انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

رئیس علی دلواری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حالت برتری که یک شرکت نسبت به سایر رقیب هایش دارد
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
the fact that a company has an advantage over it ...
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

2 در عملی (تصمیم گیری) دخیل بودن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to be involved in making a decision about something
١٣٩٨/٠٥/١٣
|

3 مرور کردن - زیاد مطالعه کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to learn as much as you can about a subject, because you need the know ...
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

4 (phrasal verb)
گذشت زمان (به طوریکه احساس می کنی آهسته می گذرد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
if time drags by, it seems to p ...
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

5 (این یک صفت است)
عجیب و غریب - (از نظر ظاهری) ناآشنا
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Oxford :
Exotic or unfamiliar in appearance.
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

6 (این یک phrasal verb بشکل informal است)
کالوکیشن: string somebody along
کسی را گول زدن (برای اینکه در آینده کمکش خواهی کرد یا اینکه او را دوست ...
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

7 خستگی مفرط ١٣٩٨/٠٤/٣١
|

8 (این یک فعل است که حالت transitive داشته و به معنی)
جستجو کردن وبسایت با استفاده از کلیک کردن روی لینک ها
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Coll ...
١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

9 (این یک صفت است که معمولا به شکل طنز آمیز استفاده می شود و به معنی)
ترسناک - وحشتناک
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
making you f ...
١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

10 (این یک صفت است و به معنی)
دوست داشتنی - بسیار دوست داشتنی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
liked by many people
معنی گ ...
١٣٩٨/٠٤/٢٠
|

11 از کار اخراج کردن - از کار برکنار کردن کسی - بیکار کردن کسی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to stop employing someone because there ...
١٣٩٨/٠٤/١٢
|

12 معنی اول: نوعی عروسک خیمه شب بازی ساده که از چیزی شبیه جوراب به همراه دو عدد چشم ساخته شده باشد.
معنی دوم :اسامی غیر واقعی که برخی از انسان برای خ ...
١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

13 نوعی کتاب مصور کُمیک مربوط به کشور کره جنوبی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Oxford :
A style of South Korean comic books and graphic novels
١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

14 (در معنی که در زیر ارائه می شود، این کلمه خودش یک فعل مستقل می باشد که شکل سوم فعل mean {نمی باشد} و دارای یک معنی مستقل برای خودش است)
طراحی کرد ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

15 (یک صفت است و به معنی)
کوتاه مدت
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
existing or happening for only a short time
معنی گرفته شده از ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

16 (یک صفت است که به شکل true to life نیز نوشته می شود و درباره کتاب یا فیلمنامه بکار می رود و به معنی)
واقعگرایانه - طبیعی
معنی گرفته شده از دیکش ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

17 (این یک صفت است و به معنی)
بلند مدت
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
used to talk about something that has been continuing for a l ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

18 (یک صفت است)
بدون احساس - بی احساسات
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
showing no emotion when you are talking about something exci ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

19 (یک صفت می باشد)
دارای آخرین اطلاعات - طبق آخرین مَد یا تکنولوژی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
1 including all the latest infor ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

20 (این یک صفت است که حالت informal دارد. البته در برخی از دیکشنری ها به عنوان اسم نیز معرفی شده است)
همه چیز دان - عالِم نما
معنی گرفته شده از دی ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

21 (یک صفت است که با فعل get کالوکیشن می دهد)
معنی:
ضعیف - ناتوان - بی فایده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Oxford :
Worn out, incapacitat ...
١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

22 ترکیب to be of… یعنی ((داشتنِ ...)). مثلا وقت می گوییم ((It is of importance)) یعنی ((اهمیت دارد)). ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

23 (یک صفت است) به معنی:
خیلی موثر - دارای تاثیر زیاد
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
having a great influence or effect
معنی گر ...
١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

24 (یک صفت است) به معنی:
عملی و عاقلانه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
practical and direct in a sensible honest way
معنی گرفته ...
١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

25 از این نوع - از این گونه
(در اینجا nature به معنی {نوع - گونه} می باشد.
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a particular kind of thin ...
١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

26 پرستاری از کودک - نگهداری از کودک (noun-uncountable)
(به شکل childminding نیز نوشته می شود)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
bab ...
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

27 کنترل و حفاظت بوسیله پلیس
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the way that the police are used to keep control over a particular area an ...
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

28 فرصت های شغلی ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

29 جلوگیری کردن (از یک چیز بد و منفی) - دور نگه داشتن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to prevent something dangerous or unpleasant from ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

30 به بیان دیگر ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

31 به عنوان اثرات بد
(از این عبارت، در رایتینگ نویسی برای شروع پاراگرافی که می خواهیم در آن اثرات بد و نکات منفی موضوع انشاء را بنویسم، استفاده می شو ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

