انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مصطفا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 طبیعت گردی
پیاده روی در طبیعت
Bushwalk through the National Park
مثلا طبیعت گردی در پارک ملی سیسنگان در گرگان که خیلیم زیباست
١٣٩٧/١١/١٩
|

2 بازار یابی کردن برای فروش یک محصول
نشان دادن و عرضه کردن یک محصول
١٣٩٧/١١/١١
|

3 طفره رفتن ١٣٩٧/١١/١١
|

4 particular kind of salt ١٣٩٧/١١/١٠
|

5 اول از همه
Category of mostly
١٣٩٧/١١/١٠
|

6 حواس پنجگانه
بینایی ،بویایی ،چشایی، شنیداری و لامسه
١٣٩٧/١١/١٠
|

7 عظمت
When you are on small boat you feel with all of your heart vastness of Ocean
وقتی روی کشتی کوچک هستید با تمام وجود عظمت اقیانوس را احساس ...
١٣٩٧/١١/١٠
|

8 دستاورد
"Every accomplishment starts with the
decision to try"
John F Kennedy
هر دستاوردی با یک تصمیم برای تلاش شروع میشود
١٣٩٧/١١/١٠
|

9 بالای نمودار
We can enjoy our lofty perch at the top of the
food chain
ما میتونیم از جایگاه مون در بالای زنجیره غذایی لذت ببریم
١٣٩٧/١١/٠٥
|

10 چیزی را به خود اختصاص دادن
مثلا :
ادیسون حق ثبت الکتریسیته را به خود اختصاص داد
Edison took out a patent for electricit

١٣٩٧/١١/٠١
|

11 پرواز
You have to bear in mind that there is only one departure a day
شما باید در نظر داشته باشید که تنها یک پرواز در روز وجود داره
The 16t ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

12 بیشتر از
I think for the kind of distance a cab would be beyond my budget
من فکر می‌کنم برای این مسافت تا کسی بیشتر از بودجه من میتونه باشه
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

13 زوزه سگ
پوزش را به هوا میگرفت دیله ای سر می‌داد و باز آرام می‌گرفت
کلیدر صفحه ۳۳۳
دوستان خواهشا ، صدای سگ پارس نیست. واق واق اسم داره
١٣٩٧/١٠/٢٦
|

14 کانکتورهای مناسبی هستند برای برای رایتینگ و اسپیکینگ
Moreover
furthermore
what is more
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

15 Economical ١٣٩٧/١٠/٢٢
|

16 معرکه ١٣٩٧/١٠/١٧
|

17 براورد قیمت دادن / مظنه دادن
Will you be able to give me a full itemised
? quote
میتونید یه مظنه قیمت از تمام جزئیات یه من بدید؟
١٣٩٧/١٠/١٦
|

18 بایتی یا دستکاله در گویش خراسانی یعنی داس کتاب‌کلیدر ص۹۵
دستکاله اش را به دست گرفت و به درو نشست کتاب کلیدر ص۹۷
١٣٩٧/١٠/١٤
|

19 ناشی از ١٣٩٧/١٠/١٤
|

20 Staple ١٣٩٧/١٠/١٣
|

21 عقیده ای خلاف نظر دیگری داشتن
To make a choice to do something that was different from what everyone else was doing
دیکشنری long man
١٣٩٧/١٠/١١
|

22 همه دوستان درست گفتن اما تو این مثالی که اوردم به معنی تر و خشک کردن بچه های کوچیکه

We have several groups at the childcare
centre and w ...
١٣٩٧/١٠/١٠
|

23 شرایط زندگی ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

24 [Work from home]
Employers can also allow more staff to
telecommute
١٣٩٧/١٠/٠٧
|

25 شلوغی/انباشتگی ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

26 دوران پارینه‌سنگی یا پالئولیتیک (Paleolithic) قدیمی‌ترین دوران ماقبل تاریخ انسان و فرهنگ مادی انسانی و دورانی است که در آن انسان برای نخستین بار از ا ... ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

27 به حساب امدن / بخشی از چیزی بودن
If your assay constitutes part of your coursework effort required
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

28 ادای دین ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

29 Hunter/gatherer ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

30 افتادن/ زمین خوردن ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

31 Have/has ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

32 تو صحبت محاوره از kinda که مخفف kind of استفاده میشه ١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

33 چیزی رو با احتیاط زمین گذاشتن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

34 لم کار رو دست گرفتن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

35 مست و پاتیل ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

36 I want to hang out with you
that's literally just mean I'd like to see someone
یه درخواست واسه ملاقات با یه دوست که شما میخواید اونو میبینید ...
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

37 واقعی بودن در مورد شخصیت کسی که خودشه و ظاهر سازی نمیکنه
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

38 ارزش غذایی ١٣٩٧/٠٩/١١
|

39 به هم زدن یه رابطه عاطفی_ جلوگیری از درگیری
To end a romantic relationship

They break up just last month she's dating
someonenew now
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

40 بفرما برو ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

41 ثابت کن
I can hold my breath for two minutes
Wow, two minutes, prove it
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

42 شگفت انگیز ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

43 دو فعل Raise و Rise به معنی افزایش یافتن در چیزی هست اما کاربردشون متفاوته
Raise بعد از فاعل میاد و Rise بعد از مفعول
The government has rai ...
١٣٩٧/٠٩/٠٥
|

44 شرایط مالی ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

45 کلاس خصوصی ١٣٩٧/٠٩/٠١
|

46 "به این دلیل"
بیشتر تو اسپیکینگ استفاده میشه
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

