انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

روح اله اسماعیلی سراجی

روح اله اسماعیلی سراجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در پزشکی به معنای (خونرسانی کردن) هم می آید ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

2 در علم چشم پزشکی بدان " چرخش رو به پایین" چشم میگویند. ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

3 اوج و فرود، فراز و نشیب، صعود و سقوط، افزایش و کاهش، افت و خیز. طلوع و غروب، ظهور و افول ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

4 شرح حال ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

5 شیر خوردن نوزاد از مادر ١٣٩٨/٠٨/٠٤
|

6 عوارض درمانی، عارضه یا بیماری خاصی که در اثر درمان به وجود می آید ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

7 بالاتر. قدامی تر، بالایی، قدامی
برای طناب نخاعی معنای بالاتر و برای مغز معنای قدامی تر را میدهد.
مثال:
cranial nerve signs indicate a lesi ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

8 محوطه ای با ابعاد محدود که معمولاً عاری از پوشش گیاهی است و برای دام پروری استفاده می شود ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

9 پیش از خرید ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

10 sway test: آزمایش تاب دادن اسب به وسیله کشیدن دم به طرفین ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

11 محیط بسته که فرد یا حیوان قادر به حرکت نیست و نمیتواند با محیط بیرون ارتباط برقرار نماید.
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

12 اندامهای حرکتی شامل دست ها و پاها ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

13 اختلال در گام برداشتن، به طوری که گام های بلند یا کوتاه برداشته می شود.

١٣٩٨/٠٧/١٤
|

14 در دامپزشکی: توده ای تکان پذیر در جلوی سینه و زیر گردن گاو ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

15 مختل شدن یا ضعیف شدن توسط یک بیماری یا آسیب وارده ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

16 توهم رفتگی قولون- سکومی ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

17 بخشی از روده که بخشی دیگری از روده را در حالت توهم رفتگی تلسکوپی پذیرفته است. نام دیگر آن بخش پذیرنده است. ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

18 بخشی از روده که وارد بخش دیگری شده است. در واقع نام دیگر آن بخش اهداشونده است. ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

19 pocket of peritoneal fluid: در این جمله به معنای ناحیه پُر از .... می آید. ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

20 در مورد سیاهرگ ها ترجمه( احتقان) برای این واژه بهترین ترجمه است. congestion of vein ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

21 hastrum: در واقع هر یک از قسمتهای کیسه مانند هر قولون هستند که منجر به ظاهر کیسه کیسه مانند قولونها خواهند شد. haustra جمع این واژه است. ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

22 هر یک از قسمتهای انتهایی یک ارگان که در برابر قسمت دیگر قرار گرفته است. مثلا قسمت پشتی کلیه در برابر قسمت شکمی کلیه یا قسمت جلویی کلیه در برابر قسمت ... ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

23 میزنای. لوله نسبتا طولانی و باریک که ادرار را از کلیه به مثانه منتقل میکند. ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

24 کنار مهره های کمری ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

25 یک تنکنسین تشخیصی است که از دستگاه سونوگرافی استفاده میکند. سونوگرافی کننده ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

26 rugal folding of stomch: به چین های پر پیچ و خم درون مخاط معده یا حتی سایر روده ها اطلاق می شود. ١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 corresponding
• What we required you to do is corresponding to the contract.
• چیزی که ما نیاز داشتیم شما انجامش دهید مربوط به قرارداد است.
١٣٩٨/٠٨/١٢
|