برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Setayesh-Arya

Save your advice 'cause I won't hear
You might be right but I don't care
There's a million reasons why I should give you up
But the heart wants what it wants




تمام اصطلاحاتی که نوشتم بر مبنای "Essential Idioms in English " است

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 براي عبرت دیگران کسی را تنبیه کردن ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

2 از سیر تا پیاز، از الف تا یا، کاملاً ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

3 کسی را راضی یا رام کردن، نبض کسی را بدست آوردن، کسی را خر کردن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

4 شور چیزی را درآوردن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

5 اصطلاح...به کسی توپیدن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

6 اصطلاح...2زاریت افتاد؟ ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

7 پوست از سر کسی کندن، کتک مفصل به کسی زدن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

8 اصطلاح...حمام زنانه ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

9 شکلک درآوردن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

10 سر و مر و گنده ١٣٩٧/١١/١١
|

11 هنوز دهنش بوی شیر می دهد ١٣٩٧/١١/١١
|

12 او دهن لق است ١٣٩٧/١١/٠٩
|

13 درمورد یک شخص بخوایم بگیم معنی" زخم خورده" میده ١٣٩٧/١١/٠٨
|

14 بهانه ١٣٩٧/١١/٠٨
|

15 program در انگلیسی آمریکایی و programme در انگلیسی بریتانیایی استفاده می شود ١٣٩٧/١١/٠٨
|

16 pupil یعنی دانش آموز ولی از student بیشتر برای اشاره به دانشجو استفاده می شود ١٣٩٧/١١/٠٨
|

17 مردمک چشم ١٣٩٧/١١/٠٨
|

18 رسید،حواله ١٣٩٧/١١/٠٨
|

19 این کلمه اسم است به معنی پاداش و جایزه...دوستانی که فعل معنی کردید این و با فعل reward به معنی پاداش دادن،جایزه دادن اشتباه گرفتید ١٣٩٧/١١/٠٨
|

20 هم اسم است و هم فعل...در نقش اسم به معنای غرش،تلق تلق اما در نقش فعل به معنای غرش کردن و تلق تلق کردن است ١٣٩٧/١١/٠٨
|

21 دوختن و وصله کردن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

22 این کلمه به معنی دستمزد و معمولا به صورت هفتگی یا روزانه در ازای کار به فرد پرداخت می شود اما salary به معنی حقوق،مواجب و به پولی اشاره میکنه که به ص ... ١٣٩٧/١١/٠٨
|

23 آداب،با نزاکت و مودب ١٣٩٧/١١/٠٨
|

24 دوستان لطفا دقت کنید اطلاعات اشتباه ندید
story یعنی داستان ولیstorey یعنی طبقه...هردو واژه اسم هستند
١٣٩٧/١١/٠٨
|

25 اصطلاحی به معنی از کسی غول ساختن،دور کسی را گرفتن! ١٣٩٧/١١/٠٨
|

26 اصطلاحی به معنی احساس ناراحتی یا احساس ناخوشی کردن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

27 اصطلاحی در مورد اینکه کسی در آسمون سیر میکنه یا خیالات خام داره ١٣٩٧/١١/٠٨
|

28 اصطلاح-پیروز شدن،همه را موافق خود گرداندن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

29 تعطیل کردن،بیخیال شدن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

30 کدورت ها را کنار گذاشتن-اصطلاح ١٣٩٧/١١/٠٨
|

31 اصطلاح-خانه بر آب ساختن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

32 تا بوق سگ کار کردن،دود چراغ خوردن-اصطلاح ١٣٩٧/١١/٠٨
|

33 اصطلاح-به چیزی خاتمه دادن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

34 موفق بودن و نان شب در آوردن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

35 یخ مجلس را شکستن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

36 اصطلاح-غوغا به پا کردن ١٣٩٧/١١/٠٨
|

37 اصطلاح- هر جور که شده ١٣٩٧/١١/٠٧
|

38 خالی کردن عصبانیت-اصطلاح ١٣٩٧/١١/٠٧
|

39 عصبی شدن و کنترل خود را از دست دادن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

40 شل کن سفت کن در اوردن-اصطلاح ١٣٩٧/١١/٠٧
|

41 پشت پرده،خصوصی ١٣٩٧/١١/٠٧
|

42 اصطلاح-با شیر دست و پنجه نرم کردن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

