برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

رسول امینی

رسول امینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 از نظر، از دید، از لحاظ و غیره.
The concept of perfectivity is by nature alien to the present
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

2 از گرسنگی {داشتم} می‌مُردم ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

3 گذر کردن، گذشتن، گُذَردن، راه رفتن ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

4 ارائه دادن، بخشیدن (دهش یا دهنده بودن) ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

5 دوستان نوشتن صرف کردن... این اشتباه است...
باید گفت: � صرف نکردن� ، بکار نبردن، دریغ کردن، مضایقه کردن
١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

6 برو-بیا (ماموریت، دستوربری) ١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

7 پایین آورده

lowering his head to his chest
{به طور} سر بر سینه پایین آورده
١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

8 کوشا
کوشش
١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

9 جیرینگ جرینگ کردن
جیرینگ جرینگ کنان، جرنگان جرنگان
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

10 پرشی

jumping horse
اسب پرشی، اسب پرنده (پرش کننده)
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

11 جوشان ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

12 بخاطر، به سبب، برای(دلیل) ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

13 صرف، صرف واژگان ١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

14 نباشد، ایکاش نباشد ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

15 دورتر ١٣٩٩/٠١/١٣
|

16 خیلی بیرون، بیرون‌تر، خارج‌تر ١٣٩٩/٠١/١٣
|

17 عمیقا، عمیق به درون، توتر (بیشتر به تو) ١٣٩٩/٠١/١٣
|

18 حرف اضافه، حرف اضافه پیشین و پسین ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

19 حرف اضافه پسین (مانند نقش‌نمای مفعول مستقیم - را) ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

20 حرف اضافه پیشین (به، از، در، با، بین، تا، جلو، میان و …) ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

21 رو به رو، چشم تو چشم، دهن به دهن
(حرف اضافه، حرف اضافه مکان)
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

22 می‌توان معنای �از� را نیز برای آن {در هنگام ترجمه به پارسی} در نظر گرفت. مثلا:
�ill with malaria�
- بیمار (ناخوش) از مالاریا ::: (بیمار به خاط ...
١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

23 هم‌سر یا همسر (هم اندازه، به گویش خراسانی) یا همانند (بجای "مانند یا مثل" بکار رود؛ یعنی از دو واژه "مثل" و "مانند" استفاده نشود)
دقیقاٌ، همچون
١٣٩٨/٠٦/٠٩
|

24 آسی ١٣٩٨/٠٦/٠٩
|

25 روان (آواشناسی-زبانشناسی) ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

26 واک‌دار (زبانشناسی) ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

27 عروس (به معني زن پسر) ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

28 واژه‌گردانی (زبانشناسی)
گروهی از کلمات که از نظر معنای ساختاری با معنای منظوری متفاوتند، مثل کلمه �نامرد�، این کلمه از نظر ساختاری یعنی �کسی که مر ...
١٣٩٨/٠٤/١٥
|

29 واژه‌گردانی شده
(زبانشناسی - Lexicalization )
١٣٩٨/٠٤/١٥
|

30 صدای کبوتر ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

31 دوان دوان آمدن (فعل همراه اسم مصدر) ١٣٩٨/٠٤/١٢
|

32 دوهجایی ١٣٩٨/٠٤/١١
|

33 رقص سیمد ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

34 امایی (دستور زبان) ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

35 کستا ختاگوروف ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

36 دیگور (مربوط به قوم ایرانی" آسی یا اوستی" در قفقاز)، دیگوری، {گویش} دیگورون ١٣٩٨/٠٣/١١
|

37 فاعل ١٣٩٨/٠٣/١٠
|

38 حروف ندا ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

39 به طور خر کردن، به طور نوازش کردن، چرب زبانی، ریشخندگری، ناز ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

40 حروف ربط جداساز
- جمع Disjunctive
١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

41 اوستیا ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

42 مفعول (دستورزبان) ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

43 کاباردی، قوم کاباردی، قومی قفقازی ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

44 پاس کردن (از ریشه پاسبانی) درست است؛ نباید پارس کردن خوانده شود، اضافه کردن حرف �ر� در حقیقت یک اشتباه است. ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

45 واق واق کردن، پاس کردن نباید پارس کردن خوانده شود، اضافه کردن حرف �ر� در حقیقت یک اشتباه است.
- از ریشه پاسبانی کردن.
١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

46 پیش‌فعل، پیش فعل، پیشوند فعل ١٣٩٨/٠٢/٢٧
|