مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

محمد عزیزی

محمد عزیزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Giffy در یک چشم به هم زدن،در یک آن،
.I will be here in a giffy
١٣٩٦/٠٧/٢٢

2 Dont cut Corners از زیر کار در نرو.
ماس مالی نکن.
١٣٩٦/٠٧/١٦

3 It is raining cats and dogs باران شدیدی در حال باریدن است. ١٣٩٦/٠٧/١٦

4 Is your said than done گفتنش ساده است.
١٣٩٦/٠٦/٣٠

5 Lets berry the hachet بیایید کینه وکدورتها را دور بریزیم. ١٣٩٦/٠٦/٢٥

6 I will eat my hat اسمم رو عوض خواهم کرد. ١٣٩٦/٠٦/٢١

7 Dont cut Corner ماس مالی نکن ١٣٩٦/٠٦/٢٠

8 Lets bury the hatchet بیا کینه ها و کدورت ها را فراموش کنیم. ١٣٩٦/٠٦/٢٠

9 Come on بی خیال ١٣٩٦/٠٦/٢٠

10 Over my dead boady مگر از روی جنازه من رد بشی. ١٣٩٦/٠٦/٢٠

11 Do why say کاری که می گویم انجام بده. ١٣٩٦/٠٦/٢٠

12 Indiffrent بی تفاوت ،
.My husband is indiffrent to me
همسرم به من بی تفاوته.
١٣٩٦/٠٦/١٦