برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجید دلبندم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 A room in clothing store where people try on new clothes is a fitting room .....
وقتی یک لباس مورد پسند قرار بگیرد شخص خریدار وارد اتاق پرو میشود ...
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

2 consequently-در نتیجه-بنابراین-پس ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

3 پاکت:post package=پاکت نامه ١٣٩٨/٠٧/١١
|

4 ولی ما تو درسامون خوندیم (مسافرت)!! ١٣٩٨/٠٧/١١
|

5 باسواد ١٣٩٨/٠٧/١١
|

6 ایستگاه تاکسی -جایی که مردم برای سوار شدن به تاکسی در آنجا می ایستند البته در ایران من کسی رو ندیدم که در جایگاه تاکسی منتظر تاکس باشد، همه وسط خیاب ... ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

7 نقاش ماشین
١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

8 کسی که تجارت می کند ١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

9 خانه دار(داشتن خانه)-خانه دار(شغل)
١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

10 نگهبان فروشگاه ، انبار دار ١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

11 راننده اتوبوس-کسی که اتوبوس را می راند ١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

12 the comet ١٣٩٨/٠٦/٠١
|

13 synonyms: beautiful - stunning- stupendous- tremendous - great- superb ١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

14 نام دختر در ایلات متحده آمریکا ١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

15 صدف-صدف دریایی-صدف خوراکی -
١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

16 یک مکانی که در آن در مورد ستارگان تحقیق و بررسی می کنند و آموزش می دهند مانند دانشگاه تبریز که یک رصدخانه مانندی دارد و بعضی مواقع دانش آموزان را بر ... ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

17 سیارات ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

18 کاموا - کلاف - نخ ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

19 شوخی کردن ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

20 بشقاب یکی از ظروف آشپزخانه است که در غذاخوری بدرد می خورد. حالا من نمیخوام مانند دوستان به معنی واژه کاری داشته باشم ولی من می خواهم که انواع بشقاب ... ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

21 توپ بدمینتون،که با ست راکت خریداری می شود. ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

22 در کنار ساحل ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

23 این کلمه به ترکی یعنی باز نمی شود مثلا:
آدام قاپینی آچمز یعنی= آدم نباید در را باز کند.
اکثرا این جمله به کودکان گفته می شود تا در را باز نکنن ...
١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

24 زبان انسان ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

25 انواع فیل ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

26 از طریق =بواسطه=بوسیله ١٣٩٨/٠٤/١٩
|

27 خرچنگ ١٣٩٨/٠٤/١٧
|

28 چشم فک ها ١٣٩٨/٠٤/١٣
|

29 سیبیل مشدی ١٣٩٨/٠٤/١٣
|

30 فک دیایی ١٣٩٨/٠٤/١٣
|

31 صندوق فروشگاهی ١٣٩٨/٠٤/١٢
|

32 مترادف : ابراز، اظهار، بیان، گفتار، اقرار،
متضاد :تحریر، ترقیم، نوشتن، انکار کردن
١٣٩٨/٠٤/١٢
|

33 خوفناک و خطرناک مانند : کوسه ١٣٩٨/٠٤/١١
|

34 خوشبختانه ١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

35 تو گوگل سرچ کردم نوشت هواپیما حالا نمی دونم
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

36 باغ وحش
پارک حیات وحش(بازدید کنندگان میتوانند وسایل نقلیه خود را رانندگی کرده و از حیوانات عکس یا فیلم بگیرند)
پارک حیوانات
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

37 من که ترک هستم به زبان ما این کلمه یعنی لگن یا همان باسن
باعرض پوووزششششش!!!!!!!!!
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

38 مار ماهی است که جانوری دراز است که در دریا زندگی می کند.. مطالب بیشتری را می توانید در اینترنت مشاهده کنید. ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

39 Representative. ١٣٩٨/٠٤/٠٤
|

40 مایو ١٣٩٨/٠٤/٠٤
|

41 پاراگراف تقریبا 4یا5 سطر متن یا انشا هست که نوشته میشود مثلا:
معلم گفت: یک پاراگراف از صفحه ۱۵ بنویسید و بعد برای من بخوانید
The teacher said: ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

42 کفش دوز
Baba Mustafa is a cobbler
غلط املایی هم اگه داشته باشه این جمله چی کار کنم توی کتاب Ali Baba and the Forty Thieved نوشته بود
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

43
پینه دوز ها حتی با اینکه شما احتمالا متوجه آنها نشوید،در میان گیاهان خودرو (وحشی) از زندگی رنگارنگ خود لذت می برند و گاهی اوقات یک صحنه بسیار زیب ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

44 معنی:
درد و رنج کشیدن
مترادف:
ache-hurt-suffering
جمله نمونه :
.The girl's ...
١٣٩٨/٠٣/٢٥
|

45 پیراشکی یا غذایی مانند ان تصویر ان تو Google سرچ کنید می اره من که دلم خواست شماهارو نمی دونم ١٣٩٨/٠٣/٢٥
|

46 شکم درد -درد شکم و دل و روده ١٣٩٨/٠٣/٢٥
|

47 این کلمه ب معنی در اختیار هم گذاشتن ، کاری را باهم کردن
share a book with your friend یعنی با دوست خود کتاب را تقسیم کن
١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 groceries
• I went shopping for groceries.
• من برای خرید مواد غذایی به فروشگاه رفته بودم.
١٣٩٨/٠٧/١٢
|