برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پوریا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 برش بزرگ عمیق یا سوراخی در چیزی، مثل پوست

Blood poured from a deep gash in her forehead.
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

2 1. اجزا باقیمانده از خرابی، تصادف، انفجار و ...
2. تکه های دور ریز مواد، کاغذ و غیره

١٣٩٩/٠١/٢٩
|

3 ضد چیزی بودن و جلوگیری از اتفاق افتادنش. ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

4 کسی که تلاش میکنه از ضعف کسی استفاده کنه. ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

5 1.رشته ضخیم یا طناب نازک

2.در حالت جمع : لباسی که از مخمل دوخته شده

3. سیم الکتریکی که دارای پوشش است و برای اتصال های الکتریکی استفاد ...
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 fuzzy
• The students are still fuzzy on this concept.
• این مفهوم برای دانش آموزان،هنوز مبهم است.
١٣٩٩/٠٢/٠٩
|