انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

شیرین زمانی

*

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 زیست‌فناوری ١٣٩٧/١١/١٤
|

2 forget past disagreements or faults and make a fresh start.
to start a new and better way of behaving, forgetting about any bad experiences in the ...
١٣٩٧/١١/١٣
|

3 بله قربان‌گو ١٣٩٧/١١/١١
|

4 بازار دست‌نخورده ١٣٩٧/١١/١١
|

5 فکسنی
دربه داغون
کوچک
١٣٩٧/١١/١١
|

6 A distinctive strength is something that you do well that others within your sphere don’t. Pairing this strength with a need to be met or problem to ... ١٣٩٧/١١/١١
|

7 پیوند دادن
١٣٩٧/١١/١١
|

8 بدیهی
شکی درش نیست
چیزی که آنقدر واضح است که نیاز به فکر کردن ندارد
١٣٩٧/١١/٠٩
|

9 اد هاک (به لاتین: Ad hoc) اصطلاحی لاتین است به معنی �برای این [منظور]� است و معمولاً بیانگر رهیافت‌هایی است که برای حل یک مشکل یا وظیفهٔ ویژه به‌کار ... ١٣٩٧/١١/٠٨
|

10 فاصله گرفتن
بی تفاوت بودن
خود را درگیر نکردن
متمایز بودن (یک چیز دیگر بودن)
تفاوت چشمگیر در مقایسه با کسی یا چیزی
١٣٩٧/١١/٠١
|

11 بازار/صنعت عمودی
vertical market
noun
a market comprising all the potential purchasers in a particular occupation or industry.
١٣٩٧/١٠/٠٣
|

12 رده بالا ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

13 روی کسی یا چیزی حساب باز کردن ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

14 low ball
برای جلب مشتری هزینه را کم برآورد کردن و بعدا دبه کردن، (برای جلب مشتری) در باغ سبز نشاندادن
١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

15 نوش‌دارو پس از مرگ سهراب ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

16 انبار کردن ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

17 با تمام توان برای انجام کاری مهیا شدن.
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

18 (of a response) automatic and unthinking.
ناخودآگاه
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

19 در سال‌های اخیر رقابت بین فروشنده‌ها به حدی بالا گرفت که مفهومی به نام Doorbuster به وجود آمد. اما Doorbuster به چه معنا است؟
همان‌طور که می‌دانید ...
١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

20 business) a problem or need a business or company aims to solve)

Traveling isn’t all fun and dandy – as with every other activity, there are p ...
١٣٩٧/٠٤/١٨
|

21 از ابتدا
US, informal
: from the very beginning She didn't like me from the get-go. They were involved in the project from the get-go.
١٣٩٧/٠٤/١٨
|

22 hand something off (to someone)
1. Lit. to give a football directly to another player. Roger handed the ball off to Jeff. He handed off the ball. ...
١٣٩٧/٠٤/١٨
|

23 جذب مشتری ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

24 حس درونی
a gut feeling

معنای اصطلاح: اگر شما دچار این حالت توصیف کننده این اصطلاح شوید، در مورد چیزی یا کسی احساسی مبهم و منفی دارید، بدون ...
١٣٩٧/٠٢/١٢
|

25 (Noun) طرز فکر، ساختار فکری فرد (که ساخته‌ی تحصیلات و محیط و تجربیات و غیره‌ی او می‌باشد)، اندیشسازه (mindset هم می‌نویسند)
١٣٩٧/٠١/٢٧
|

26 رکود تقاضا
١٣٩٧/٠١/٢٧
|

27 (مجازی) ناخودآگاه
بدون تعمق و تفکر
حرکت غیر ارادی زانو (در اثر ضربه ی خفیف)
١٣٩٧/٠١/٢٧
|

28 1 build on or build onto [build something on/onto something] to build a new room or part onto the outside of a building
They’ve had an extension b ...
١٣٩٧/٠١/١٩
|