43 اصطلاح-بسیار مخالف چیزی بودن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

44 تمام کردن....."اصطلاح" ١٣٩٧/١١/٠٧
|

45 در همسایگی بودن،در مجاورت و نزدیکی بودن{-اصطلاح-} ١٣٩٧/١١/٠٧
|

46 وابسته به،متکی به ١٣٩٧/١١/٠٧
|

47 چانه زن،ارزان خر ١٣٩٧/١١/٠٧
|

48 قابل اعتماد ١٣٩٧/١١/٠٧
|

49 همان آش و همان کاسه{اصطلاح} ١٣٩٧/١١/٠٧
|

50 پاچه خواری و خودشیرینی ١٣٩٧/١١/٠٧
|

51 نفع شخصی در کاری داشتن(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

52 نقطه ضعف ١٣٩٧/١١/٠٧
|

53 تقلید کردن-ادای کسی را در آوردن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

54 دارایی بی فایده ١٣٩٧/١١/٠٧
|

55 وصله ی ناجور(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

56 آدم حالگیر ١٣٩٧/١١/٠٧
|

57 مایه ی افتخار،موجب سر افرازی{اصطلاح} ١٣٩٧/١١/٠٧
|

58 نکته منفی چیزی (اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

59 اصطلاح به معنی گربه شور کردن،کار را سرهم بندی کردن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

60 مرد پولدار(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

61 چیزی نمانده،راهی نیست{اصطلاح} ١٣٩٧/١١/٠٧
|

62 وضع ناجور(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

63 دمار از روزگار کسی در آوردن(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

64 پیشامد ناگهانی(اصطلاح) ١٣٩٧/١١/٠٧
|

65 بازیچه،آلت دست ١٣٩٧/١١/٠٧
|

66 بیراهه،ناکجاآباد ١٣٩٧/١١/٠٧
|

67 ناخوانا-بد خط ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

68 لحظه های نفسگیر ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

69 منو میشکونن ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

70 مضطرب ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

71 رد پا...
truck میشه کامیون نه این کلمه!
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

72 با توجه به این موضوع... ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

73 بی پرده ١٣٩٧/١٠/١٨
|

74 تامین بودجه کردن-امور مالی ١٣٩٧/١٠/١٨
|

75 1)کسب کردن 2)سود ١٣٩٧/١٠/١٨
|

76 get along ١٣٩٧/١٠/١٨
|

77 لغو کردن ١٣٩٧/١٠/١٦
|

78 دردسر (trouble) ١٣٩٧/١٠/١٦
|

79 گفته ی بی دقت ١٣٩٧/١٠/١٦
|

80 هیت یعنی آهنگایی که همه گیر میشن،یا مردم خیلی زمزمه میکننشون و تو ماشینا زیاد پخش میشن) ١٣٩٧/١٠/١٣
|

81 یعنی جام شراب، جام شراب لوکس) ١٣٩٧/١٠/١٣
|

82 یعنی از تو ماشین به کسی شلیک کردن و کشته شدن) ١٣٩٧/١٠/١٣
|

83 عقده ای شدن ١٣٩٧/١٠/١٣
|

84 نوعی رقص با لرزش فراوان بدن ١٣٩٧/١٠/١٣
|

85 تمام شدن ١٣٩٧/١٠/١٣
|

86 یعنی ادای احترام کردن نسبت به ارشدتر از خود)
١٣٩٧/١٠/١٣
|

87 بالا نشین (درمورد ملکه و پادشاه که بالا می نشستند) ١٣٩٧/١٠/١٣
|

88 قیافه گرفتن ١٣٩٧/١٠/١٣
|

89 she’s got me twisted
من به دو بخش تقسیم شدم بخشی پیش اون و بخشی پیش خودم
١٣٩٧/١٠/١٢
|

90 ( راهی معمولا چوبی و باریک که بر روی ساحل ساخته میشود ) ١٣٩٧/١٠/١٢
|

91 کارهای عجیب و غریب کردن ١٣٩٧/١٠/١٢
|

92 نوعی مشروب ١٣٩٧/١٠/١٢
|

93 صلیب
She had a cross around her neck
یه گردن بند صلیب روی سینش داشت
١٣٩٧/١٠/١١
|

