برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمد پویا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 زودباور ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

2 بی قید و شرط، غیرنقادانه ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

3 به کار گرفتن، هدف گرفتن ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

4 فقط و فقط ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

5 به آغوش کشیدن ١٣٩٨/٠٦/٢٧
|

6 فضل‌فروش ١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

7 متعصب ١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

8 اعطاء شده، مرحمت شده، مرحمتی ١٣٩٨/٠٦/٢٥
|

9 پیشاپیش ١٣٩٨/٠٦/١٨
|

10 سوق دادن ١٣٩٨/٠٦/١٨
|

11 به شکل خاص ١٣٩٨/٠٦/١٨
|

12 سرکشانه ١٣٩٨/٠٦/١٨
|

13 زیان‌بار ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

14 یکدست کردن ١٣٩٨/٠٦/١٥
|

15 باور داشتن ١٣٩٨/٠٦/١٥
|

16 دریافتن ١٣٩٨/٠٦/١٥
|

17 راسخ ١٣٩٨/٠٦/١٥
|

18 بازنگری کردن ١٣٩٨/٠٦/١٣
|

19 لذت‌بری ١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

20 حالِ حاضر، موجود ١٣٩٨/٠٦/٠١
|

21 افسانه ١٣٩٨/٠٦/٠١
|

22 هم‌ذوقی، هم‌شوقی ١٣٩٨/٠٥/٢٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 uncritical
• X-rays were greeted with uncritical enthusiasm.
• روش‌های تصویربرداری با اشعه ایکس با شوروشوقی بی‌قیدوشرط مورد استقبال قرار گرفتند.
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

2 uncritical
• She was absolutely uncritical, she believed everything.
• او کاملا زودباور بود، همه‌چیز را باور می‌کرد.
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

3 commute
• Because of her good behavior, the governor commuted her sentence.
• به خاطر رفتار خوبش، فرماندار در مجازاتش تخفیف داد.
١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

4 secular
• He gave up the priesthood and returned to secular life.
• از کشیشی دست کشید و به زندگی سکولار برگشت.
١٣٩٨/٠٦/٠١
|