انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

بهمن حکمتی زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 victuals مواد غذائی

توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/victuals به عنوان معادل واژه victuals نوشت ...
١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

2 velvet voice صدای مخملی، صدای گوش نواز ١٣٩٨/٠٤/٢١
|

3 thriftiness صرفه جویی ١٣٩٨/٠٤/١٧
|

4 ESP مخفف extrasensory perception به معنی � حس ششم � است. ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

5 extrasensory perception حس ششم ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

6 conceive بنیان نهادن

توضیح: با مراجعه به https://www.merriam-webster.com/dictionary/conceive مشاهده می شود که به عنوان یکی از معادل های واژه c ...
١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

7 campaign مجموعه اقدامات، مجموعه فعالیت ها،مجموعه مبارزات
مثال: a political campaign
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

8 خورشت stew ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

9 rush نیِ بوریا، علفِ حصیر - (صفت گونه) حصیری مثال: a rush mat

١٣٩٨/٠١/٣٠
|

10 in the nick of time در آخرین لحظه، در دقیقه نود
مثال: .We got there just in the nick of time
١٣٩٨/٠١/٢٩
|

11 gotta در محاوره به عنوان مخفف برای دو عبارت زیر به کار می رود:
1 - have got a مثال: "I gotta licence"
2- have got to م ...
١٣٩٨/٠١/١٤
|

12 belly laugh قهقهه
قهقهه زدن
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

13 dev در علوم کامپیوتری یکی از معانی dev مخفف developer به معنی طراح و توسعه دهنده نرم افزار، برنامه نویس است.
مثال ها:
a game dev
a web de ...
١٣٩٨/٠١/٠٣
|

14 commit در GIT که مربوط به علوم کامپیوتر ی می شود منظور از واژه commit ارائه کردن نسخه بازنگری شده ای است به مخزن که قبلاً تحت عنوان working ... ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

15 if it isn't تو ... نیستی
توضیح: اصطلاح if it isn't برای ابراز تعجب هنگامی به کار می رود که به طور غیر منتظره کسی را ببینیم.
مثال: ! Well, if it isn't ...
١٣٩٧/١٢/١٩
|

16 tee hee خنده کوتاه - پوزخند - خنده زیر لبی - پوزخند زدن - به طور زیر لبی خندیدن _ آهسته و کوتاه خندیدن
توضیح: tee-hee در مقابل قهقهه یعنی belly laugh ...
١٣٩٧/١١/٣٠
|

17 clean up after somebody گند کاری های کسی را برطرف کردن
مثال ها:
.I clean up after these people
.I'm fed up with cleaning up after you all the time
١٣٩٧/١١/٢٠
|

18 almost چیزی نمانده بود که
مثال 1: .I almost missed the bus
مثال 2: .I almost killed myself yesterday
١٣٩٧/١١/١٨
|

19 look here ببین
مثال:
Look here, you can’t say things like that to me
توضیح: اصطلاح look here هنگامی به کار می رود که بخواهیم توجه کسی را جلب کنیم ت ...
١٣٩٧/١٠/٢٨
|

20 delimitation تعیینِ حدود ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

21 default پیش گزیده ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

22 caught up محو
get caught up محو شدن
مثال :
You know sometimes people get so caught up on the little picture that they can't see the big pictur ...
١٣٩٧/١٠/١٣
|

23 be up for something be up for sth
آماده بودن برای چیزی
مثال
.It's a little intimidating but I'm up for the challenge
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

24 there is every chance that احتمال زیادی دارد که ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

25 boolean در اکثر زبان‌ های برنامه نویسی کامپیوتر، متغیر نوع boolean به متغیری گفته می شود که صرفاً یکی از دو ارزش �درست� یا �غلط � را می تواند به خود بگ ... ١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

26 factor something into به حساب آوردن در
مثال:
You must factor insurance payments into the cost of maintaining a car
١٣٩٧/٠٨/٢٣
|

27 factor something out به حساب نیاوردن ١٣٩٧/٠٨/٢٣
|

28 factor something in به حساب آوردن

١٣٩٧/٠٨/٢٣
|

29 alternately به عنوان راه دیگر ، راه دیگر، به عنوان گزینه دیگر، گزینه دیگر، به عنوان امکانی دیگر، امکانی دیگر

توضیح: برای ملاحظه مستند پیشنهاد فوق می توا ...
١٣٩٧/٠٨/١١
|

30 artistic license مجوز هنری
توضیح : عبارت artistic licence ( یا artistic license ) اصطلاحی است محاوره‌ای. منظور از آن مجوزی است که فرض شده هنر به هنرمندان داده ...
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

31 artistic licence مجوز هنری
توضیح : عبارت artistic licence ( یا artistic license ) اصطلاحی است محاوره‌ای. منظور از آن مجوزی است که فرض شده هنر به هنرمندان داده ...
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

32 there you go ( به هنگام برآوردن تقاضای کسی ) بفرما، بفرمایید
توضیح : به جای there you go در معنای فوق ، there you are هم به کار می رود.
مثال:
? Natali ...
١٣٩٧/٠٧/١٢
|

33 accessorize زینت دادن، زیور کردن، آراستن

توضیح: با عنایت به آن چه در https://en.oxforddictionaries.com/definition/accessorize درج گردیده.
١٣٩٧/٠٧/١٢
|