94 هر چیزی که عمر را کوتاه می کند ١٣٩٧/١٠/١١
|

95 من قبلا حالتو گرفتم ١٣٩٧/١٠/١١
|

96 مهمان کردن به چیزی
Tex treated everyone to free drinks
تکس همه را به نوشیدنی مجانی مهمان کرد
١٣٩٧/١٠/١١
|

97 چوب خط ||| ١٣٩٧/١٠/١١
|

98 کسی را دست انداختن و متلک پروندن ١٣٩٧/١٠/١١
|

99 physical education ١٣٩٧/١٠/١١
|

100 25 امین سالگرد ازدواج زن و مرد ١٣٩٧/١٠/١١
|

101 the catholic saint and pop ١٣٩٧/١٠/١١
|

102 کسی که راه تنفسی اش بسته شده باشد ١٣٩٧/١٠/١١
|

103 بد برداشت نکن ١٣٩٧/١٠/١١
|

104 مامور راهنمایی و رانندگی ١٣٩٧/١٠/١٠
|

105 نگهبان بار یا دیسکو ١٣٩٧/١٠/١٠
|

106 مشروب فروش زن ١٣٩٧/١٠/١٠
|

107 باربر ١٣٩٧/١٠/١٠
|

108 همون DJ خودمون!!!! ١٣٩٧/١٠/١٠
|

109 کدینگ...

بچه لُر اگر چه" لیسانس"داره اما همیشه "مجرد" می مونه ((

لیسانس، مجرد

١٣٩٧/١٠/١٠
|

110 کدینگ... -__-
Hard ship
بدنه این کشتی رو تا اومدیم بشکنیم و دوباره از نو بسازیم چه سختی و
مشقتی کشیدیم
١٣٩٧/١٠/١٠
|

111 خرس عروسکی ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

112 stand for middle summer ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

113
مترادفconventional
١٣٩٧/١٠/٠٩
|

114 one another ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

115 دوردست ها ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

116 این و مهمون من باشید ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

117 حصار ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

118 تلو تلو خوردن ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

119 مست ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

120 سوتی دادن ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

121 به ماست مالی ادامه میدیم ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

122 by mistake ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

123 در چیزی اشتراک داشتن ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

124 در گرامر به معنای تعریف،مشخص کردن ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

125 یک لحظه ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

126 دوام طولانی دراد ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

127 داده شده ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

128 بی حسی موضعی ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

129 من شانه خالی نمی کنم ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

130 inventive...creative ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

131 don't get off the topic ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

132 آن گونه که معلوم شد ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

133 حروف جا افتاده ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

134 شباهت ها ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

135 آتش بازی ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

136 رژه نظامی گروهبان ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

137 ولخرجی ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

138 بدون تعارف
١٣٩٧/١٠/٠٥
|

139 فرق Vegetarian و Vegan این است که vegetarian به شخصی اطلاق می شود که فقط گوشت نمی خورد ولی Vegan به شخصی اطلاق می شود که علاوه بر گوشت، محصولاتی که ا ... ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

140 بند را به آب دادن (رازی را برملا کردن) ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

141 مثل سیبی که از وسط دو نصف کرده باشی ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

142 خونسرد ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

143 این اصطلاح برای افرادی بکار می رود که مدت زیادی را صرف تماشای تلوزیون و یا بازی های رایانه ای می کنند.

١٣٩٧/١٠/٠٤
|

144 ثابت شد.معلوم شد ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

145 روز افزون ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

146 نیروهای خودی ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

147 بدبختی-سختی-مشکلات ١٣٩٧/١٠/٠١
|

148 fixed ١٣٩٧/١٠/٠١
|

149 in a friendly manner ١٣٩٧/١٠/٠١
|

150 agreement ١٣٩٧/١٠/٠١
|

151 stopped playing ١٣٩٧/١٠/٠١
|

152 deciding on ١٣٩٧/١٠/٠١
|

153 take part ١٣٩٧/١٠/٠١
|

154 ماده اولیه وارد دستگاهی کردن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

