برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجتبی خانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پیمایش، ناوبری، لغزش
معمولا به معنی کشیدن انگشت روی صفحه کلیدهای لمسی در تلفن های هوشمند میگن که از اولین حرف یا کارکتر اون کلمه شروع میشه، با حر ...
١٣٩٩/٠٥/١٢
|

2 کتابی
دانشگاهی
١٣٩٩/٠١/٢٨
|

3 بی چشمداشت
بی توقع
بی طمع
١٣٩٨/١٢/١٧
|

4 درجه سختی (تراکم مواد)
سطح سختی و آسانی
١٣٩٨/١١/٠٥
|

5 جاده (اگه با حرف بزرگ شروع شده باشه )
Higgins Drive : جاده هیگینز
با این معنی معمولا برای اسامی جاده ها و راه ها میاد
١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

6 غافلگیرانه ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

7 مهارنشدنی
افسارگسیخته
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

8 is/are out of kilter:
... (با هم) همخوانی ندارد/ندارند.
١٣٩٨/٠٨/١٣
|

9 بی طرف
بی طرفانه
...واکنشی نشان نمی دهند...
١٣٩٨/٠٨/١٣
|

10 واژه راهنما
واژه های راهنما در ابتدای هر صفحه از دیکشنری یا لغتنامه ها نوشته میشن و نشون دهنده اولین و آخرین کلمه اومده در اون صفحه هستن. واژه راه ...
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

11 برآیند ١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

12 عبارت As Fuck که مخفف اون میشه AF برای تاکید بیشتر به صفت اضافه میشه
به معنی �به شدت�، �خیلی�، �خیلی زیاد�، �تهِ ...�، �مث چی!�.
این عبارت غ ...
١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

13 عبارت As Fuck که مخفف اون میشه AF برای تاکید بیشتر به صفت اضافه میشه
به معنی �به شدت�، �خیلی�، �خیلی زیاد�، �تهِ ...�، �مث چی!�.
این عبارت غ ...
١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

14 باد مهبل
نفخ واژن
آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence
خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هو ...
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

15 باد مهبل
نفخ واژن
آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence
خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هو ...
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

16 باد مهبل
نفخ واژن
آکادمیک/پزشکی: Vaginal flatulence
خروج باد از واژن یا همان نفخ واژن زمانی است که هوا در داخل واژن گیر می کند. هنگامی که هو ...
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

17 اعلام کردن
اعلام
١٣٩٨/٠٣/٢١
|

18 ناجور
بد
سخت
قاراشمیش
I know it's a complicated situation:
میدونم موقعیت ناجوریه!
١٣٩٨/٠٣/٢١
|

19 (در ترانه) با همخوانیِ ١٣٩٨/٠٣/١٧
|

20 ژئوپلیتیک، سیاست جغرافیایی، جغراسیاسی:
به یک منطقه جغرافیایی اطلاق می شود که از لحاظ سیاسی برای یک کشور و نیز کشورهای دیگر از اهمیت بالاتری نسبت ب ...
١٣٩٧/١٠/١٤
|

21 ژئواستراتژیک، منطقه جغرافیایی راهبردی:
به یک منطقه جغرافیایی اطلاق می شود که از لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی از اهمیت بالاتری نسبت به سایر مناطق بر ...
١٣٩٧/١٠/١٤
|

22 بانی ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

23 معروف ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

24 شخصیت :
having or reflecting high standards of personal behavior
مثال:
Classy is when you have a lot to say but you choose to remain silent ...
١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

25 سمپوزیوم
هم نشست
همسگالی
بزم پس از شام
مجلس مذاکره دوستانه
مقالات گوناگون درباره یک موضوع (گوگل)

�گرد هم آیی تخصصی در راستای بر ...
١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

26 شرایط بغرنج
نام رمانی از Joseph Heller
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

27 رتبه بندی
درجه بندی
تفاضل
مثال:
Response options for all multi-item measures in this study were anchored from (1) strongly disagree to (5 ...
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

28 مجدد ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

29 محذوف ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

30 مستثنی
نادیده
کنار گذاشته شده
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

31 در کل
کلا
سر جمع
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

32 روال کار، روش انجام کار (اگه به صورت تیتر تو مقاله یا متنی اومده باشه) ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

33 متغیر ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

34 هماهنگی ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

35 همرنگی ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

36 همبستگی ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

37 پربازده ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

38 نظم بخشی مجدد
تنظیم
پیکربندی دوباره
مرتب سازی
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

39 به هم پیوسته ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

40 مشترک ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

41 زیرا که
چرا که
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

42 عرضه کردن ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

43 to support and encourage, as during the period of training or development; foster:
حمایت و تشویق، مثلا در طول دوره آموزش یا تکامل و ترقی؛ پرورش
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

44 با استعداد
مستعد
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

45 مهارت آموزی
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

46 واسطه انجام
باعث
موجب
منجر به
منتج به
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

47 تصرف
تملک
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

48 راستا
in this regard:
در این راستا
لذا در این راستا
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

49 به تبع آن ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

50 معتدل
متعادل
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 obviously
• Why did you make a joke when she was obviously upset?
• تو که دیدی چقد ناراحته، چرا الکی مزه ریختی؟!
١٣٩٧/٠٩/٣٠
|