برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بهمن حکمتی زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ویژگیِ غیرعادی، ویژگیِ عجیب، عادتِ عجیب، روشِ عجیب، رفتارِ عجیب

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/idiosyncrasy
١٣٩٩/٠٣/٢١
|

2 سخت گیر، مقرراتی، متعصب، خشکه مقدس
https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/strait-laced
https://www.dictionary.com/browse/strai ...
١٣٩٩/٠١/١٤
|

3 دوست و رقیب
دوستِ متعارض
https://www.lexico.com/en/definition/frenemy
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

4 شخصی که بین 10 لغایت 19 سال سن دارد
https://www.collinsdictionary.com/submission/20786/denarian
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

5 هزار پای علف خوار، هزارپای گیاه خوار
توضیح: دو نوع هزارپا داریم. وقتی می گوئیم هزارپا معمولاً آن چه در ذهن مخاطب فارسی زبان مجسم می شود هزارپائی ا ...
١٣٩٨/١٢/١٠
|

6 ( با ورزش ) عضلانی تر کردن ، نیرومندتر کردن، قوی تر کردن _ عضلانی تر شدن، نیرومندتر شدن، قوی تر شدن
مستند: https://www.merriam-webster.com/ ...
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

7 فردِ حاضر
مستند: https://findwords.info/term/stander-by
١٣٩٨/١١/٢٩
|

8 protection racket ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

9 باجگیری

١٣٩٨/١٠/٢٨
|

10 پوشاندن یا مبهم کردن با ماده ای سفید رنگ
مستند: در آدرس اینترنتی https://idioms.thefreedictionary.com/white out به عنوان یکی از معانی ...
١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

11 � در فروشگاه های بزرگ � ردیف
توضیح: در فروشگاه های بزرگ مشتری، در بین راهروهای باریکی که دو طرف آن قفسه هائی از اجناس است حرکت می کند تا اجناس م ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

12 برای محکم کاری
مستند: http://edmontonenglishschool-learningenglishonline.com/free-training/for-good-measure/
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

13 بهره برداری کردن از
استفاده کردن از
مستند: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/tap-into-sth به عنوان معنی ع ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

14 در ارتباط با
دربارۀ
در موردِ
در رابطه با
مستند: در آدرس اینترنتی https://www.merriam-webster.com/dictionary/as far as در موردِ ...
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

15 آزمونِ دشوار
more challenging آزمونِ دشوارتر
most challenging دشوارترین آزمون
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/d ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

16 کسی را دست انداختن
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/put-someone-on به عنوان معنی عبارت
pu ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

17 به ظاهر، ظاهراً
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/looking به عنوان معنی looking- نوشته شده ...
١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

18 مینِ زمینی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

19 چسبِ زخم ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

20 هدر رفتن ، تلف شدن ، از بین رفتن، ضایع شدن
توضیح : در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/down-the-drain ...
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

21 به طور اختیاری، به طور انتخابی ١٣٩٨/٠٧/١١
|

22 مدفوع کردن، ریدن
توضیح : در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/defecate به عنوان معنی واژه defecate نوشته شد ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

23 پیف

توضیح 1 : واژه pooh هنگام استشمام بوی بد برای بیان کراهت گفته می شود بنا بر این معادل فارسی آن را می توان � پیف � در نظر گرفت
توضیح 2 ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

24 عقیده
توضیح: در آدرس https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/proposition به عنوان یکی از معانی واژه proposition نوشته شده:
an ide ...
١٣٩٨/٠٥/٢٦
|

25 life imprisonment
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

26 مُهلت - فُرجه
مثال : seventeen days' notice مهلتِ هفده روزه - فُرجۀ هفده روزه
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

27 مواد غذائی

توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/victuals به عنوان معادل واژه victuals نوشت ...
١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

28 صدای مخملی، صدای گوش نواز ١٣٩٨/٠٤/٢١
|

29 صرفه جویی ١٣٩٨/٠٤/١٧
|

30 مخفف extrasensory perception به معنی � حس ششم � است. ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

31 حس ششم ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

32 بنیان نهادن

توضیح: با مراجعه به https://www.merriam-webster.com/dictionary/conceive مشاهده می شود که به عنوان یکی از معادل های واژه c ...
١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

33 مجموعه اقدامات، مجموعه فعالیت ها،مجموعه مبارزات
مثال: a political campaign
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

34 stew ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

35 نیِ بوریا، علفِ حصیر - (صفت گونه) حصیری مثال: a rush mat

١٣٩٨/٠١/٣٠
|

36 در آخرین لحظه، در دقیقه نود
مثال: .We got there just in the nick of time
١٣٩٨/٠١/٢٩
|

37 در محاوره به عنوان مخفف برای دو عبارت زیر به کار می رود:
1 - have got a مثال: "I gotta licence"
2- have got to م ...
١٣٩٨/٠١/١٤
|

38 قهقهه
قهقهه زدن
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

39 در علوم کامپیوتری یکی از معانی dev مخفف developer به معنی طراح و توسعه دهنده نرم افزار، برنامه نویس است.
مثال ها:
a game dev
a web de ...
١٣٩٨/٠١/٠٣
|

40 در GIT که مربوط به علوم کامپیوتر ی می شود منظور از واژه commit ارائه کردن نسخه بازنگری شده ای است به مخزن که قبلاً تحت عنوان working ... ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

41 تو ... نیستی
توضیح: اصطلاح if it isn't برای ابراز تعجب هنگامی به کار می رود که به طور غیر منتظره کسی را ببینیم.
مثال: ! Well, if it isn't ...
١٣٩٧/١٢/١٩
|

42 خنده کوتاه - پوزخند - خنده زیر لبی - پوزخند زدن - به طور زیر لبی خندیدن _ آهسته و کوتاه خندیدن
توضیح: tee-hee در مقابل قهقهه یعنی belly laugh ...
١٣٩٧/١١/٣٠
|

43 گند کاری های کسی را برطرف کردن
مثال ها:
.I clean up after these people
.I'm fed up with cleaning up after you all the time
١٣٩٧/١١/٢٠
|

44 چیزی نمانده بود که
مثال 1: .I almost missed the bus
مثال 2: .I almost killed myself yesterday
١٣٩٧/١١/١٨
|

45 ببین
مثال:
Look here, you can’t say things like that to me
توضیح: اصطلاح look here هنگامی به کار می رود که بخواهیم توجه کسی را جلب کنیم ت ...
١٣٩٧/١٠/٢٨
|

46 تعیینِ حدود ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

47 پیش گزیده ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

48 محو
get caught up محو شدن
مثال :
You know sometimes people get so caught up on the little picture that they can't see the big pictur ...
١٣٩٧/١٠/١٣
|

49 be up for sth
آماده بودن برای چیزی
مثال
.It's a little intimidating but I'm up for the challenge
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

50 احتمال زیادی دارد که ١٣٩٧/٠٩/١٠
|