155 جامعه زیست بومی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

156 مصرف ١٣٩٧/١٠/٠١
|

157 فرآیند قُل قُل کردن!!!!!! ١٣٩٧/١٠/٠١
|

158 افزایش تدریجی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

159 عروق ١٣٩٧/١٠/٠١
|

160 دچار شدن،متحمل شدن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

161 نشان دادن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

162 مسئولان ١٣٩٧/١٠/٠١
|

163 یک پنجاهم میلیمتر ١٣٩٧/١٠/٠١
|

164 برگرفته شده ١٣٩٧/١٠/٠١
|

165 در حالِ-در حینِ ١٣٩٧/١٠/٠١
|

166 باعث چیزی شدن ١٣٩٧/١٠/٠١
|

167 reduce sb to sth
افتادن و دچار شدن به وضعیتی بد و فلاکت بار
١٣٩٧/١٠/٠١
|

168 گرفتار شدن در چیزی یا مشکلی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

169 قوه ی قضاوت و تشخیص ١٣٩٧/١٠/٠١
|

170 تا حد زیادی مطمئنم ١٣٩٧/١٠/٠١
|

171 اعلامیه ١٣٩٧/١٠/٠١
|

172 نقص فنی ١٣٩٧/١٠/٠١
|

173 رسیدگی کردن به ١٣٩٧/١٠/٠١
|

174 جنس،چیز،وسیله ١٣٩٧/١٠/٠١
|

175 1)لوله اگزوز 2)دود و گاز حاصل از اتومبیل ١٣٩٧/١٠/٠١
|

176 پشتم شروع به لرزیدن کرد ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

177 در دانشگاه های معتبر و دولتی به معنای unit ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

178 (نمره)انضباط در مدرسه ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

179 مخفف:
grade point average
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

180 master of art
فوق لیسانس هنر
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

181 bachelor of science
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

182 مخفف:
bachelor of art
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

183 تحصیلات رسمی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

184 در تست به معنای روش حذف گزینه ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

185 look after ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

186 مثال جالب:
i saw a saw that saw a saw
یعنی من دیدم یک اره را که می بره یک اره دیگر را
1)اره
2)بریدن
3)گذشته فعل see به معنای دیدن
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

187 غلط کردم!!!! ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

188 attractive ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

189 بیماری مسری،بیماری واگیر دار ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

190 صدای گرفته در هنگام سرماخوردگی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

191 means it depends in you ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

192 think again ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

193 means duty or chores ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

194 مترادفش handkerchief می باشد با این تفاوت که این کلمه بیشتر برای دستمال هایی با جنس پارچه ایی کاربرد دارد ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

195 means shout or scream ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

196 flesh میشه گوشت نه flash!!!!!!!!! ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

197 fake or quack ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

198 جعلی-قلابی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

199 از این طریق ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

200 دلقک بازی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

201 تطبیق دادن ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

202 باهوش،با استعداد ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

203 وجهه مردانه ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

204 راه،پیست ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

205 easily bent ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

206 مناظره کننده ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

207 several;very many ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

208 پیاپی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

209 کم برآورد کردن ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

210 leaning;movement in a certain direction ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

211 زبان خشونت آمیز ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

212 *of man* ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

213 "look forward to with fear " ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

214 get up on ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

215 لباس کار ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

216 be better than ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

217 ماشین مسابقه ای ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

218 represented on a small scale ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

219 call to a fight ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

220 مهارت حرفه ای ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

221 نقش های دوگانه ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

222 give up on a plan as well as neglect one's post...leave without planning ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

223 cheat and also deprive someone of rights or property ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

224 in large amounts as well as less costly ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

225 در مراحل ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

226 سخنان شوم ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

227 {اصطلاح عامیانه} پاهام خواب رفته... ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

228 نونش تو روغنه!!! ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

229 کم بیا شیرین بیا{ضرب المثل} ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

230 ضرب المثل تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

231 ضرب المثل گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

232 من همینم که هستم ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

233 mean grown naturally with out any chemicals ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

234 dozed off or nodded off or dropped off
١٣٩٧/٠٩/١٥
|

235 dozed off or fall asleep or dropped off ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

236 علم تعبیر خواب ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

237 نم نم بارون ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

238 عامیانه:چته؟ ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

239 ???means why ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

240 frightening dreams ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

241 درکمدی به معنای ادای کسی را دراوردن ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

242 dozy =drowsy=sleepy ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

243 sleep later than usual ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

244 among ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

245 means take a siesta=take naps = take snooze ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

246 مترادفyou're kidding به معنای نه بابا،شوخی میکنی! ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

247 ساعت زنگ دار که قسمتی را که زنگ میزند با دست ضربه میزنیم که در گوشی های iphone و HTC هم وجود داره ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

248 سحرخیز باش تا کامروا باشی (ضرب المثل) ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

