برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

روح اله اسماعیلی سراجی

روح اله اسماعیلی سراجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بدسنجی در قدم برداشتن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

2 شبیه حباب، برجستگیهای استخوانی گردمانند. تاولهای روی سطح پوست. ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

3 در پزشکی: وضعیتی است که حین کما در آن دست ها خم شده روی سینه قرار میگیرد و پاها به صورت سفت باز میشوند. ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

4 در طب اسب: ناحیه پشتی محل تلاقی گردن به سر که در اثر افتادن اسب مستعد ضربه است. ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

5 کج و معوج ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

6 استخوان پوشاننده : منظور همان استخوانی است که در جمجمه بیرونی تر از بخش استخوانی دیگر قرار دارد. ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

7 در برخی موارد معنای (له کردن) نیز میدهد. در واقع له کردنی که تحت فشار ایجاد میشود. ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

8 کم ارزش شمردن
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

9 در پزشکی به معنای (خونرسانی کردن) هم می آید ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

10 در علم چشم پزشکی بدان " چرخش رو به پایین" چشم میگویند. ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

11 اوج و فرود، فراز و نشیب، صعود و سقوط، افزایش و کاهش، افت و خیز. طلوع و غروب، ظهور و افول ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

12 شرح حال ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

13 شیر خوردن نوزاد از مادر ١٣٩٨/٠٨/٠٤
|

14 عوارض درمانی، عارضه یا بیماری خاصی که در اثر درمان به وجود می آید ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

15 بالاتر. قدامی تر، بالایی، قدامی
برای طناب نخاعی معنای بالاتر و برای مغز معنای قدامی تر را میدهد.
مثال:
cranial nerve signs indicate a lesi ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

16 محوطه ای با ابعاد محدود که معمولاً عاری از پوشش گیاهی است و برای دام پروری استفاده می شود ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

17 پیش از خرید ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

18 sway test: آزمایش تاب دادن اسب به وسیله کشیدن دم به طرفین ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

19 محیط بسته که فرد یا حیوان قادر به حرکت نیست و نمیتواند با محیط بیرون ارتباط برقرار نماید.
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

20 اندامهای حرکتی شامل دست ها و پاها ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

21 اختلال در گام برداشتن، به طوری که گام های بلند یا کوتاه برداشته می شود.

١٣٩٨/٠٧/١٤
|

22 در دامپزشکی: توده ای تکان پذیر در جلوی سینه و زیر گردن گاو ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

23 مختل شدن یا ضعیف شدن توسط یک بیماری یا آسیب وارده ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

24 توهم رفتگی قولون- سکومی ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

25 بخشی از روده که بخشی دیگری از روده را در حالت توهم رفتگی تلسکوپی پذیرفته است. نام دیگر آن بخش پذیرنده است. ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

26 بخشی از روده که وارد بخش دیگری شده است. در واقع نام دیگر آن بخش اهداشونده است. ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

27 pocket of peritoneal fluid: در این جمله به معنای ناحیه پُر از .... می آید. ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

28 در مورد سیاهرگ ها ترجمه( احتقان) برای این واژه بهترین ترجمه است. congestion of vein ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

29 hastrum: در واقع هر یک از قسمتهای کیسه مانند هر قولون هستند که منجر به ظاهر کیسه کیسه مانند قولونها خواهند شد. haustra جمع این واژه است. ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

30 هر یک از قسمتهای انتهایی یک ارگان که در برابر قسمت دیگر قرار گرفته است. مثلا قسمت پشتی کلیه در برابر قسمت شکمی کلیه یا قسمت جلویی کلیه در برابر قسمت ... ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

31 میزنای. لوله نسبتا طولانی و باریک که ادرار را از کلیه به مثانه منتقل میکند. ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

32 کنار مهره های کمری ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

33 یک تنکنسین تشخیصی است که از دستگاه سونوگرافی استفاده میکند. سونوگرافی کننده ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

34 rugal folding of stomch: به چین های پر پیچ و خم درون مخاط معده یا حتی سایر روده ها اطلاق می شود. ١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 corresponding
• What we required you to do is corresponding to the contract.
• چیزی که ما نیاز داشتیم شما انجامش دهید مربوط به قرارداد است.
١٣٩٨/٠٨/١٢
|