انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مونیکا

Moonika
1380/9/23 December
I live in Tehran
I am student
instagram @Moonika_alone

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 specific مشخص _ خاص ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

2 مینو به معنی بهشت هست.
به نظر من اسمی واقعا زیباست و اصیل پارسی است.
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

3 مونیکا به معنی مشاور و هنرمند و زیبایی بی اندازه هست.
نام یک شرکت خودرو سازی.
نام زیباترین الهه هندی.
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

4 society جامعه
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

5 different it is synonym of contrast
متفاوت . مختلف . گوناگون . دارای تفاوت
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

6 not your business به تو چه
به تو ربطی نداره
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

7 culture synonym of civilization
فرهنگ . تمدن
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

8 cooperate همکاری کردن ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

9 blind نابینا
کور
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

10 state university دانشگاه دولتی ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

11 seems به نظر میرسه
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

12 peek نگاه قایمکی
نگاه یواشکی
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

13 flexible منعطف
قابل انعطاف
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

14 concept تفکر . اندیشه ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

15 concept درک . مفهوم ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

16 big mouth این کلمه یک اصطلاح کاربردی هستش به معنی ــــــ دهن لق ــــــــ ١٣٩٧/٠٧/٠٦
|

17 nervous در بیشتر مواقع به معنی نگران و اضطراب است و در برخی موارد به معنی عصبی است. ١٣٩٧/٠٧/٠٦
|

18 مالیخولیا یک نوع بیماری عصبی است که باعث ایجاد توهم و هذیان گفتن و افسردگی شدید میشود. ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

19 skam شرم
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

20 The Carrie Diaries خاطره های کری ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

21 automatic خود کار ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

22 prime synonym = first
اول _ آغاز
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

23 distinguished مجزا
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

24 components اجزای تشکیل دهنده ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

25 elements عنصر ها ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

26 possible امکان پذیر _ ممکن ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

27 potential توانایی_توان ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

28 approach دست به کار شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 nervous
• I felt really nervous before the interview.
• من قبل از مصاحبه احساس نگرانی و اضطراب میکردم
١٣٩٧/٠٧/٠٦
|