32 اثرات بد - اثرات منفی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the bad effects of something that also has good effects
معنی گرفته شده از ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

33 (هم صفت است و هم قید)
داخل اداره ای - درون سازمانی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
working within a company or organization
مع ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

34 غذای آماده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
food that is partly or completely prepared already and that is sold frozen or in cans, pa ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

35 غذای آماده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a meal that has already been cooked and is sold ready to eat
معنی گرفته شده از دیکشنری ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

36 ازدحام جمعیت
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
when there are too many people living in a particular place
معنی گرفته شده از دیکشنر ...
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

37 (یک صفت است)
(درباره پنجره به معنی) دوجداره
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
having two layers of glass to keep heat insi ...
١٣٩٨/٠٢/٠٣
|

38 در حال رشد و توسعه بصورت سریع
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
growing, expanding, or developing rapidly
معنی گرفته شده ا ...
١٣٩٨/٠٢/٠٣
|

39 شهرستان - شهر کوچک
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
a town usually small and concerned primarily with serving the surrounding ...
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

40 اصلی - مهم ترین
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
most important SYN main
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
of ...
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

41 زمینه را (برای انجام کاری) فراهم کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to provide the conditions that will make it possible for somet ...
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

42 توریست - گردشگر
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
someone who has travelled to a place on holiday → tourist SYN vacationer
معنی گرف ...
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

43 (یک idiom است)
مفید بودن (برای چیزی)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
beneficial to
١٣٩٨/٠١/٢٨
|

44 شغل - زمینه کاری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
the work that a person does regularly in order to earn money : job
١٣٩٨/٠١/٢٨
|

45 تحصیلات عالی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
education at a college, university etc
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webs ...
١٣٩٨/٠١/٢٨
|

46 تاکید کردن (بر یک حقیقت)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to emphasize the fact that something is important or true
معنی گرفته شده ...
١٣٩٨/٠١/٢٧
|

47 بارفیکس رفتن (این کلمه در اینجا حالت اسم دارد و فعل نیست اما در فارسی معنی که برایش می آوریم حالت فعلی دارد)
(به شکل pullups نیز نوشته می شود)
...
١٣٩٨/٠١/٢٦
|

48 انتقال دادن منظور (بطور موفق) – ارتباط برقرار کردن (بطور موفق)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to succeed in communicating an idea o ...
١٣٩٨/٠١/٢٣
|

49 مَدِ نظر ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

50 (در مورد قانون و یا عرف های جامعه به معنی) سرپیچی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to deliberately disobey a law, rule etc, with ...
١٣٩٨/٠١/٢٢
|

51 حکمرانی شده (کنترل شده) بوسیله زن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
ruled or controlled by women
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین M ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

52 زن شاغل (که شغلش برایش خیلی مهم است به نوعی که آن را به ازدواج کردن و بچه دار شدن ترجیح می دهد) (این کلمه بر طبق توضیح دیکشنری مکمیلان دارای بار معنا ... ١٣٩٨/٠١/١٨
|

53 عزت نفس
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the feeling that you deserve to be liked and respected
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین C ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

54 تنهایی وقت زیادی را گذراندن - با دیگران زیاد حرف نزدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to spend a lot of time alone, not talking to ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

55 عزت نفس
(کلمه ((عزت)) در اینجا به معنی عزیز شمردن و گرامی داشتن است. لذا با نگاه کردن به معانی انگلیسی برگرفته از دیکشنری های آنلاین - که در زیر خ ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

56 برای مدت کوتاهی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
used for saying what happened or existed during a short period before it changed
١٣٩٨/٠١/١٨
|

57 همه زمان ها - همه ادوار - همه دوران ها
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the best, biggest etc of a particular kind of person or thing ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

58 خیلی زود - خیلی سریع
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
very soon or very quickly
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster : ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

59 برای مدت طولانی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
for a somewhat long time
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
١٣٩٨/٠١/١٨
|

60 با تاخیر - بر طبق برنامه ریزی نبودن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
not according to schedule : late
معنی گرفته شده از د ...
١٣٩٨/٠١/١٨
|

61 (در اینجا حالت اسم دارد) برگه ترخیص شرافتمندانه - برگه ترخیص محترمانه (منظور از ترخیص در اینجا، پایان دادن به انجام فعالیت در ارگان های نظامی است)
١٣٩٨/٠١/١٧
|

62 سلامت روانی ١٣٩٨/٠١/١٧
|

63 فضانورد روسی (فضانورد اتحاد جماهیر شوروی)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
an astronaut from the former Soviet Union
معنی گرفته شد ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

64 شاخص قند خون بعد از خوردن غذا - میزان گلوکوز در خون
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a measure of the rate at which the level of suga ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

65 ورزش های استقامتی (مثل کار کردن با وزنه به منظور قوی کردن ماهیچه های بدن) ١٣٩٨/٠١/١٧
|

