برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

naRiman

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 درشکه پستچی ١٣٩٨/١٠/١٤
|

2 نا مشخص، نا معین
not assignable
١٣٩٨/١٠/١١
|

3 خوب بودن ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

4 مانده، باقی مانده
مثلا یک طرحی روی دیوار مانده، باقیمانده
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

5 یکی از معانیش میشه : همزمان ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

6 to help sb to stop feeling shy so that they can relax and show their ١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

7 زمانی که چیزی اهمیت آن کمتر از چیزی است که داریم با آن مقایسه میکنیم. ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

8 تحت تاثیر
١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

9 if you want a particular result: ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

10 عقیده ویا دانشی که همه قبول دارن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

11 Skimming is reading a text quickly to get a general idea of meaning. It can be contrasted with scanning, which is reading in order to find specific i ... ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

12 مست کردن ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

13 امید یا نقشه برای دستیابی به چیزی ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

14 تسهیلات محلی ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

15 فرایند بازسازی ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

16 مناطق بازسازی ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

17 امکامی که دولت برای مردم فراهم میکنه ، مدرسه، استخر ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

18 اولین دستگاه های نمایش فیلم که توسط ان عکس ها را با خم شدن درون ان میدیدند ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

19 فک دریایی ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

20 یه نوع نهنگه ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

21 جلوی من
مثلا:جلوی من یک سینی بود
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

22 کود حیوانی ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

23 کمک کننده، باعث شونده ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

24 احساس خستگی کردن ١٣٩٨/٠٧/١٣
|

25 original verb : moor
لنگر انداختن
١٣٩٨/٠٧/٠٧
|