برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اولیس کوچولو

اولیس کوچولو من نگفتم که مرا از قفس آزاد کنید
فقط غذا خواستم ...

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 the quality or state of being different or diverse; the absence of uniformity or monotony.
گونه
نوع
ریخت شناسی
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

2 پیشگویان
غیب بینان
مدیوم
واسط روحی
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

3 Frequency, in physics, the number of waves that pass a fixed point in unit time
موج، هر نوع موج قابل مشاهده یا غیر قابل مشاهده
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

4 وقار
شکوهمند
شاهانه
فاخر
١٣٩٩/٠٤/٢١
|

5 رویداد خاص و منحصر به فرد
پدیده ی چشمگیر
١٣٩٩/٠٤/٢١
|

6 افشا کردن
لو دادن
آتو دادن
لو رفتن یا بر ملا شدن حقیقت به نحوی که امنیت روانی فرد دچار خطر بشه
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

7 باگ
راه در رو
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

8 They created that sword for her and imbued her with extraordinary strength
اونا شمشیرو براش ساختن تا قدرت فوق طبیعی بهش بدن.

بخشیدن
الق ...
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

9 تحسین
تشویق
مورد خوشامد واقع شدن
پسند شدن
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

10 مطمعنا
به طور یقین
مشهود بودن
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

11 یکباره
به طور اتفاقی
غیر منتظره
ناگهان
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

12 رخداد
اتفاقات
پیشامد
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

13 نمایان شدن
مشخص شدن
ظاهر شدن
آشکاری
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

14 محققا
مشخصا
ثابت شده
در حقیقت
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 expose
• I think the slit in the skirt exposes too much of my leg.
• فکر میکنم شکاف دامن به شکلی است که پایم را بیش از حد در معرض نمایش قرار میدهد.
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

2 exploration
• The Elizabethan age was a time of exploration and discovery.
• عصر الیزابت دوره ی تحقیق و اکتشاف بود.
١٣٩٩/٠٤/١٧
|

3 conclusively
• A new study proved conclusively that smokers die younger than non-smokers.
• یک تحقیق جدید ثابت کرده که افراد سیگاری کمتر از افراد غیر سیگاری عمر میکنند.
١٣٩٩/٠٤/١٣
|