29 پیش‌پرداخت بیعانه ١٣٩٧/٠١/١٩
|

30 سی تی اسکن ١٣٩٧/٠١/١٩
|

31 نرخ ثابت نرخ یکنواخت ، نرخ یکسان ، تعرفه یکسان ١٣٩٧/٠١/١٧
|

32 هم‌افزایی یا سینرژی (به انگلیسی: Synergy) معمولاً اینگونه تعریف می‌شود: زمانی که دو یا چند عنصر، جریان یا عامل با هم همیاری و برهمکنش (تعامل) داشته ب ... ١٣٩٦/١٢/٢٢
|

33 مرز آب بند ١٣٩٦/١٢/٢٢
|

34 ضریب تجهیز ١٣٩٦/١٢/٢٢
|

35 الزامات فضای مانور ١٣٩٦/١٢/٢٠
|

36 [تجهیزات جانبی ، ساز و برگ] اصطلاحی که برای تشریح ویژگیهای جذابی که علاوه بر سخت افزار و نرم افزار اصلی سیستم اضافه شده اند ، مورد استفاده قرار میگیر ... ١٣٩٦/١٢/١٦
|

37 استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یاماشینهای دیگر بمنظور تهیه قطعات یدکیبرای ماشینهای دیگر
١٣٩٦/١٢/١١
|

38 کمک به موفقیت کسب و کار
if something makes good business sense, it will help a business to succeed: Investment in healthcare often makes good busi ...
١٣٩٦/١٢/١١
|

39 در متون فلسفی فارسی زبان، برای اصطلاح انگلیسی �Common Sense� ترجمه و معادل‌های گوناگونی ارائه شده است که از آن جمله می‌توان به درک عام، عقل سلیم، حس ... ١٣٩٦/١٢/١٠
|

40 The highest current performance level in an industry, used as a standard or benchmark to be equaled or exceeded. Also called best of breed. See also ... ١٣٩٦/١٢/٠٥
|

41 برگزیده در نوع خود، بهترین
درجه یک
١٣٩٦/١٢/٠٥
|

42 با تردید انتخاب کردن، درگیر انتخاب، تردید بر سر انتخاب بین چند فرد یا چیز
settle on someone/something] to make a decision between two or more peop ...
١٣٩٦/١٢/٠٥
|

43 نمایش/نشان دادن ١٣٩٦/١٢/٠٥
|

44 روشنگر ١٣٩٦/١٢/٠٥
|

45 = interdisciplinary
میان رشته‌ای،‌
١٣٩٦/١٢/٠٤
|

46 ایده کلی- چارچوب ١٣٩٦/١٢/٠٤
|

47 مشتری ثابت
The customer base is the group of customers who repeatedly purchase the goods or services of a business.
١٣٩٦/١٢/٠٣
|

48 برابر بودن-به همان اندازه بودن ١٣٩٦/١٢/٠٣
|

49 تیغ اصلاح ١٣٩٦/١٢/٠٣
|

50 کمک به حمایت از چیزی مانند یک ایده ١٣٩٦/١٢/٠٢
|

51 پروژه، فعالیت یا هدفی که به دلایل شخصی دنبال می‌شود و نه بخاطر اهمیت و ضروریت تصدیق شده آن
شاید بتوان پروژه نورچشمی ترجمه کرد!
١٣٩٦/١٢/٠١
|

52 = at this point
تا این لحظه- تا کنون- درحال حاضر
١٣٩٦/١٢/٠١
|

53 هم اکنون- تا کنون - درحال حاضر ١٣٩٦/١٢/٠١
|

54 بیش از حد سرمایه‌گذاری کردن ١٣٩٦/١٢/٠١
|

55 زیاده روی کردن ١٣٩٦/١٢/٠١
|

56 بسیار فراتر از چیزی پیش رفتن ١٣٩٦/١٢/٠١
|

57 رایگان ١٣٩٦/١١/٣٠
|

58 واگذاری ١٣٩٦/١١/٣٠
|

59 در فرایند ساخت یا ایجاد چیزی ١٣٩٦/١١/٣٠
|

60 شدیدا نتیجه بازی را تحت تاثیر قرار دادن
تاثیر بسیار زیاد بر شرایط موجود در زمینه ای مانند کسب و کار
١٣٩٦/١١/٢٨
|