66 ترکیب بدن (یعنی در داخل بدن به چه میزان یا چند درصد چربی، ماهیچه، آب و مواد معدنی وجود دارد) ١٣٩٨/٠١/١٧
|

67 نرخ (سرعت) سوخت و ساز بدن در زمان استراحت ١٣٩٨/٠١/١٧
|

68 قسمت پایین پا (حدفاصل بین زانو تا مچ پا) ١٣٩٨/٠١/١٧
|

69 کمر (انسان) ١٣٩٨/٠١/١٧
|

70 بخشی از کف دست انسان که در زیر شست دست واقع شده است (ناحیه زیر شست دست انسان)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the rounded part of th ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

71 سینه پا (گل پا) - ناحیه ای از کف پای انسان که در پایین انگشتان پا واقع شده است
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the rounded part of t ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

72 قسمت جلویی پای انسان
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
the front part of the human foot
١٣٩٨/٠١/١٧
|

73 زیاده روی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to do or say something that is too extreme for a particular situation
معنی گرفته ش ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

74 موثر واقع شدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if something does the trick, it solves a problem or provides what is needed to get a g ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

75 (idiom - informal ) از چیزی خیلی خسته شدن - عصبانی شدن از چیزی (چیزی که برای مدت طولانی ادامه داشته است)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam- ...
١٣٩٨/٠١/١٧
|

76 بطور منحصر به فرد
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
in a way that is different from anything or anyone else
معنی گرفته شده از دیکشن ...
١٣٩٨/٠١/١٠
|

77 نوعی پیراشکی (یعنی خمیری که داخل آن با چیزی پُر شده باشد) که به شکل آبپز یا سرخ شده سرو می گردد.
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster ...
١٣٩٨/٠١/١٠
|

78 خودنمایی کردن (توسط پول یا چیزهای دیگر به گونه ای که مردم را متوجه سازد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to use or show something in ...
١٣٩٨/٠١/١٠
|

79 شروع بسوختن کردن - آتش گرفتن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
to start burning
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
t ...
١٣٩٨/٠١/١٠
|

80 ناگهان شروع به سوختن کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to suddenly start to burn very strongly
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلای ...
١٣٩٨/٠١/١٠
|

81 پیش غذا - اَردَور
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
food that is served in small amounts before the main part of the meal
معنی گرف ...
١٣٩٨/٠١/٠٩
|

82 تا حدی که
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to the extent that
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

83 درگیر چیزی شدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to become involved in something, often without wanting to
معنی گرفته شده از دیکش ...
١٣٩٨/٠١/٠٦
|

84 (Idiom) به عنوان مثال
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
as an example
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

85 تجاری سازی کردن ١٣٩٨/٠١/٠٣
|

86 تامین کالا(جهت فروش) برای مغازه - دوباره جنس آوردن برای مغازه (بجای اجناسی که فروش رفته اند)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
to re ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

87 پشت صحنه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
just behind or to the side of a stage in a theatre, where the people watching a play cannot ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

88 جاده خروجی بزرگراه ها
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a road for driving off a freeway
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-W ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

89 فراتر از محدوده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
beyond the area where someone is allowed to go
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

90 یک ویژگی خاص از یک محصول که باعث می شود مردم آن را بخرند
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a particular quality that something has whi ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

91 درمان افراد بدون استفاده از دارو یا روش های فیزیکی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
the activity of making a person healthy without ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

92 بهتر از این نمیشه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
in order not to let someone else do better or seem better than you
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

93 فصلی که (زمانی از سال که) مردم کمتر به تعطیلات می روند
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the time of year when not many people are tak ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

94 (informal) برای مدت کوتاهی در شرایط سخت زندگی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to live for a short time in conditions that are n ...
١٣٩٨/٠١/٠٢
|

95 دخیل (Adjective) ١٣٩٧/١٢/٢٩
|

96 عجیب و غریب (صفتی است که برای توصیف چیزهای شگفتی برانگیز استفاده می شود. چیزهایی که باورش غیرممکن به نظر می رسد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین ...
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

97 خودکفایی ١٣٩٧/١٢/٢٩
|

98 وقایع مهم جاری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
important political events or other events in society that are happening now
معنی ...
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

99 گذشته دور ١٣٩٧/١٢/٢٩
|

100 (صفت می باشد و به معنی) کنترل شده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
controlled by rules or laws
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

101 شخصا
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if you do something in person, you go somewhere and do it yourself, instead of doing something ...
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

102 (به منظور مقاصد بازاریابی و یا به منظور مقاصد پلیسی) جمع آوری اطلاعات مردم
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
when companies collect in ...
١٣٩٧/١٢/٢١
|

103 ناکافی گرم کردن (verb)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Collins :
to heat insufficiently
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

