بیانگر ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

47 بیانه ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

48 درسته، ( در ریاضی اعداد صحیح = اعداد درسته) ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

49 با بیشترین گمان، با بالاترین گمانه ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

50 انباشت، همیار ( در ریاضی: اجتماع ( دو مجموعه)= انباشت) ( اجتماع دو مجموعه می شود یک مجموعه ی جدید که از انباشته شدن اعضای هر دو مجموعه درست شود ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

51 همداشت ( در ریاضی : اشتراک( دو مجموعه) = همداشت) ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

52 کانون ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

53 پیوند ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

54 بازبینی کردن، بازنویسی کردن ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

55 بازنویس، بازبین، بازبینی ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

56 آمیخته ، درهم ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

57 بیان ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

58 بیان کرد ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

59 در ریاضی ، پهلو . ( وجه های جانبی = پهلوهای کناری) ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

60
گنبدی، گنبدین ، تپه ای ، تپه وار

(شکلی تقریباً شبیه به دو تپه یا گنبد، که روبروی هم باشند. مانند دوپرانتز برعکس، مانند )( .
١٣٩٧/١٢/٠٧
|

61 گنبد وار ، تپه گون ١٣٩٧/١٢/٠٧
|