انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ن م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Hip Cool , fashionable
به روز ، باحال
١٣٩٨/٠١/٢١
|

2 Extra Curricular فوق برنامه ١٣٩٧/١٢/٢٠
|

3 Sleep deprivation to go without sleep for a long period of time

اختلال محرومیت از خواب
١٣٩٧/١٢/١٩
|

4 Sleep apnea a sleep disorder where the breathing is irregular ١٣٩٧/١٢/١٩
|

5 Plush toy عروسک پارچه ای که داخلشو با الیاف یا پنبه پر میکنند ١٣٩٧/١٢/١٩
|

6 porcelain doll عروسک های زیبا با ظاهر انسان ١٣٩٧/١٢/١٩
|

7 porcelain چینی ، سرامیکی ١٣٩٧/١٢/١٩
|

8 action figures عروسک شخصیت های قوی و نیرومند مث بتمن ١٣٩٧/١٢/١٩
|

9 Play doh خمیر بازی ١٣٩٧/١٢/١٩
|

10 Pruner a type of scissors for use on plants
قیچی باغبانی
١٣٩٧/١٢/١٩
|

11 Beach Bum a person who spends everyday at the beach
ادمی که همش تو ساحله
١٣٩٧/١٢/١٨
|

12 Floaty تیوپ بادی استخر که عموما دور کمر بچه ها قرار داده میشه که روی اب شناور بمونن و اشکال مختلفی دادن مثل حلقه ها و باروبندها ١٣٩٧/١٢/١٨
|

13 Set up camp جاگیر شدن یا مستقر شدن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

14 Closet کمد لباس دیواری یا توکار ١٣٩٧/١٢/١٤
|

15 Armoire کمد لباس ١٣٩٧/١٢/١٤
|

16 Shower Baby shower مهمانی زنانه که قبل از تولد نوزاد برگزار شده و وسایل سیسمونی را به مادر هدیه میدن
Bridal shower مهمانی قبل عروسی که به عروس و داماد جه ...
١٣٩٧/١٢/١٤
|

17 Crib تخت حفاظ دار کودک
١٣٩٧/١٢/١٤
|

18 Bib پیشبند ١٣٩٧/١٢/١٤
|

19 Health nut Someone concerned with living a healthy lifestyle
ترجمه فارسیش دقیقا همونه که دوستمون اقا پیمان فرمودن
١٣٩٧/١٢/١٤
|

20 Skimmed milk شیر بدون چربی یا fat free milk
انواع دیگر شیر عبارتند از :
Whole milk یا شیر کامل یا پرچرب
2% milk یا شیر دو درصد چربی
١٣٩٧/١٢/١٤
|

21 Sprinkling باران سبک ، باران نم نم ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

22 Bucketing down اصطلاح بریتیش برای بارش شدید ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

23 Spendthrift لارج ، ولخرج ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

24 Collect وصول ، دریافت ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

25 Roll dice تاس ریختن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

26 Stocking جوراب ساق دار که اسم هرشخص روی ان نوشته میشه و در کریسمس هدیه هر فرد را داخل جوراب با نام خودش قرار میدهند ١٣٩٧/١١/٣٠
|

27 All saint day عید مقدسان (بزرگداشتِ همهٔ مقدسین و جشن همهٔ مقدسین)[۳] یک جشنِ بزرگداشت در روز یکم نوامبر توسطِ کلیسای کاتولیک است و در نخستین یکشنبه پس از عید پنجا ... ١٣٩٧/١١/٢٥
|

28 Trick or treat مراسم قاشق زنی در هالویین
کودکان کاستوم یا لباس مبدل پوشیده و درب خانه های مختلف را زده و با گفتن این جمله شکلات دریافت میکنند
تریک به معنای شی ...
١٣٩٧/١١/٢٥
|

29 put up with Tolerate
تحمل کردن
١٣٩٧/١١/٢٣
|

30 Fashion sense صفتی برای افراد باسلیقه در زمینه مد و لباس که میدانند چه لباس هایی را با هم ست کنند ١٣٩٧/١١/٢٣
|

31 Slipper پاپوش راحتی و سبک که داخل خانه پوشیده میشود ١٣٩٧/١١/٢٣
|

32 Guts دل و روده
دل و جیگر
شجاعت
معادل brave و. Courage
مثال
I never had the guts to tell you
١٣٩٧/١١/٢٠
|