104 حرکت آب از میان مواد زیرسطحی - جریان زیری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
a flowing under : movement of water through subsur ...
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

105 (معنی در حوزه دارو) مصرف کردن یا تامین کردن دوز ناکافی (verb)
دوز ناکافی (noun)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to take o ...
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

106 بزرگتر از حد معمول - خیلی بزرگ
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
bigger than usual or too big
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

107 بیش از حد معدنکاری کردن - بیش از حد استخراج کردن(تا حدی که معدن تمام بشود)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
to mine (an area or re ...
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

108 دستمزد کمتر
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
earning less money than you deserve for your work
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MA ...
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

109 تعلق خاطر (دلبستگی و یا وابستگی) یک مصرف کننده به یک برند
معنی گرفته شده از وبسایت Wikipedia :
Brand engagement is the process of forming an em ...
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

110 کیک شکلاتی (به شکل تخت و کلفت)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a thick flat chocolate cake
١٣٩٧/١٢/١٦
|

111 معتاد شدن (وابسته شدن) به چیزی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
addicted to (a drug)
very interested and enthusiastic abo ...
١٣٩٧/١٢/١٦
|

112 شکستگی های کوچک استخوان که از فشار دائمی بر استخوان ناشی شده اند
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
a usually hairline fracture ...
١٣٩٧/١٢/١٦
|

113 (برای توصیف شخصیت انسان) اهل تحقیق و جستجو
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
used about someone who tries to discover new facts and ...
١٣٩٧/١٢/١٦
|

114 یکی از بخش های تور
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
one of the parts that a tour is divided into
١٣٩٧/١٢/١٦
|

115 دونده دو سرعت ١٣٩٧/١٢/١٥
|

116 عدم بهره وری - عدم بازدهی ١٣٩٧/١٢/١٤
|

117 فی البداهه - بی مقدمه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
an off-the-cuff remark, reply etc is one that you make without thinking about ...
١٣٩٧/١٢/١٤
|

118 رفتارهای (اجتماعی) مثبت و مفید
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
relating to behaviour which is positive, helpful, and intended to p ...
١٣٩٧/١٢/١٢
|

119 اشباع شده با رسانه
(منظور از رسانه همان تلویزیون، رادیو، روزنامه و غیره می باشد)
١٣٩٧/١٢/١٢
|

120 (انسان) دو شغله - وضعیتی که در یک خانواده هم شوهر و هم زن کار کنند
(این عبارت هم حالت Adjective دارد و هم حالت noun دارد که در این صورت به شکل cou ...
١٣٩٧/١٢/١٢
|

121 دور هم جمع شدن ١٣٩٧/١٢/١٢
|

122 سینما
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
the cinema, rather than television or the theatre
١٣٩٧/١٢/١١
|

123 پر از تحسین - پر از تمجید
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
glowing report/account/description etc
a report etc that is full of pra ...
١٣٩٧/١٢/١١
|

124 گرفتگی عضلانی ١٣٩٧/١٢/١١
|

125 باهم وجود داشتن - باهم ارتباط داشتن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if two things go together, they exist together or are connected ...
١٣٩٧/١٢/٠٤
|

126 تکه ای از موسیقی مذهبی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a piece of religious music for singers and instruments
١٣٩٧/١٢/٠٤
|

127 معمولی (کل این عبارت یک صفت می باشد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
not special or interesting in any way
١٣٩٧/١٢/٠٤
|

128 زندان بان
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
someone who is in charge of guarding a prison or prisoners
١٣٩٧/١٢/٠١
|

129 اجیر بودن - خواب آلوده نبودن ١٣٩٧/١٢/٠١
|

130 به طور استعاره ای معنی ((خوابیدن))می دهد. ١٣٩٧/١٢/٠١
|

131 کارمند شهرداری - کارمند دولت
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
someone employed in the civil service
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلا ...
١٣٩٧/١٢/٠١
|

132 توی روز روشن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if something, especially a crime, happens in broad daylight, it happens in the daytime ...
١٣٩٧/١٢/٠١
|

133 یادداشت برداری - نُت برداری ١٣٩٧/١٢/٠١
|

134 منشی وکلای حقوقی - دستیار وکلای حقوقی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Wikipedia :
A legal secretary is a particular category of worker within ...
١٣٩٧/١٢/٠١
|

135 کنایه دارد از :
از خود تعریف کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
pat somebody/yourself on the back =
to praise someone or you ...
١٣٩٧/١٢/٠١
|

136 این کلمه سبک نگارش به روش British English برای کلمه penalize می باشد که هر دو به معنی ((جریمه کردن)) هستند. ١٣٩٧/١١/٣٠
|

137 آگهی نیازمندی ها (در روزنامه یا آنلاین)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster برای عبارت help-wanted :
(دیکشنری فوق این عبارت را صفت ...
١٣٩٧/١١/٢٩
|

