برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سعید

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پاچه خواری ١٣٩٨/١٠/٢٦
|

2 یه مشت دروغ
You have me a pack of lies
١٣٩٨/١٠/٢٦
|

3 یعنی یه کسی که مردم رو برای انجام کاری تحریک میکنه یا خوب یا بد ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

4 یه چیزی که حتما جور میشه و رد خور نداره. ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

5 به فنا میرم ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

6 I'm toast
به فنا میرم
١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

7 جا دادن ( از نظر خونه و کار) ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

8 دِ مُده ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

9 روند رو به رشد ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

10 Living creature
موجود یا حیوون خونگی
١٣٩٨/٠٣/١١
|

11 زدن زیر چیزی ( قولی یا حرفی یا قراری) ١٣٩٨/٠٣/١٠
|

12 ممکنه زیاده روی باشه ١٣٩٨/٠٣/٠٥
|

13 احتمالی (که رخ میده در آینده) ١٣٩٨/٠٣/٠٥
|

14 زیاد نیازی به حفاظت از نظر پولی و مراقبت نداره
١٣٩٧/١٢/٠٦
|

15 وقتی که از چیزی خیلی بدت میاد که انجامش بدی ١٣٩٧/١١/١٦
|

16 غرق کردن در افکار ی که تحت فشار هستیم ١٣٩٧/١١/١٦
|

17 لقمه چرب و نرم و خیلی مَلَس برای آسیب پذیر بودن ١٣٩٧/١١/١٠
|

18 مثلا یه هوا اومده بیماری فلان رو آورده
Bug
١٣٩٧/١٠/١٨
|

19 Breakdown in culture
شکاف در فرهنگ
١٣٩٧/١٠/١٥
|

20 کسی رو از سوراخ موش کشاندن بیرون ١٣٩٧/١٠/١٤
|

21 مبتلا شدن به ١٣٩٧/١٠/١٣
|

22 دفاع کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

23 Mobbed with people
پر از مردم
١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

24 فصلی ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

25 رانش زمین ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

26 تلفات ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

27 I highly recommend it
به شدت پیشنهادش میدم(از نظر ارزش و رتبه)
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

28 Put it down تا اخر پای چیزی یا کسی رفتن ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

29 امروزی ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

30 Let's move on
بریم سر اصل مطلب
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

31 اساس ١٣٩٧/٠٩/١٤
|

32 پایه ١٣٩٧/٠٩/١٤
|

33 منتشر کردن، بیرون دادن ١٣٩٧/٠٩/١٤
|

34 handout اگر اسم باشه خیرات معنی میده
اگر فعل باشه برگه راهنما معنی میده
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

35 I'll get my brother to pay for dinner
من هزینه شام رو به عهده برادرم میندازم
Get : برای اینکه یه چیزی رو کسی دیگه انجام بده برات
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

36 اقرار کردن ، اعتراف کردن ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

37 دیوانه وار ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

38 پاکت کردن ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

39 وقتی مایع ای به یه شی بخوره و صدا بده مثل چلپ چلپ کردن قطره آب ، مثل خوردن آب دریا به صخره ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

40 یعنی جایی که آب دریا شن ساحل رو پررنگ میکنه نسبت به جاهای خشک دیگر شن ساحل که از دریا دوره ، همانجایی که وقتی میری دریا پات می ره تو شن خیس و پررنگتره ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

41 منتقد ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

42 طغیان کردن ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|