مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

چراغی

چراغی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 dont stay away so long زود به زود بیا. ١٣٩٦/٠٨/١٦

2 you exposed me اصطلاحی است به معنی;
تو آبروی منو بُردی.
١٣٩٦/٠٨/١٠

3 من دارم میخوابم I'm falling asleep. ١٣٩٦/٠٨/٠٨

4 I can paddle my canoe من از عهده اش برمیام.
نکته: فقط در موارد مثبت کاربرد دارد.
معادل آن که در همه موارد کاربرد دارد:
I can cope with it
١٣٩٦/٠٧/٢٧

5 to go up hill بهبود یافتن
بهتر شدن
١٣٩٦/٠٧/٢٠

6 lunch توی باغ نبودن:سه جمله بدین معنی است;
Tobe out of launch.
Tobe out of rail.
Tobe in the picture.
١٣٩٦/٠٧/١٣

7 long time no see مشتاق دیدار ١٣٩٦/٠٧/٠٩

8 its nice of you to put it in appearance اصطلاحی است معادل:
چه عجب از این طرفا
یا
آفتاب از کدوم طرف درومده
١٣٩٦/٠٧/٠٩

9 blast We had a blast.
خیلی خوش گذشت.
١٣٩٦/٠٧/٠٩

10 offish She thinks she's stand offish.
او فکر میکنه از دماغ فیل افتاده.
١٣٩٦/٠٧/٠٩

11 take a plunge استعاره از :
دل به دریا زدن
I have taken a plunge and I'm gonna get married.
من دل به دریا زدم و میخوام ازدواج کنم
١٣٩٦/٠٧/٠٩

12 babbling away You're talking rot.
داری چرت و پرت میگی
١٣٩٦/٠٧/٠٨

13 reach an impass Its a light at the end of the tunnel.
به بن بست رسیدن
١٣٩٦/٠٧/٠٨

14 hope to die به مرگ خودم.
به جان خودم.
١٣٩٦/٠٧/٠٧

15 cross my heart به جان خودم. ١٣٩٦/٠٧/٠٧

16 oh deep shit اوه. گَند زدیم.
اوه توی دردسر بزرگی افتادیم.
١٣٩٦/٠٧/٠٢

17 babbling away چرت و پرت گفتن ١٣٩٦/٠٦/٠٣

18 Its none of my business به من چه ربطی داره؟ ١٣٩٦/٠٥/٢٠

19 my check has been bounced چِکَم برگشت شده ١٣٩٦/٠٥/٢٠

20 what the hell are you doing here اینجا داری چه غلطی میکنی؟ ١٣٩٦/٠٥/٢٠

21 Its on the last legs کنایه از کهنه بودن چیزی است مثلا میگیم; مال عهده عتیقه.
یا
روی پایه های آخرشه
١٣٩٦/٠٥/١٩

22 I hav got one leg in the grave من آفتاب لب بومم.
یه پام لبِ گوره.
١٣٩٦/٠٥/١٩

23 Come clean راستشو بگو.
حقیقت را بگو
١٣٩٦/٠٥/١٩

24 drat you مُرده شورتو ببرَن. ١٣٩٦/٠٥/١٣

25 غلغلک Ticklish ١٣٩٦/٠٥/١٣

26 I cannot find it in my heart دلم نمیاد ١٣٩٦/٠٥/١٢

27 my heart goes out to her دلم براش میسوزه ١٣٩٦/٠٥/١٢

28 bite one s head off کَلّه کسی را کَندن.
مانند. کله تو می کنم
١٣٩٦/٠٥/١٢

29 hit some body the ceiling اعصاب کسی را خُرد کردن ١٣٩٦/٠٥/١٢