138 قانع کردن کسی برای انجام ندادن کاری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to persuade someone not to do something
١٣٩٧/١١/٢٩
|

139 این یک صفت است و به معنی:
از ترس خشکیده شده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
be frozen with fear/terror/fright
to be so afraid, ...
١٣٩٧/١١/٢٩
|

140 تخصیص داده شده ١٣٩٧/١١/٢٩
|

141 غیر جدی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
not intended to be serious
١٣٩٧/١١/٢٩
|

142 جمع بندی - خلاصه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a summary or summing-up
١٣٩٧/١١/٢٩
|

143 رئیس مستقیم - رئیسی که یک فرد کارمند به طور مستقیم با او در ارتباط است و موظف به پاسخگویی به وی می باشد. ١٣٩٧/١١/٢٩
|

144 نرم افزار کامپیوتری تولید کننده صدای انسان (به آن speech-synthesizer هم می گویند)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a computer system ...
١٣٩٧/١١/٢٩
|

145 این عبارت یک صفت است و به معنی:
کسی که نمره بالا می گیرد (مثل شاگرد اول ها یا شاگردهای ممتاز)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster ...
١٣٩٧/١١/٢٩
|

146 رشد فردی ١٣٩٧/١١/٢٩
|

147 (در نتیجه چیزی) منجر شدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to lead to (something) as a result : result in
١٣٩٧/١١/٢٩
|

148 تغییر مداوم شغل
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
when someone changes their job very often
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merria ...
١٣٩٧/١١/٢٩
|

149 مواجه شدن با چیزی (معمولا سختی ها و یا شرایط سخت و دشوار) ١٣٩٧/١١/٢٨
|

150 گرفتن انرژی، الهام، قدرت و حمایت (از چیزی)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to gain strength, energy, or support from (someth ...
١٣٩٧/١١/٢٥
|

151 (رنگ)قرمز تیزه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a dark red colour
١٣٩٧/١١/٢٥
|

152 از غذا لذت بردن - با ولع غذا خوردن
(این یک اصطلاح استرالیایی می باشد و حالت informal دارد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
[tuc ...
١٣٩٧/١١/٢٥
|

153 حداکثر سرعت ممکن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
the highest possible speed
١٣٩٧/١١/٢٥
|

154 (برای نمایشنامه) تولیدی جدید از یک نمایشنامه که برای مدتها اجرا نشده است.
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a new production of a play ...
١٣٩٧/١١/٢٤
|

155 (برای لباس) رسمی ١٣٩٧/١١/٢٤
|

156 غذای پُر گوشت - غذای گوشتی - غذایی که اکثر مواد تشکیل دهنده آن گوشت باشد.
عبارت فوق حالت صفت دارد.
١٣٩٧/١١/٢٤
|

157 بکار بردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if you put an idea, plan etc into practice, you start to use it and see if it is effective ...
١٣٩٧/١١/٢٢
|

158 دور ه جمع شدن به منظور انجام دادن کاری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to join with someone in order to work on something
١٣٩٧/١١/٢٢
|

159 تلاشگری - زحمت کشی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
someone who is industrious works hard
١٣٩٧/١١/٢١
|

160 دچار شدن - شدن (دارای بار معنایی منفی می باشد)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
[descend into something]
if a situation descen ...
١٣٩٧/١١/٢١
|

161 مانع شدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to prevent someone from doing something, or prevent something from happening
١٣٩٧/١١/٢١
|

162 قطعا - البته - بله (برای ابراز تایید به صورت محترمانه استفاده می شود) (این عبارت محاوره ای است)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
spok ...
١٣٩٧/١١/٢١
|

163 آغلی که در آن احشام را به طور موقت نگهداری می کنند.
در اینجا کلمه pen به معنی آغل می باشد.
١٣٩٧/١١/٢١
|

164 کسی که درآمد کمی دارد ١٣٩٧/١١/١٨
|

165 جان کسی یا چیزی را گرفتن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if a war, accident etc claims lives, people die because of it – used especi ...
١٣٩٧/١١/١٨
|

166 آسان گرفتن (مسائل و امور) ١٣٩٧/١١/١٨
|

167 رهبری شده توسط یک فرد جوان (این عبارت صفت می باشد) ١٣٩٧/١١/١٨
|

168 سپس - بعد
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
(informal) later, after an activity or situation has been continuing for a period of time
١٣٩٧/١١/١٨
|

169 بدگویی کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
to talk about someone or something in a way that makes people think they are not as g ...
١٣٩٧/١١/١٨
|

170 اول شروع کردن (به گونه ای که به انسان یک فایده ای برساند و یا یک فرجه ای را در اختیار انسان قرار دهد) ١٣٩٧/١١/١٨
|

