برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد صالحی

سجاد صالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 کارشناسی شده ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

2 منصب یا سمت همزمان
به عنوان مثال: او همزمان، سمتی در گروه ارتقاء سلامت و بهداشت جامعه ... دارد.
He has a joint appointment with the Department ...
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

3 مشتاقانه
علاقه مشتاقانه = an avid interest
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

4 سلامت-از-راه دور ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

5 بیان جنسی؛ ولی بهتر است در متون روان شناسی از "رفتار جنسی" استفاده شود. ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

6 علوم انسانی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

7 جهت گیری یا گرایش جنسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

8 در متون روان شناسی تاب آوری ترجمه می شود. ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

9 کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی = Master’s of Education in Educational Psychology ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

10 استاد معین؛ عضو هیأت علمی وابسته؛ استاد حق التدریسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

11 adjunct professor = استاد معین؛ عضو هیأت علمی وابسته؛ استاد حق التدریسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

12 سیستم اداری
ترویج یک سیستم اداری صاحب صلایت = cultivate a competency regimen
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

13 آرمان گرایانه

تدوین دستورالعمل های آرمان گرایانه = creating aspirational guidelines
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

14 تجلیل کردن، ستودن، تقدیر بعمل آوردن، تحسین کردن، تعریف کردن ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

15 مزید بر موارد فوق؛ می توان از "بر طرف کردن" نیز استفاده نمود. ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

16 انحراف، عملیات انحرافی، انحراف از جهت، عدول، تفریح، سرگرمی، مشغولیت، کژ راهه

مشغول نمودن بخش اورژانس = emergency department diversions

١٣٩٩/٠٣/١٦
|

17 گروه، واحد، وزارت خانه، دپارتمان، بخش

بخش اورژانس = emergency department
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

18 صرفه جویی در هزینه ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

19 تامین سلامت روانی ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

20 عدالت اجتماعی ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

21 محروم؛ کم برخوردار؛ تحت حمایت ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

22 معطل شدن؛ فس فس کردن؛ دست دست کردن؛ درنگ کردن؛ طول دادن؛ دوام آوردن؛ وقت تلف کردن؛ تعلل کردن و ... ١٣٩٩/٠٣/١٥
|

23 نادر ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

24 در صورت امکان ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

25 شک و تردید، دو دلی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

26 اصطلاحات
the idiosyncrasies of the technology = اصطلاحات فناوری
١٣٩٩/٠٣/١١
|

27 ظرافت ها ١٣٩٩/٠٣/١١
|

28 بالینی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

29 به لحاظ بالینی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

30 در متون روان شناسی و علی الخصوص متون روان تحلیلی؛ واژه "اتحاد و یا پیمان" ترجمه می شود.
therapeutic alliance = اتحاد درمانی؛ پیمان درمانی
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

31 مباحثه، مکالمه، گفت و گو، ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

32 ترجمه صحیح inventory در متون روان شناسی "سیاهه" است.
تفاوت های ساختاری و فنی بین "سیاهه" ؛ "پرسشنامه"؛ "تست" و "آزمون" وجود دارد.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

33 ترجمه صحیح inventory در متون روان شناسی "سیاهه" است.
تفاوت های ساختاری و فنی بین "سیاهه" ؛ "پرسشنامه"؛ "تست" و "آزمون" وجود دارد.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

34 مراقب بودن ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

35 مواجهه
به عنوان مثال "تکنیک های مواجهه طولانی مدت" که در روان درمانی تروما مورد استفاده قرار می گیرد.
prolonged exposure techniques
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

36 کاربرگ ها ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

37 کاربرگ ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

38 تجهیزات کمکی
به عنوان مثال سمعک برای ناشنوایان
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

39 گواهی فعالیت؛ جواز کسب؛ پروانه کسب ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

40 قوانین ایالتی و فدرال ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

41 بطور کلی؛ اساسا؛ علی القاعده؛ قاعدتا؛ اساسا؛ عموما ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

42 در متون روان شناسی و مباحث اخلاقی؛ "صلاحیت" ترجمه می شود. ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

43 صلاحیت حرفه ای ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

44 ارسال؛ اعزام
a technician will have to be dispatched to the site = یک تکنسین باید به پایگاه اعزام شود.
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

45 مهیا، مجهز ، آماده ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

46 در برخی جملات "آشنا شدن" هم می توان ترجمه کرد.
come in with some technical skills = آشنا شدن با برخی مهارت های فنی
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

47 آشنا به فناوری
خوره تکنولوژی
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

48 فرا گرفتن، یاد گرفتن ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

49 عیب یابی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

50 جامع؛ فراگیر؛ کلی؛ عمومی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

51 تعداد معدودی از ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

52 جعل هویت ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

53 در قبال = with respect to ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

54 دارای اختیار قانونی؛ صلاحیت دار ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

55 "Good Standing" یا "Certificate of Good Standing" یا گواهی حسن انجام کار (عدم سوء پیشینه)؛ مدرکی رسمی با مهر و امضای سازمان نظام پزشکی/روان شناسی است ... ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