61 تغییر جهشی
در تجارت: تغییری چشمگیر در سیاست یا نگرش، خصوصا تغییری که منجر به پیشرفت با افزایش می‌شود.
(in business or politics) a significant c ...
١٣٩٦/١١/٢٨
|

62 بهترین- گران قیمت ترین
شرایطی که شخصی یا چیزی بهترین، بزرگترین، گران‌ترین، و غیره است. به گونه ای که می‌تواند با دیگر نمونه‌ها از نوع خود قابل مق ...
١٣٩٦/١١/٢٨
|

63 آژیر خطر ١٣٩٦/١١/٢٨
|

64 غیر متعارف- غیرمعمول ١٣٩٦/١١/٢٨
|

65 to be on the safe side
جانب احتیاط را درنظر گرفتن
١٣٩٦/١١/٢٨
|

66 مصرف کنندگان الکترونیک ١٣٩٦/١١/٢٨
|

67 محصول محور ١٣٩٦/١١/٢٨
|

68 الزامات سرمایه‌ای
١٣٩٦/١١/٢٧
|

69 از x تا y متغیر است... ١٣٩٦/١١/٠٩
|

70 رتبه‌بندی‌شده ١٣٩٦/١١/٠٩
|

71 فلوچارت
رَوَندنما یا فلوچارت (به انگلیسی: Flowchart) یک نوع نمودار است که برای نمایش یک الگوریتم، روند کار، یا یک فرایند؛ با استفاده از نمادهای خ ...
١٣٩٦/١١/٠٩
|

72 به‌تازگی ١٣٩٦/١١/٠٩
|

73 برداشت اولیه ١٣٩٦/١١/٠٩
|

74 در یک طرف ١٣٩٦/١١/٠٩
|

75 اسپینرت
رشته ساز، نخ ریس، صفحه ای با روزنه های ریز جهت تولید الیاف مصنوعی
١٣٩٦/١١/٠٧
|

76 confinement
محصور شدگی
رشته مهندسی عمران
confinement
تحدید ، زندان بودن ، زایمان ، بستری ، بازداشت
رشته روانشناسی
confinement
تح ...
١٣٩٦/١١/٠٧
|

77 accommodate
معنی: جا دادن، همساز کردن، وفق دادن با، منزل دادن، تطبیق نمودن، اصلاح کردن، اماده کردن برای، پول وام دادن
معانی دیگر: وفق دادن، ساز ...
١٣٩٦/١١/٠٦
|

78 امور ساختمانى و تاسيسات
علوم نظامى : امور شهرسازى و تاسيسات
کارهای سیویل
١٣٩٦/١١/٠٣
|

79 معدوم ،نابوده ،ناموجود
١٣٩٦/١١/٠٢
|

80 هیئت مشاوره ١٣٩٦/١٠/٢٩
|

81 = shortcoming

(Noun) ( defect ، deficiency =) قصور، کاستی، نکته ضعف، کمبود
معنی: علت، قصور، کمبود، کاستی، نکته ضعف
معانی دیگر: عیب، نقطه ...
١٣٩٦/١٠/٢٨
|

82 سازه ساحلی،سازه آب‌کنار ١٣٩٦/١٠/٢٧
|

83 (با کندن) پوک کردن،توخالی کردن
خاکبرداری کردن،پایه کنی کردن،گودبرداری کردن
کندن و درآوردن،فراکاوی کردن
کندن،حفر کردن،سوراخ کندن،کندن و آشکار ...
١٣٩٦/١٠/٢٧
|

84 [عمران و معماری] شرایط محیطی - شرایط در معرض قرارگرفتن - شرایط رویارویی ١٣٩٦/٠٩/٢٤
|

85 (Noun) امتحان مجدد، آزمودن دوباره
(Noun) (حقوق) بازپرسی از شاهد (توسط متهم یا وکیل او)
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

86 میز لرزه‌ای ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

87 نسخه کوچک شده، نسخه قیاسی، نسخه مقیاسی ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

88 زمینه مورد علاقه ١٣٩٦/٠٩/٢٠
|