171 کود ١٣٩٧/١١/١٧
|

172 اولین در نوع خودش ١٣٩٧/١١/١٧
|

173 کشاورز ١٣٩٧/١١/١٧
|

174 (برای حیوانات) رام شده - اهلی شده ١٣٩٧/١١/١٧
|

175 (مراسم) اهدای جوایز ١٣٩٧/١١/١٧
|

176 برعکس - چپه - اشتباه

معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a) to be in the wrong order
b) if something is the wrong way round, the ...
١٣٩٧/١١/١٤
|

177 تامین کردن سرمایه لازم ١٣٩٧/١١/١٤
|

178 دریافت عکس العمل خوب از کسی
به طور کلی بعد از عبارت go down صفات دیگری هم می تواند قرار بگیرد که نشان دهنده نوع عکس العمل دریافتی از مخاطب است.
١٣٩٧/١١/١٤
|

179 سعی کردن برای انجام کاری
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to try to do something
١٣٩٧/١١/١٤
|

180 به تدریج رشد کردن - به تدریج تغییر یافتن به چیزی ١٣٩٧/١١/١٣
|

181 شکست خوردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to fail to win in competition : fail to receive an expected reward or gain
١٣٩٧/١١/١٣
|

182 نفس نفس زدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
have difficulty breathing after running, hurrying etc
١٣٩٧/١١/١٣
|

183 متوجه شدن - فهمیدن (بخصوص درباره مسائل پنهانی) ١٣٩٧/١١/١٣
|

184 زیر نظر گرفتن چیزی - دنبال کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to pay attention to someone or something, so that you know where th ...
١٣٩٧/١١/١٣
|

185 نام یک صورت فلکی است که در فارسی به آن ((مار اَفسای)) گفته می شود. ١٣٩٧/١١/١٣
|

186 وسایل کمک آموزشی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MacMillan :
objects and other materials from daily life used in teaching
١٣٩٧/١١/١٠
|

187 فریبنده (در این معنی، این کلمه حالت صفت دارد) ١٣٩٧/١١/١٠
|

188 استخر (حوضچه) کوچک آب که در میان صخره های کنار دریا واقع شده است.
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a small pool of water between rock ...
١٣٩٧/١١/١٠
|

189 به کرایه دادن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Lomgman :
to allow someone to borrow something for a short time in exchange for money
معنی گر ...
١٣٩٧/١١/١٠
|

190 به موقع - سَرِ موقع
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
at some time in the future when it is the right time, but not before
معنی گرف ...
١٣٩٧/١١/١٠
|

191 اختتامیه
مثال:
closing ceremony = مراسم اختتامیه
١٣٩٧/١١/٠٩
|

192 ابرازی
(این معنی بر مبنای یکی از معانی فعل express که به معنای {ابراز کردن} می باشد، ارائه شده است)
١٣٩٧/١١/٠٦
|

193 یادگرفتن چگونگی انجام کاری و یا استفاده کردن از چیزی (این عبارت informal می باشد)
ترجمه گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
to learn how to d ...
١٣٩٧/١١/٠٦
|

194 اقشار مختلف مردم - اقشار مختلف جامعه
معنی گرفته شده از دیکشنری Cambridge :
When people talk about walk(s) of life, they are referring to differ ...
١٣٩٧/١١/٠٣
|

195 غذای آماده (که از بیرون از خانه خریداری می شود)
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
prepared food packaged to be consumed away f ...
١٣٩٧/١١/٠٢
|

196 اشتباه دور زدن (در رانندگی یا در هنگام پیاده راه رفتن) ١٣٩٧/١١/٠٢
|

197 دور زدن (در رانندگی یا در هنگام پیاده روی) ١٣٩٧/١١/٠٢
|

198 کانو رانی - کانو سواری
(کانو یا همان canoe نوعی قایق پارویی می باشد)
١٣٩٧/١١/٠٢
|

199 شرح وظایف شغلی
(ترجمه گرفته شده از دیکشنری آنلاین مک میلان:
a set of rules about how people in a particular profession should behave in their w ...
١٣٩٧/١١/٠١
|

200 اگر چنین است ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

201 کار عملی (که بخشی از نمره نهایی درس را تشکیل می دهد) ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

202 با دقت برنامه ریزی کردن (با در نظر گرفتن تمام مشکلات ممکن) ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

203 آپارتمان یکخوابه - منزل یکخوابه - خانه ای که فقط دارای یک اتاق می باشد که از آن به عنوان اتاق نشیمن و اتاق خواب استفاده می شود. ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

204 الاکلنگ - دمپای لاانگشتی ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

205 (درباره غذا) خام - ناپخته ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

206 مظنه قیمت سهام ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

207 فردی که در دوره زمانی به دنیا آمده است که در آن دوره، بچه های زیادی به دنیا آمده اند (مثلا در ایران بین سال های 1358 تا 1373 اگر فردی به دنیا آمده با ... ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