249 means pill and drug ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

250 instead=in return for ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

251 مغازه سر کوچه یا سرپیچ ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

252 بیش از حد جزئی است ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

253 بیش از حد کلی است ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

254 striped به معنای مخطط و راه راه است نه stripped!!!!!!!!!!!!!! ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

255 لخت و عریان شده ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

256 مثل برق رفتن ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

257 "جهت گیری کردن" ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

258 جهت گیری اشتباه کردن ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

259 در ذات موضوع ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

260 به شیوه ای که ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

261 in a fit of rage
در یک جنون آنی...
١٣٩٧/٠٩/١١
|

262 درواقع از کلمه ی be able to به وجود اومده
که میتونیم با کلمات"can...power...skill...knack"هم معنی بدونیم
١٣٩٧/٠٩/١١
|

263 means ability-skill ١٣٩٧/٠٩/١١
|

264 در حال اجرا / در حال پخش ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

265 under tight security
تحت امنیت شدید
١٣٩٧/٠٩/١٠
|

266 حجیم و جاگیر ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

267 freedom from danger ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

268 was built
به گونه ای ساخته شده بود
١٣٩٧/٠٩/١٠
|

269 پروانه کار ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

270 *supported by facts or authority* ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

271 lack of sameness ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

272 ordinary ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

273 make something greater than it is...overstate ١٣٩٧/٠٩/١٠
|

274 قطر
it is only 2,301 kilometers across
قطرش فقط2301 کیلومتر است
١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

275 مبهم ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

276 مشکوک ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

277 "means" molest ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

278 آزار دادن/مزاحم شدن/اذیت کردن ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

279 آزرده خاطر شدن/رنجیده شدن/دلخورشدن ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

280 نارضایتی ١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

281 means problem ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

282 means necessary=vital=essential=significant=crucial ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

283 means repeat ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

284 به معنای چنگ...مثال:
When you think the final nail is in; think again
وقتی تو فکر میکنی چنگ اخر بستس دوباره فکر کن
١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

285 I feel tip top
من خوبم😊
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

286 ...Get rid of
خلاص شدن از شر چیزی یا کسی
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

287 1.سروته یک کرباس
2.یکی بود یکی نبود
3.هفت کشور
4.قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
5.راه آب نامه
6.قصه ی ما به سر رسید
7.شور اباد< ...
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

288 1.شلغم میوه بهشته
2.بوته زار
3.شوهر اهو خانم
4.شادکامان دره قره سو
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

289 1.پله پله تا ملاقات خدا(درباره مولوی)
2.پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد(درباره نظامی)
3.فرار از مدرسه(شرح حال امام محمد غزالی)
4.نقد ادبی
5 ...
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

290 فاطمه فاطمه است-کویر-مسئولیت شیعه بودن-هبوط ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

291 دانش آموز کلاس دهم {سن 15-16} ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

292 بانمک/بامزه
!what a cute little puppy
چه سگ کوچولوی بامزه ای!
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

293 {means {COOL ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

294 engagement ring
حلقه نامزدی
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

295 انگلیسی سلیس ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

296 !!don't scratch your mosquito bites
جای نیش پشه را نخاران!
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

297 پشمالو! ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

298 اصطلاح{دومی نداره،آخرشه} ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

299 خودتو گول نزن!!!!
don't deceive yourself
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

300 other stuff like this
یه چیزی تو این مایه ها
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

301 التماس دعا دارمi beg to pray ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

302 اصطلاح برای کسی که دوس داره زیاد سفر بره ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

303 اصطلاح-تیرت خطا رفت- ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

304 نظرم عوض شد! ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

305 یک اصطلاح واسه کسی که اینده نگریش خوب نیست... ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

306 حاضر غایب کردن ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

307 خدا خدا می کردم ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

308 her bark is worse than her bite
زبونش مثل نیش مار می مونه!
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

309 زبونش مثل نیش مار می مونه! ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

310 you can not deceive me by telling substory
نمیتونی با ننه غریبم بازی خرم کنی!
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

311 .and so on=etc ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

312 اطلاعی از آن ندارم ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

313 من در جریانش نیستم ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

314 it calls question
مشکوکه!
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

315 وای به حالت! ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

316 همینجوری! ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

317 he is charming
مهره مار دارد...
١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

