انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

نسیم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سیم برق(سیمی که مستقیم از دستگاه به پریز برق وصل میشود) ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

2 They put money together and buy something as a gift.
وقتی پول روهم میزارید و شریکی چیزی رو میخرید.
١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 tit for tat
• Tit for tat is fair play.
• تلافی کردن یه بازیه منصفانه هست.
١٣٩٨/٠٨/٢٩
|