208 (برای حرف زدن) بریده بریده - جویده جویده ١٣٩٧/٠٧/١٦
|

209 خوشحال کننده ١٣٩٧/٠٧/١١
|

210 بی کیفیت ١٣٩٧/٠٧/١١
|

211 بیش از حد گران ١٣٩٧/٠٧/١١
|

212 تولید انبوه ١٣٩٧/٠٧/١١
|

213 سطح (زمین) مخصوص یخ زده که برای ورزش هایی مثل هاکی روی یخ و یا اسکیت روی یخ، از آن استفاده میکنند. ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

214 علوم انسانی ١٣٩٧/٠٧/٠٦
|

215 توافقات دوطرفه ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

216 چیزی که توجه عمومی را به میزان زیادی جلب کند (adj) ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

217 (در مورد غذاهایی که مزه شیرین دارند) کم شیرینی
(در این کاربرد دارای بار معنایی منفی می باشد)
١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

218 حداکثر صدای ممکن ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

219 مشکل بالقوه - خطر بالقوه ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

220 کنکور (یا امتحانی شبیه به کنکور که آموخته های دانش آموز در دوران مدرسه را می سنجد و معمولا از نتیجه این امتحان برای پذیرش افراد در مقطع دانشگاه استفا ... ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

221 روی گرداندن (از چیزی) ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

222 پَلَکیدن - پرسه زدن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

223 بر جای گذاشتن (مانند میراث بر جای گذاشتن) ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

224 راننده تحت تعلیم ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

225 دوباره شستن ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

226 شخصی که به یک سازمان و یا به عقایدی وفادار است و به سختی برای آن کار می کند (noun) ١٣٩٧/٠٦/٠٧
|

227 خوردن چیزی در بین وعده های اصلی غذا (مثل خوردن میوه در فاصله بین ناهار تا شام) ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

228 برجسته و درشت (برای حروف و یا کلمات درون متن) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

229 انتظار داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

230 دست کشیدن از چیزی (اگر بعدش something باشد)
صرف نظر کردن از انتظار کشیدن برای رسیدن شخصی (اگر بعدش somebody باشد)
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

231 دارویی که بدون نسخه و تجویز دکتر می توان آن را تهیه کرد - داروی آزاد ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

232 مجبور کردن یک فرد به استفاده از تمام مهارت، توانایی ها و یا هوش خودش. ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

233 بوجود آمدن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

234 انتقال دادن (phrasal verb) ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

235 نه تنها (not only) ١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

236 در هم تنیده شده (adj) ١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

237 مظنه قیمت ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

238 وسایل کمک آموزشی بصری ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

239 به نفعِ ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

240 بیلبوردهای بزرگی که روی دیوار نصب می شوند ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

241 صورت سوال - روی سوال (که باید در امتحان آن را ابتدا خواند و سپس طبق آن اقدام به جواب دادن نمود). ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

242 برنامه آموزشی برای کارمندان به شکل مامور به تحصیل و یا مُنفَک از خدمت (یعنی کارمند می تواند تمام ساعت کاری روز خودش را به تحصیل و آموزش دیدن بپردازد ... ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

243 آموزش ضمن خدمت - آموزش ضمن کار ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

244 در عوضِ ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

245 کارکردن یا ادامه کار دادن به شکل موثر و بدون مشکل ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

246 جدا کردن یک چیزی از چیزی دیگر - تقسیم کردن یک چیزی به بخش های مساوی یا مشابه (phrasal verb) ١٣٩٧/٠٤/١٣
|

247 معرفی - معارفه (به یک شغل و یا به یک سازمان به صورت رسمی) (n) ١٣٩٧/٠٤/١٣
|

248 تحریف شده (adj) ١٣٩٧/٠٤/١٢
|

249 خون خوار - خون آشام (adj) ١٣٩٧/٠٤/١٢
|

250 قریب الوقوع ١٣٩٧/٠٤/١١
|

251 قالب 113 گرمی (4 اونسی) کره ١٣٩٧/٠٤/١١
|

252 یادگیری تحت نظر و سرپرستی معلم ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

253 معلم محور (دروسی که در کلاس فقط توسط سخنرانی و صحبت کردن معلم ارائه می شود و شاگردان فقط از صحبت های معلم یادداشت برداری می کنند) ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

254 فشار همنوعان (n) (U) ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

255 حداقل - حداقلی ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

256 وظایف اساسی ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

257 نَسَب شناسی - شجره نامه شناسی - مطالعه تاریخچه گذشته و حال اعضای یک خانواده ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