47 در حال ترقی و رشد ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

48 Absolutely not
When you do not want to do something
تو محاوره زیاد استفاده میشه


١٣٩٧/٠٨/٢٦
|

49 to be wearing fashionable or formal clothes for a special occasion

From cambridge dictionary
١٣٩٧/٠٨/٢٦
|

50 آنا پاولوا بالرین اهل روسیه بود. او یکی از پیشگامان باله و رقص پرداز روسی با تأسیس کمپانی باله خود در سال ۱۹۱۱ میلادی، اولین بالرین روسی بود که در کش ... ١٣٩٧/٠٨/٢٥
|

51 تند نرو - دست نگه دار ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

52 نقش داشتن ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

53 یه بطر نیم لیتر
یه چتول ۱/۴ بطر ۱۲۵ میلیلیتر
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

54 خوب بنظر میرسه
That sounds ok
شبیه یه تفریح بنظر میرسه
That sounds like fun
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

55 شب زنده دار
کسی که تا دیروقت بیداره
١٣٩٧/٠٨/١٤
|

56 چه بخوای چه نخوای ١٣٩٧/٠٨/١١
|

57 مرتکب شدن
Sometimes some people turn to crime to prepare their basic needs
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

58 Bit around the bush
طفره رفتن
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

59 منزه ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

60 مواجه شدن ١٣٩٧/٠٨/٠٩
|

61 Final copy ١٣٩٧/٠٨/٠٩
|

62 بزن به چاک ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

63 ناشناخته ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

64 کالای اساسی ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

65 Surfing the net
وب گردی
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

66 She has nice bangs
موی چتری
١٣٩٧/٠٧/١٤
|

67 Growing domestic animals
دامپروری

Animal husbandry
پیشتر به رشته دامپزشکی اطلاق میشه
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

68 To indicat for importance of an issue you can use this word
١٣٩٧/٠٧/١١
|

69 My office authority selected me to join the conference
رئیس
١٣٩٧/٠٧/٠٧
|

70 مخفف و کوتاه شده
Like this word SCUBA
self contained under water breathing apparatus
١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

71 Some are still doubtful of the veracity of this phenomenon
بعضی هنوز مظنون و مشکوک هستند به راستی این موضوع
١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

72 تنها وقتی که ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

73 Tube Station
ایستگاه مترو
١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

74 Wrong Imprssion ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

75 در نظر گرفتن
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

76 To officially give someone, something such as a prize or amount of money ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

77 Arctic/far far north اینم معنی قطب شمال میده فقط واسه اینکه قاطی نشه😉 ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

78 اذیت شدن ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

79 In the past, parents could not pay so much attention to individual children
تک تک
١٣٩٧/٠٦/٢١
|

80 انتظار داشتن ١٣٩٧/٠٦/١٩
|

81 پیشرفت کردن ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

82 Important skills were passed down from generation to generation ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

83 غیر معمول و غافلگیر کننده ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

84 سرشناس ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

85 دریانوردی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

86 دریانوردی ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

87 Navigational instruments
ابزار ناوبری
١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

88 داستان سرایی
نگارش
١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

89 Self sacrifice ١٣٩٧/٠٦/٠٧
|

90 روزنامه نگار ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

91 Pen name نام مستعار
معمولا در مورد نویسندگان صدق میکن
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

92 پوشش دادن کامل یک موضوع ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

93 Collocation with CRIME ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

94 برای بین خوبی ها و بدی ها یک موضوع ازاین عبارت استفاده میشه همچنین معادل اون عبارت
every garden has weeds
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

95 پیرامون ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

96 The position that you have in relation to other people because of your social position
موقعیت اجتماعی
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

97 تاثیر ، نفوذ
The effect that a person has on somone
Smoking impact is damaging on healthy
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

98 مسافرت کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

99 علاقه شخصی ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

100 علی رغم ,صرف نظر از,بی توجه
I spend a lot of money on things regardless of my
necessity
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

101 نگرش ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

102 اخراج شدن
Fired
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

103 Cosmetic باهاش مترادفه وباهم بکار میرن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

104 من من کردن در هنگام صحبت ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

105 If you want to learn abaut your friend you should EAT OUT together ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

106 همه دوستان درست جواب دادن یکی یه لایک به همتون ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

107 همشهری ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

108 Satisfy needs
براوردن نیازها
١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

109 اکسید شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

110 دریا ندیده ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

111 Crowds of tourist ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

112 A holiday where you purchase the travel and accomodation together👍 ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

113 ریخت و پاش ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

114 موقعیت اجتماعی ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

115 بهتره که ...
١٣٩٧/٠٥/١٩
|

116 برام فرقی نمیکنه ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

117 Cool child
بچه بی ادب
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

118 Why/how did that happend
برای بیان احساس هم کلامی در زمان یک اتفاق بکار میره
١٣٩٧/٠٥/١٦
|

119 Immediate family
خانواده درجه یک و نزدیک
١٣٩٧/٠٥/١٦
|

120 بی نظیر ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

121 مراجعه ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

122 Owning to the fact that
به جای (because ) استفاده میشه
١٣٩٧/٠٥/١٠
|

123 نگران شدن
I felt concern
١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

124 دنبال کسی رفتن
Can Dad pick me up from school today
I will pick you up
١٣٩٧/٠٥/٠٨
|

125 سر قرار حاضر شدن(بیشتر برای قرار ملاقات) ١٣٩٧/٠٥/٠٨
|

126 Fascinate ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

127 مبهوت شدن
مسحور شدن
١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

128 At some point
در مواقعی
١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

129 I like doing my work on my own
من دوست دارم کارهامو به سلیقه خودم انجام بدم
١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

130 یه اتوبوس توریست ژاپنی
Coachload of Japanies tourist
١٣٩٧/٠٤/٣١
|

131 نسبت به
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 anonymously
• Acting on information given to them anonymously, the police arrested him.
• بر اساس اطلاعاتی که به صورت ناشناس به آنها داده شد پلیس او را دستگیر کرد
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|