56 "Good Standing" یا "Certificate of Good Standing" یا گواهی حسن انجام کار (عدم سوء پیشینه)؛ مدرکی رسمی با مهر و امضای سازمان نظام پزشکی/روان شناسی است ... ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

57 فوق الذکر؛ همانطور که در بالا اشاره شد ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

58 تدوین
Establishment of policies = تدوین سیاست ها
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

59 بجز امنیت، سلامت هم معادل خوبی است.
Security of test =سلامت آزمون،
در متون روان شناسی؛ واژه "سلامت" ترجمه بهتری از" امنیت" به نظر می آید.
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

60 در متون روانشناسی "رازداری" ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

61 روش رسانه های سمعی و بصری ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

62 بهره مندان، مخدوم، مصرف کنندگان، دریافت کنندگان ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

63 در متون روانشناسی "مراجع" ترجمه می شود. ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

64 فرهیخته، روشنفکر ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

65 فرهیختگی، روشنفکری ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

66 تحول، تکوین، تکامل، فرگشت ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

67 پیشگفتار، مقدمه ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

68 متعهد ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

69 تشکیل می دهد ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

70 طرد شدن، از چشم افتادن، از وجهه عموم افتادن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

71 کافی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

72 کارورزی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

73 فاقد بیمه ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

74 آموزش، تحصیلات
lesseducation = تحصیلات کمتر
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

75 طرد شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

76 انگ ، داغ ، برچسب در روان شناسی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

77 انگ خوردن، لکه دار شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

78 در دسترس نبودن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

79 کارورزی، کارآموزی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

80 ذهن آگاهی، از رویکرد های موج سوم در روان شناسی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

81 مقالات، متون علمی و همچنین ادبیات تحقیق، پیشینه پژوهش ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

82 برنامه های آموزشی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

83 دور-روانشناسی ؛ روان شناسی-از-راه دور؛ تله سایکولوژی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

84 بالاخص، به ویژه، علی الخصوص، مخصوصا، بخصوص ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

85 اصل مهم و اساسی ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

86 عقاید بیش بها داده شده ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

87 نا معلوم، مبهم، نامشخص ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

88 جنگنده، سرکش، مبارز ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

89 مطیع و فرمانبردار
متضاد آن سرکش و جنگنده
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

90 سرشت؛ خوی؛ ذات ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

91 مقدار، حجم ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

92 حجم، مقدار ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

93 غفلت،
left unattended = به حال خود رها شدن
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

94 مثلث سازی ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

95 جنبه، وجهه
another facet of = جنبه دیگری از....
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

96 گسسته ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

97 نفوذناپذیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

98 گسستگی
در خانواده درمانی به، گسستگی در مقابل به هم تنیدگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
disengagement متضاد enmeshment است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

99 به هم تنیدگی
در خانواده درمانی به، به هم تنیدگی در مقابل گسستگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
enmeshment متضاد disengagement است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

100 توجه را جلب میکند ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

101 بیمارگونه؛ حساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

102 پایه و اساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

103 زمینه ای، زیر بنایی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

104 نادیده گرفته شدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

105 نفی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

106 ملزم کردن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

107 نا بسامان ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

108 نا بسامانی ها ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

109 ارزیابی؛ سنجش ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

110 تامین مالی
مباحث تامین مالی = funding discussions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

111 مشارکت داده شدن
کارآموزان در تصمیم گیری در مورد خدمات بالینی، مشارکت داده شدند = trainees are incorporated into clinical service decisions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

112 اختصاص دادن
تخصیص بودجه= allocate funds
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

113 بودجه دولتی ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

114 تجزیه و تحلیل؛ آنالیز؛ کاوش
در متون تخصصی روان شناسی = روانکاوی
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

115 موقعیت ها
مثال موقعیت های عملی = practicum sites
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

116 پیگیری ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

117 مترادف ارجاع در متون روان شناسی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

118 به موقع ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

119 خط مشی ها ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

120 تامین مالی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

121 به قوانین مربوط به رفاه اجتماعی ایالات متحده اشاره دارد.
به نظر من بهترین ترجمه عبارت است از "معافیت مالی رفاه اجتماعی"
١٣٩٩/٠٢/٠١
|

122 غائبین غیرموجه یا افرادی که علیرغم رزرو کردن بلیط، در محل مورد نظر حضور نیافته و یا لغو می کنند.
در متون درمانی به بیماران یا مراجعینی اشاره دارد ...
١٣٩٩/٠١/٣١
|

123 در متون درمانی به منزله رها کردن درمان است ١٣٩٩/٠١/٣١
|

124 پذیرش ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

125 یک به یک؛ یکایک، تن به تن، تک به تک ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

126 پژوهش؛ تحقیق ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

127 سطح؛ لایه = مدل سه لایه یا مدل سه سطحی = three-tier model ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

