برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مرتضی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 صوت شناسی (شاخه ای از علم فیزیک ) ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

2 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

3 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

4 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

5 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

6 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

7 primary ::: ابتدایی


primarily :::: ابتدا از همه
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

8 primary ::: ابتدایی


primarily :::: ابتدا از همه
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

9 sing :::: آواز خواندن
sign :::: نشانه
١٣٩٩/٠٥/٠٦
|

10 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

11 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

12 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

13 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

14 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

15 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

16 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

17 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

18 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

19 convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن )

acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

20 convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن )

acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

21 پیش پرتاب ( پیش پرواز هم استفاده میشه )


Pars 1 satellite’s prelaunch model
مدل پیش پروازی ماهوراه پارس 1
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

22 (The international phonetic alphabet ( IPA
الفبای آوانگار بین المللی
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

23 / kw / کو

مثال : /quick: / kwik
کوئیک
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

24 / kw / کو

مثال : /quick: / kwik
کوئیک
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

25 پیوست

attachment یا appendix

اقای اشکان / خیلی خوبه که رو زبان فارسی غیرت داری
اما زبان عربی مثل سایر زبان های دنیا قابل احترامه ...
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

26 attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به ه ...
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

27 attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به ه ...
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

28 attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به ه ...
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

29 attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به ه ...
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

30 پیوست کردن


File attachment ::: پیوست فایل ( پیوست پرونده )
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

31 پیوست پرونده
پیوست فایل
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

32 raise ::: بالا بردن

rise ::: بالا آمدن
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

33 raise ::: بالا بردن

rise ::: بالا آمدن
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

34 percussion ::: ضربه


repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

35 percussion ::: ضربه


repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

36 flip :::پشت و رو کردن

flop :::شکست

flap :::تکان خوردن با صدای تلپ تلپ (مثل بال زدن پرندگان )

flip flop :::دمپاهی لاانگشتی ،عقب ...
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

37 flip :::پشت و رو کردن

flop :::شکست

flap :::تکان خوردن با صدای تلپ تلپ (مثل بال زدن پرندگان )

flip flop :::دمپاهی لاانگشتی ،عقب ...
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

38 flip :::پشت و رو کردن

flop :::شکست

flap :::تکان خوردن با صدای تلپ تلپ (مثل بال زدن پرندگان )

flip flop :::دمپاهی لاانگشتی ،عقب ...
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

39 flip :::پشت و رو کردن

flop :::شکست

flap :::تکان خوردن با صدای تلپ تلپ (مثل بال زدن پرندگان )

flip flop :::دمپاهی لاانگشتی ،عقب ...
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

40 flip :::پشت و رو کردن

flop :::شکست

flap :::تکان خوردن با صدای تلپ تلپ (مثل بال زدن پرندگان )

flip flop :::دمپاهی لاانگشتی ،عقب ...
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

41 flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب )

unflinching ::: مصمم ( determined )
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

42 flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب )

unflinching ::: مصمم ( determined )
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

43 برداشت ( برداشت کردن )
An inference is a good guess or conclusion you can make from the facts that you have
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

44 اصطلاح نامه

( یک مرجع شامل کلماتی با معنای مشابه
و گاه نیز متضاد )
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

45 تازه کار

a doctor junior
a staff junior


١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

46 George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior )

George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. )
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

47 George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior )

George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. )
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

48 collocate *** هم نشین شدن

collocation *** هم نشینی
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

49 collocate *** هم نشین شدن

collocation *** هم نشینی
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

50 اهل دیجیتال

( مثل اهل فن )
١٣٩٩/٠٤/٢٢
|