انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Raven

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Control over Power or influence over someone or something ١٣٩٦/١١/٢٤
|

2 Lighten down Take it easy
سخت نگرفتن
١٣٩٦/١١/٢٣
|

3 Dress down Wear informal ١٣٩٦/١١/٢٣
|

4 Give people a heads up Warn of a future developement people need to be aware of ١٣٩٦/١١/٢٢
|

5 Go the extra mile Work harder than most people would, to get a job done ١٣٩٦/١١/٢٢
|

6 Play down Show something less important ١٣٩٦/١١/٢٢
|

7 Man up Be brave ١٣٩٦/١١/٢٢
|

8 Lighten up Take it easy ١٣٩٦/١١/٢٢
|