318 آخ جون!!!{اصطلاح} ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

319 اصطلاحی به معنای خیلی راحته مثل آب خوردن ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

320 جریمه ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

321 به معنای {فقط} ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

322 کوتاه کردن شلوار! ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

323 چاره ای ندارم ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

324 چاره ای جز رفتن ندارم ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

325 rolled=move
غلت زدن /حرکت کردن با چرخ
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

326 ربات راننده ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

327 ساطع کردن ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

328 افراد شرور ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

329 دسته ای از جوانان شرور-باند تبهکاران جوان ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

330 رسمceremony =custom ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

331 جایی نوشته بود به معنای جنبش های قلب نسبت به یک اتفاق(احساسات درونیdeep down)هم بکار میره ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

332 مورد ضرب و شتم قرار دادن ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

333 Pass out ١٣٩٧/٠٨/٢١
|

334 زیر نویس ١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

335 زیرنویس فارسی! ١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

336 یه مثال جالب بلدم:
!!!!!i can can a can with a can
من میتونم باز کنم یه قوطی رو با یه قوطی باز کن{در باز کن}
پس به معنای1) توانستن 2)قوطی یا ...
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

337 chill out bro
خونسرد باش داداش!!!!
١٣٩٧/٠٨/١٩
|

338 دستگیر کردن ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

339 به معنای کسل کننده ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

340 چه طوری میتونی بی توجهی کنی؟
چه طوری میتونی نادیده بگیری؟
١٣٩٧/٠٨/١٩
|

341 خطر شما را تهدید می کند ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

342 در مورد جمله زیر:
the sentence should make good sense
جملات باید مفهوم داشته باشند...
١٣٩٧/٠٨/١٩
|

343 انتخاب کردن ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

344 نهضت ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

345 استثناء قائل شدن نسبت به کسی-طرفداری-پارتی بازی ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

346 تنها برای منفعت کنار کسی بودن ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

347 ظالمانه ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

348 لمس کردن ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

349 وقتی که/درحالی که
with the clinics report in your hand
وقتی که گزارش کلینیک در دست شماست
١٣٩٧/٠٨/١٨
|

350 عبارت است از ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

351 محاکمه ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

352 منطقه ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

353 {از بین بردن}
he ruined a family tradition of honesty
او سنت خانوادگی درست کاری را از بین برد
١٣٩٧/٠٨/١٨
|

354 ضرر و زیان/خسارت ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

355 معاینه{ توسط دکتر } ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

356 براق نگه داشتن ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

357 اخراج کارمندان ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

358 اتاق بهم ریخته و بی نظم ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

359 یافتن شغل ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

360 وکلای محاکمه ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

361 محاکمه ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

362 جایگاه (در دادگاه) ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

363 امرار معاش ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

364 آزار دادن ١٣٩٧/٠٨/١٧
|

365 هو کردن ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

366 کف زدن،تشویق کردن ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

367 به من گوش بسپارید
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

368 قصد داره که ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

369 آرامش کامل ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

370 نظام تادیب(ادب کننده) ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

371 تظاهر کردن ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

372 ریش گذاشت ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

373 لایحه
the bill to pass
لایحه تصویب شود
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

374 به نتیجه رسیدن در کاری ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

375 تصمیم خودم را گرفتم ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

376 توضیحی برای پیدایش این کلمه:
villaعبارت بود از مزرعه ای کوچک و ساختمان هایش.اتصال چنین ساختمان هایی یک village (روستا) را تشکیل دادو
فردی که در ...
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

377 نخست وزیر ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

378 به مردم محلی یک روستا میگن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

379 به چشم حقارت به کسی نگاه کردن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

380 آدم پست ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

381 سُرخوردن روی.. ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

382 تشدید کردن
١٣٩٧/٠٨/١٥
|

383 از بین بردن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

384 به راحتی ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

385 اصلا خوب نیست ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

386 تاثیری نداره ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

387 کوتاه کردن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

388 پرخاشگری ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

389 دقیق ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

390 مغاک/کف ژرف اقیانوس ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

391 مرهم بخشیدن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

392 حقه ها ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

393 مثال:not the slightest idea
کوچکترین چیزی نمی دانست(یعنی هیچی نمیدونست)
١٣٩٧/٠٨/١٥
|

