انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

صبا راد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Looks like فکر کردن به معنی حدس زدن ١٣٩٨/٠٤/٠٧
|

2 Break ترک کردن

١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

3 Cut زخمی کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٩
|

4 Catch گیر انداختن
With this play , I will catch the king
من با این نمایشنامه،پادشاه را گیر می اندازم.
١٣٩٨/٠٣/٢٩
|

5 fire nights شب های آتشین ١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

6 made استفاده کردن
You never made the most of it (تو هیچ استفاده ای ازش نکردی)
١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

7 Surprise تعجب کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

8 envision تجسم کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

9 People cry گریه ی مردم ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

10 Free آزادی ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

11 Some people تعدادی از مردم ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

12 How long is this elevator ride? این آسانسور چقدر طولانیه ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

13 grown گنده؛ بزرگ ١٣٩٨/٠٣/٢١
|

14 actually اتفاقا ١٣٩٨/٠٣/٢١
|

15 damn دهنت صاف ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

16 big boom صدای مهیب ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

17 Went off a bomb went off به معنای منفجر شدن یک بمب است . ١٣٩٨/٠٣/١٧
|