برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Rana mirsalehi

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 butter : کره، روغن
butter up : گول زدن، سر کسی را شیره مالیدن
١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

2 صندلی جلوی ماشین ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

3 سیر بودن ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

4 نوش جان (از زبان فرانسه وارد انگلیسی شده است) ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

5 چیزی نمونده که...
نزدیکه که...
برای مثال: I'm about to finish
چیزی نمونده که تموم کنم.
١٣٩٨/٠٤/١٩
|

6 دارو، مواد مخدر ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

7 مست با الکل یا مواد مخدر ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

8 در مکالمات محاوره ای برای بیان حرف هایی که در گذشته گفته شده، بجای said از was like استفاده میشه.
I/she/he was like
اینجوری گفتم/ گفت
١٣٩٨/٠٤/١٧
|

9 اهمیت داشتن
برای مثال: I dont give a damn
اصلا برام مهم نیست، به درک
١٣٩٨/٠٤/١٥
|

10 🔽مخالفت مودبانه
معذرت میخوام ولی من مخالفم
١٣٩٨/٠٤/١٤
|

11 پیش میاد (در جواب عذرخواهی) ١٣٩٨/٠٤/١٠
|

12 عاشق شدن (از افعال عبارتی) ١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

13 یک دنیا ممنون
یک میلیون ممنون
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|