128 حرفه؛ عمل؛ درمان؛ کار؛ تمرین؛ کاربست و همچنین حرفه
clinical practice = حرفه بالینی
١٣٩٩/٠١/٢٧
|

129 فاصله ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

130 در برخی موارد میتوان از لفظ مداوم نیز استفاده کرد. ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

131 روند بهبودی ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

132 کارشناس؛ قاضی؛ داور ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

133 داوران؛ قضات؛ کارشناسان ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

134 در مواردی هم به معنی "اداره کردن" بکار برده می شود ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

135 سازمانهای مردم نهاد ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

136 در ارتباط با ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

137 در عرصه اجتماعی ١٣٩٩/٠١/٢٦
|

138 مرز ١٣٩٩/٠١/٢١
|

139 مرزها ١٣٩٩/٠١/٢١
|

140 سوء استفاده؛ بهره کشی ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

141 تهاتر ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

142 مشغول به کار شدن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

143 در نظر داشتن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

144 ارجاع دادن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

145 مقرون به صرفه نبودن= it difficult to afford ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

146 مقرون به صرفه نبودن= it difficult to afford ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

147 نابهنجار ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

148 از این رو ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

149 تهاتر کردن ١٣٩٩/٠١/١٩
|

150 نابرابری، بی عدالتی ١٣٩٩/٠١/١٩
|

151 abundance of = تعداد کثیری از ... ١٣٩٩/٠١/١٩
|

152 فراهم کردن ١٣٩٩/٠١/١٩
|

153 حس و حال ١٣٩٩/٠١/١٩
|

154 به معنی تامین معاش هم هست. ١٣٩٩/٠١/١٩
|

155 در برخی جملات بجای هدف هم بکار برده می شود.
مثال having a future orientation = داشتن یک هدف آتی
١٣٩٩/٠١/١٩
|

156 شرایط ١٣٩٩/٠١/١٩
|

157 معطوف به ١٣٩٩/٠١/١٥
|

158 اصلی ١٣٩٩/٠١/١٥
|

159 مختل شده ١٣٩٩/٠١/١٥
|

160 مختل کردن ١٣٩٩/٠١/١٥
|

161 مواجهه، رویارویی ١٣٩٩/٠١/١٥
|

162 ... کافی ١٣٩٩/٠١/١٥
|

163 جانبازان، کهنه سربازان ١٣٩٩/٠١/١٥
|

164 نبرد، جنگ، پیکار، مبارزه، درگیری ١٣٩٩/٠١/١٥
|

165 برابری، مطابقت، همگونی ١٣٩٩/٠١/١٥
|

166 بافت سلولی نرم و اسفنجی ١٣٩٩/٠١/١٥
|

167 نارسایی احتقانی قلب یا نارسایی قلبی CHF ١٣٩٩/٠١/١٥
|

168 نا متناسب ١٣٩٩/٠١/١٤
|

169 در مورد حیوانات می بایست از کلماتی چون گله و رمه استفاده شود. ١٣٩٩/٠١/١٤
|

170 و دیگری ١٣٩٩/٠١/١٤
|

171 تحت کنترل فلان ١٣٩٩/٠١/١٤
|

172 ارزش (اخلاقی یا اجتماعی)؛ ارزش؛ مقدار ١٣٩٩/٠١/١٤
|

173
اخلاقی
١٣٩٩/٠١/١٤
|

174 موانع، محدودیت ها ١٣٩٩/٠١/١٣
|

175 ایجاد شدن در ١٣٩٩/٠١/١٣
|

176 در مقایسه با ١٣٩٩/٠١/١٣
|

177 در بین ١٣٩٩/٠١/١٣
|

178 فرقه ١٣٩٩/٠١/١٣
|

179 غالبا ١٣٩٩/٠١/١٣
|

180 فردی ، فرد، منحصر به فرد ١٣٩٩/٠١/١٣
|

181 گرایش مذهبی ١٣٩٩/٠١/١٣
|

182 جایگاه اجتماعی - اقتصادی ١٣٩٩/٠١/١٣
|

183 اهل فلان جا بودن ١٣٩٩/٠١/١٣
|

184 داشتن چیزی ١٣٩٩/٠١/١٣
|

185 در روان شناسی=هویت، فصل های مشترک ١٣٩٩/٠١/١٣
|

186 اختصاص داده شده ١٣٩٩/٠١/١٣
|

187 وجه مشترک، فصل مشترک ١٣٩٩/٠١/١٣
|

188 تجربه ای ١٣٩٩/٠١/١٣
|

189 ابزار ١٣٩٩/٠١/١٣
|

190 کارورز بالینی، کارآموز بالینی، فرد تحت نظارت بالینی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

191 مهیا سازی نظارت بالینی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

192 نظارت بالینی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

193 ناظر بالینی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

194 می پردازد؛ بر طرف میکند ١٣٩٩/٠١/١٢
|

195 در محدوده؛ درون...؛ در طی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

196 ویژگی ها، امکانات، اختیارات، آزادی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

197 دایره نفوذ ١٣٩٩/٠١/١٢
|