258 به منظورِ - برایِ ١٣٩٧/٠٤/٠٧
|

259 (توسط کامپیوتر یا ماشین تایپ)تایپ شده - ماشین نویسی شده ١٣٩٧/٠٤/٠٦
|

260 میخ طویله ١٣٩٧/٠٤/٠٦
|

261 حذف کردن (معادل کلمه remove) ١٣٩٧/٠٤/٠٣
|

262 لحن و نحوه صحبت کردن با کودکان توسط بزرگترها - بچگانه صحبت کردن ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

263 صدایی که از حد عادی بلندتر است ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

264 حداکثر - ماکزیمم ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

265 هرگونه تور یا سفری که با اتوبوس انجام شود (در اینجا کلمه coach به معنی اتوبوس می باشد) ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

266 تور بازدید از مکان های تاریخی و یا محل های دیدنی، که توسط یک راهنما هدایت می شود. ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

267 تخت (اتاقک) سولاریوم که برای تیره یا برنزه کردن پوست مورد استفاده قرار می گیرد.
تخت هایی که در کنار ساحل برای دراز کشیدن و آفتاب گرفتن مورد استفاد ...
١٣٩٧/٠٣/٣١
|

268 زمان خلوتی - زمانی که کمترین تقاضا را دارد. ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

269 مدرک تحصیلی - مدرک دانشگاهی ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

270 دوره ای دانشگاهی که شامل درس خواندن و کار کردن در بین آن می باشد به گونه ای که دانشجو می تواند تجارب عملی نیز کسب نماید. ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

271 تاییدیه رسمی ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

272 ساختن یک چیزی و یا برنامه ریزی کردن برای یک چیزی، به گونه ای که در آینده به شکل بی فایده یا ناپایدار در نیاید
(این کلمه هم حالت فعل دارد و هم حالت ...
١٣٩٧/٠٣/٣١
|

273 خلاصه اهداف و ارزش های یک شرکت، سازمان و یا یک شخص ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

274 چرخش یا تغییر مثبت در راستای موفقیت (این کلمه دارای بار معنایی مثبت می باشد) ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

275 فعالیت های اقتصادی کوچک که اخیرا شروع به کار کرده باشند (این معنی برای حالت اسمی یا همان noun کلمه فوق می باشد) ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

276 عروس دریایی ١٣٩٧/٠٣/٢٦
|

277 شیر غلیظ شده ١٣٩٧/٠٣/٢٥
|

278 پشت بام هایی که توسط یک پوشش گیاهی به صورت کامل و یا به صورت ناقص پوشیده شده اند.
به این پشت بام ها در زبان انگلیسی green roof نیز گفته می شود.
١٣٩٧/٠٣/٢٥
|

279 آب های سطحی - آب هایی که بر روی زمین جاری می باشند (مثل آب باران یا برفی که آب می شود)
به شکل run-off water یا runoff water نیز نوشته می شود.
١٣٩٧/٠٣/٢١
|

280 مجرم فراری ١٣٩٧/٠٣/٢٠
|

281 مستاصل - ناچار ١٣٩٧/٠٣/٢٠
|

282 ماشین مسابقه کارتینگ
به شکل go-kart نیز نوشته می شود.
١٣٩٧/٠٣/٢٠
|

283 این عبارت فرانسوی می باشد ولی در زبان انگلیسی نیز کاربرد دارد و به معنی ((صرافی)) می باشد. ١٣٩٧/٠٣/١٩
|

284 به طور غریضی ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

285 کارشناسی ارشد ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

286 جلوگیری کردن از ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

287 این یک اصطلاح informal است به معنی:
درک اشتباه وضعیت یا چیزی که گفته می شود
١٣٩٧/٠٣/١٣
|

288 به معنی much یا many می باشد و حالت informal دارد. به شکل loads of نیز نوشته می شود. ١٣٩٧/٠٣/١٣
|

289 حاکم - مدیر - مسئول ١٣٩٧/٠٣/١١
|

290 (در موقع آدرس دهی) درست قبل از ١٣٩٧/٠٣/١٠
|

291 خارج از محوطه دانشگاه ١٣٩٧/٠٣/١٠
|

292 ناگهانی بازشدن، ناگهانی باز کردن ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

293 شخص سئوال کننده ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

294 کارگر قراردادی ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

295 بردن شخصی از جایی به جایی دیگر ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

296 (معنی غیر رسمی) جستجو کردن و یافتن چیزی یا شخصی که برای یافتن مشکل می باشد. ١٣٩٧/٠٣/٠٤
|

297 (اغلب علیرغم وجود مشکلات) شروع کردن، ادامه دادن ١٣٩٧/٠٣/٠٤
|

298 سلام کننده، کسی که در کنار درب ورودی اماکن عمومی (مثل رستوران) می ایستد و به افرادی که وارد می شوند سلام و خوشامد می گوید. ١٣٩٧/٠٣/٠٣
|

299 کم کردن وزن از طریق ورزش کردن شدید و عرق کردن ١٣٩٧/٠٣/٠١
|