انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مهرداد پناهی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 hyperlexia خوانش پریشی حاد
ناتوانی در فهمیدن مفهوم کلمه ی خوانده شده توسط خود فرد
١٣٩٧/١١/٢٣
|

2 dyslexia نارسا خوانی
١٣٩٧/١١/٢٣
|

3 endoscopy درون بینی
معاینه مجراهاو حفره های داخل بدن با دور بین
( مصوب فرهنگستان)
١٣٩٧/١١/٢٢
|

4 Ciliary body جسم مژگانی
١٣٩٧/١١/٠٧
|

5 polling اخذ رای
نمونه گیری
نظر سنجی
همه پرسی
حوزه رای گیری
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

6 crowdsourcing استمداد طلبی جمعی
١٣٩٧/١٠/٢٤
|

7 enlisting استمداد طلبیدن ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

8 crowdsourcing کمک گرفتن از عموم مردم برای مشارکت در یک کار یا پژوهش ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

9 crowdsourcing ریشه یابی کنش های گروهی
تحلیل عملکردهای اجتماعی
ریشه یابی رفتار جمعی
١٣٩٧/١٠/٢٤
|

10 major depression افسردگی شدید ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

11 minor depression افسردگی خفیف ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

12 spied تحت نظر بودن
١٣٩٧/١٠/٢٤
|

13 washed up شکست
دلسرد
خرابه
جابجا کردن با جریان اب
١٣٩٧/١٠/٢٢
|

14 wash up شستن ظرف
شستن دست
انتقال یا جابجا شدن بوسیله جریان اب
١٣٩٧/١٠/٢٢
|

15 Mnemonic یادیار
یاد افزار
یادسپار
وابسته به حافظه و یادگیری
حفظی
١٣٩٧/١٠/٢١
|

16 heads up توجه

Heads up! The boss is coming
توجه! رییس داره می یاد.
١٣٩٧/١٠/٢١
|

17 rock painting سنگ نگاره
نقاشی روی تخته سنگ
صخره نگاره
١٣٩٧/١٠/١٧
|

18 associate professor دانشیار ١٣٩٧/١٠/١٧
|

19 Settlement ابادی
واحه
١٣٩٧/١٠/١٧
|

20 furlough تعلیق
مرخص کردن یا تعطیل کردن موقت کار یا کارگر
١٣٩٧/١٠/١٥
|

21 reunify اتحاد مجدد (مثل اتحاد مجدد دو المان )
دوباره متحد شدن
ازنو یکپارچه شدن
١٣٩٧/١٠/١٥
|

22 transgender شخصی که می خواهد جنسیتی مخالف حال حاضر خود را داشته باشد
تغییر جنسیت طلب
تغییر جنسیت داده
مرد زن شده یا زن مرد شده
١٣٩٧/١٠/١٤
|

23 Wildfire جنگل سوزی
حریق وسیع و خارج از کنترل در طبیعت
١٣٩٧/١٠/١١
|

24 Fishery صنعت پرورش، صید، فراوری و فروش ماهی
ماهی کاری
ماهی داری
پرورش دهنده ماهی
١٣٩٧/١٠/٠٥
|

25 Trenche سنگر
سنگر خندقی سربازان در در کوه یا دشت که در خاک کنده شده
١٣٩٧/١٠/٠٤
|

26 Oblige عهده دار شدن
برعهده گرفتن
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

27 Aphasia نقص جزئی تا کلی در تکلم
مبهم گویی
گویش پریشی
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

28 Ape آدم نخستین . آدم اولیه. شبه ادم
نره گنده
میمون ادم
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

29 Internship آموزش عملی
آموزش در محل خدمت
١٣٩٧/١٠/٠٢
|

30 Newseum موزه ئ مطبوعات
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 pollutant
• The city was overhung with the pollutant smog.
• دود الوده ای شهر را دربرگرفته بود
١٣٩٧/١٠/٠٧
|

2 moat
• The castle had a deep moat which emptied into the lake.
• قلعه دارای خندق عمیقی بود که به دریاچه می ریخت
١٣٩٧/١٠/٠٥
|

3 moat
• They built a moat to encompass the castle.
• انها خندقی برای محافظت از قصر ساختند
١٣٩٧/١٠/٠٥
|