برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصطفا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 طبیعت گردی
پیاده روی در طبیعت
Bushwalk through the National Park
مثلا طبیعت گردی در پارک ملی سیسنگان در گرگان که خیلیم زیباست
١٣٩٧/١١/١٩
|

2 بازار یابی کردن برای فروش یک محصول
نشان دادن و عرضه کردن یک محصول
١٣٩٧/١١/١١
|

3 طفره رفتن ١٣٩٧/١١/١١
|

4 particular kind of salt ١٣٩٧/١١/١٠
|

5 اول از همه
Category of mostly
١٣٩٧/١١/١٠
|

6 حواس پنجگانه
بینایی ،بویایی ،چشایی، شنیداری و لامسه
١٣٩٧/١١/١٠
|

7 عظمت
When you are on small boat you feel with all of your heart vastness of Ocean
وقتی روی کشتی کوچک هستید با تمام وجود عظمت اقیانوس را احساس ...
١٣٩٧/١١/١٠
|

8 دستاورد
"Every accomplishment starts with the
decision to try"
John F Kennedy
هر دستاوردی با یک تصمیم برای تلاش شروع میشود
١٣٩٧/١١/١٠
|

9 بالای نمودار
We can enjoy our lofty perch at the top of the
food chain
ما میتونیم از جایگاه مون در بالای زنجیره غذایی لذت ببریم
١٣٩٧/١١/٠٥
|

10 چیزی را به خود اختصاص دادن
مثلا :
ادیسون حق ثبت الکتریسیته را به خود اختصاص داد
Edison took out a patent for electricit

١٣٩٧/١١/٠١
|

11 پرواز
You have to bear in mind that there is only one departure a day
شما باید در نظر داشته باشید که تنها یک پرواز در روز وجود داره
The 16t ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

12 بیشتر از
I think for the kind of distance a cab would be beyond my budget
من فکر می‌کنم برای این مسافت تا کسی بیشتر از بودجه من میتونه باشه
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

13 زوزه سگ
پوزش را به هوا میگرفت دیله ای سر می‌داد و باز آرام می‌گرفت
کلیدر صفحه ۳۳۳
دوستان خواهشا ، صدای سگ پارس نیست. واق واق اسم داره
١٣٩٧/١٠/٢٦
|

14 کانکتورهای مناسبی هستند برای برای رایتینگ و اسپیکینگ
Moreover
furthermore
what is more
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

15 Economical ١٣٩٧/١٠/٢٢
|

16 معرکه ١٣٩٧/١٠/١٧
|

17 براورد قیمت دادن / مظنه دادن
Will you be able to give me a full itemised
? quote
میتونید یه مظنه قیمت از تمام جزئیات یه من بدید؟
١٣٩٧/١٠/١٦
|

18 بایتی یا دستکاله در گویش خراسانی یعنی داس کتاب‌کلیدر ص۹۵
دستکاله اش را به دست گرفت و به درو نشست کتاب کلیدر ص۹۷
١٣٩٧/١٠/١٤
|

19 ناشی از ١٣٩٧/١٠/١٤
|

20 Staple ١٣٩٧/١٠/١٣
|

21 عقیده ای خلاف نظر دیگری داشتن
To make a choice to do something that was different from what everyone else was doing
دیکشنری long man
١٣٩٧/١٠/١١
|

22 همه دوستان درست گفتن اما تو این مثالی که اوردم به معنی تر و خشک کردن بچه های کوچیکه

We have several groups at the childcare
centre and w ...
١٣٩٧/١٠/١٠
|

23 شرایط زندگی ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

24 [Work from home]
Employers can also allow more staff to
telecommute
١٣٩٧/١٠/٠٧
|

25 شلوغی/انباشتگی ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

26 دوران پارینه‌سنگی یا پالئولیتیک (Paleolithic) قدیمی‌ترین دوران ماقبل تاریخ انسان و فرهنگ مادی انسانی و دورانی است که در آن انسان برای نخستین بار از ا ... ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

27 به حساب امدن / بخشی از چیزی بودن
If your assay constitutes part of your coursework effort required
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

28 ادای دین ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

29 Hunter/gatherer ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

30 افتادن/ زمین خوردن ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

31 Have/has ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

32 تو صحبت محاوره از kinda که مخفف kind of استفاده میشه ١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

33 چیزی رو با احتیاط زمین گذاشتن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

34 لم کار رو دست گرفتن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

35 مست و پاتیل ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

36 I want to hang out with you
that's literally just mean I'd like to see someone
یه درخواست واسه ملاقات با یه دوست که شما میخواید اونو میبینید ...
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

37 واقعی بودن در مورد شخصیت کسی که خودشه و ظاهر سازی نمیکنه
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

38 ارزش غذایی ١٣٩٧/٠٩/١١
|

39 به هم زدن یه رابطه عاطفی_ جلوگیری از درگیری
To end a romantic relationship

They break up just last month she's dating
someonenew now
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

40 بفرما برو ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

41 ثابت کن
I can hold my breath for two minutes
Wow, two minutes, prove it
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

42 شگفت انگیز ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

43 دو فعل Raise و Rise به معنی افزایش یافتن در چیزی هست اما کاربردشون متفاوته
Raise بعد از فاعل میاد و Rise بعد از مفعول
The government has rai ...
١٣٩٧/٠٩/٠٥
|

44 شرایط مالی ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

45 کلاس خصوصی ١٣٩٧/٠٩/٠١
|

46 "به این دلیل"
بیشتر تو اسپیکینگ استفاده میشه
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

47 در حال ترقی و رشد ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

48 Absolutely not
When you do not want to do something
تو محاوره زیاد استفاده میشه


١٣٩٧/٠٨/٢٦
|

49 to be wearing fashionable or formal clothes for a special occasion

From cambridge dictionary
١٣٩٧/٠٨/٢٦
|

50 آنا پاولوا بالرین اهل روسیه بود. او یکی از پیشگامان باله و رقص پرداز روسی با تأسیس کمپانی باله خود در سال ۱۹۱۱ میلادی، اولین بالرین روسی بود که در کش ... ١٣٩٧/٠٨/٢٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 anonymously
• Acting on information given to them anonymously, the police arrested him.
• بر اساس اطلاعاتی که به صورت ناشناس به آنها داده شد پلیس او را دستگیر کرد
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|