394 به یادآوردن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

395 از هم پاشیدن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

396 مثال:
A thousand miles and poles apart
و هزاران مایل تیکه پاره میشه

١٣٩٧/٠٨/١٥
|

397 از هم پاشیدن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

398 از دستم در رفت ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

399 من خیلی داغونم! ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

400 دیر رسیدن ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

401 تو دیگه به چیزی اهمیت نمیدی ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

402 پرسه زدن ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

403 پولدار ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

404 قرار گذاشتن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

405 زوج ١٣٩٧/٠٨/١١
|

406 درخواست کردن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

407 تقاضا نامه/درخواست ١٣٩٧/٠٨/١١
|

408 به معنی سیل جمعیت...very large number ١٣٩٧/٠٨/١١
|

409 شب رو-شب بیدار ١٣٩٧/٠٨/١١
|

410 صندوق دار ١٣٩٧/٠٨/١١
|

411 کلی خندیدن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

412 از این رو ١٣٩٧/٠٨/١١
|

413 شوم،پلید،شرور،پست،متقلب،وحشتناک ١٣٩٧/٠٨/١١
|

414 Shriek ١٣٩٧/٠٨/١١
|

415 کلفت! ١٣٩٧/٠٨/١١
|

416 Lie down ١٣٩٧/٠٨/١١
|

417 قطعا ١٣٩٧/٠٨/١١
|

418 جزء-عامل اصلی-عنصر ١٣٩٧/٠٨/١١
|

419 واضح-صریح-مطمئن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

420 کلنجار رفتن با ١٣٩٧/٠٨/١١
|

421 دست و پنجه نرم کردن با چیزی-دادو ستد کردن با کسی ١٣٩٧/٠٨/١١
|

422 برجسته-زیاد ١٣٩٧/٠٨/١١
|

423 شرایط-اوضاع ١٣٩٧/٠٨/١١
|

424 نهضت-عملیات ١٣٩٧/٠٨/١١
|

425 سود-منفعت-سود کردن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

426 وحشتناک-افتضاح-خیلی بد ١٣٩٧/٠٨/١١
|

427 اقدام-تلاش-کوشش کردن ١٣٩٧/٠٨/١١
|

428 سازمان-ارتباط ١٣٩٧/٠٨/١١
|

429 کرخت،بی حس،سِر
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 masculine
• He grew a beard with the intention of looking more masculine.
• او برای اینکه(به قصد) مثل مردها به نظر برسد ریش گذاشت
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

2 italy
• She's gone to Italy on a special assignment.
• او برای یک ماموریت ویژه به ایتالیا رفته است
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

3 early bird
• It's the early bird that catches the worm.
• سحر خیز باش تا کامروا باشی!
١٣٩٧/٠٩/١٥
|

4 look down
• The natives look down their noses at foreigners.
• بومی ها به چشم حقارت {دماغ سربالاو تکبر} به اتباع خارجی نگاه می کنند
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

5 look down
• Trying not to look down, Alan began to climb.
• آلن شروع به صعود کرد و سعی کرد به پایین نگاه نکنه
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

6 recline
• You may recline your seat a little when you want to have a quick nap.
• شما میتوانید{ پشتی عقب}صندلی خود را کمی بخوابانید زمانی که میخواهید یک چرت کوتاه بزنید
١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

7 well to do
• The private school catered to the wishes of the students' well-to-do parents.
• مدرسه خصوصی خواسته های دانش آموزانی را که والدین ثروتمند دارند فراهم می کند
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

8 chill out
• Chill out! We'll get there on time!
• خونسرد باش! ما به موقع(سر وقت) آنجا خواهیم بود
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

9 can
• Please can that noise!
• لطفا این سروصدا رو متوقف کن
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

10 can
• She ate the whole can of peaches.
• او تمام کمپوت هلو را خورد
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

11 can
• He prefers beer in a bottle to beer in a can.
• او ترجیح می دهد آبجو در یک شیشه باشد تا در یک قوطی
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

12 can
• You can't smoke anywhere in the hospital.
• شما نمیتوانید در هیچ جای بیمارستان سیگار بکشید
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

13 can
• Only the boss can hire and fire employees.
• فقط رئیس می تواند کارکنانش را استخدام یا اخراج کند
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

14 can
• I can't cook, so I eat out a lot.
• من نمیتونم آشپزی کنم،بنابراین زیاد بیرون(منظور رستوران) غذا می خورم
١٣٩٧/٠٨/٢٠
|