انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

SuperSU

بند 1 : زبان مورد علاقه انگلیسی و روسی

زبان های دیگر: مازندرانی (تمامی لحجه ها)تاجیکی افغانی

از من به شما نصیحت باهم این دوزبان رو در یک زمان یاد نگیرید(بند1) !!!
زبان مادری تون رو فراموش می کنید

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 scored به ارمغان اوردن ١٣٩٧/١٢/١١
|

2 nosy شخص کنجکاو ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

3 Acquaintances a person that you have met but do not know well


formal used in some expressions about knowing or meeting people

a person whom you ...
١٣٩٧/١٢/٠٧
|

4 acetaminophen ستامینوفن یا پاراستامول رده درمانی: داروهای مسکن اشکال دارویی: قطره، قرص، شربت و شیاف که عمدتاً به صورت قرص هست استامینوفن دارویی مسکن و تب‌بُر است ک ... ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

5 learn با کسی بودن ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

6 I can't turn him in, I can't. من نمی تونم این کارو باهاش کنم ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

7 figured حدس زدن ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

8 pedo کودک آزار

شخصی که اختلالات روانی دارد که آسیب جنسی به کودکان وارد میکند

تو فارسی بچه باز هم میگن بهش
١٣٩٧/١٢/٠٦
|

9 opening اجرا ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

10 bark موقع ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

11 flaunt جار زدن ١٣٩٧/١١/٣٠
|

12 friending دوستی

١٣٩٧/١١/٣٠
|

13 cause سر بار

مشکل
١٣٩٧/١١/٣٠
|

14 pushing فشار اوردن

عصبانی کردن

دیوانه شدن(دی ونم نکن)
١٣٩٧/١١/٣٠
|

15 appreciate قدر دانی

ممنون بودن

گیج

سر در نیاوردن

نمی فهمم
١٣٩٧/١١/٣٠
|

16 GSA Gay Straight Alliance ١٣٩٧/١١/٣٠
|

17 straight پایگاه

مثل پایگاه بسیج
١٣٩٧/١١/٢٩
|

18 break اشک کسی رو در اوردن ١٣٩٧/١١/٢٧
|

19 sucked ت*می تخیلی ١٣٩٧/١١/٢٧
|

20 assbag فوش ناجور******* ١٣٩٧/١١/٢٧
|

21 biology زیست شناسی

علوم زیست

درس...
١٣٩٧/١١/٢٧
|

22 triumph شانس

پیروزی

تلاش
١٣٩٧/١١/٢٧
|

23 abruptly یهویی

یه دفعه

ناگهان
١٣٩٧/١١/٢٧
|

24 tingly feeling an emotion such as excitement or fear very strongly


causing a tingle = a feeling as if a lot of sharp points are being put lightly ...
١٣٩٧/١١/٢٧
|

25 honestly راست حسینی بگم... ١٣٩٧/١١/٢٧
|

26 reliving to make an unpleasant feeling, such as pain or worry, less strong

to improve an unpleasant situation
١٣٩٧/١١/٢٧
|

27 kind یه جورایی ١٣٩٧/١١/٢٧
|

28 bummed به هم ریختن

زیاد روی کردن در چیزی

کونی بودن(گی)
١٣٩٧/١١/٢٥
|

29 cheat تقلب

آدم متقلب

فریب کار
١٣٩٧/١١/٢٥
|

30 whether هر چند ١٣٩٧/١١/٢٥
|

31 stalk the main stem of a plant, or the narrow stem that joins leaves, flowers, or fruit to the main stem of a plant

a narrow structure that supports ...
١٣٩٧/١١/٢٥
|

32 gorgeous معروف

مشهور
١٣٩٧/١١/٢٥
|

33 chasing دوندگیی

خواستن

دنبال کردن
١٣٩٧/١١/٢٥
|

34 hideous شرم اور

چندش اور

نا مطلوب
١٣٩٧/١١/٢٤
|

35 disgust داشتن حس بد ١٣٩٧/١١/٢٤
|

36 I'm flattered For example you find out someone is developing feelings for you and you say "I'm flattered.. I guess

١٣٩٧/١١/٢٤
|

37 Here goes بیا شروع کنیم ١٣٩٧/١١/٢٤
|

38 performance تو پراید به چراغ عملکرد میگن چراغ چک!!!! ؟؟؟؟؟

همون چراغی که موقع خطا در کارکرد ماشین روشن میشه .

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
١٣٩٧/١١/٢٤
|

39 deserve شایسته ی

لیاقت ه
١٣٩٧/١١/٢٤
|

40 ordeal گند کاری

اتفاق (بد)
١٣٩٧/١١/٢٤
|

41 memorized حفظ کردن
١٣٩٧/١١/٢٤
|

42 idiot کسخول ١٣٩٧/١١/٢٤
|

43 hookup هرزگی
رابطه جنسی
با کسی خوابیدن
به قصد سکس رفتن
١٣٩٧/١١/٢٣
|

44 yummy تو دل برو
جیگر

مثال؟Isn't he yummy
١٣٩٧/١١/٢٣
|

45 Droning on کوتاه نمیاد ١٣٩٧/١١/٢٣
|

46 bug درشت

bug eyes
١٣٩٧/١١/٢٣
|

47 bug eyes چشم درشت

بزرگ
١٣٩٧/١١/٢٣
|

48 eyeliner خط چشم ١٣٩٧/١١/٢٣
|

49 mascara ریمل ١٣٩٧/١١/٢٣
|

50 nerd نرد هر چند معنای متضادی با گیک ندارد، ولی اغلب در نقطه مقابل آن به کار می‌رود. . معنی اصلی کلمه nerd یعنی یک شخص غیرجذاب و آزاردهنده یا رنج آور که مم ... ١٣٩٧/١١/٢٣
|

51 flawless شاهکار ١٣٩٧/١١/٢٣
|

52 foundation زیر سازی

پی

پایه

مثال: برای ارایش صورت اول نیاز به زیر سازی صورت با کرم مرطوب کننده هست

خخخخ
١٣٩٧/١١/٢٣
|

53 pronounce گفتن
١٣٩٧/١١/٢٢
|

54 teel اهنی

فولادی

قوی نیرومند
١٣٩٧/١١/٢٢
|

55 yelling به زبان بچه گانهس ت فک کنم


گفتن داد زدن فریاد زدن
١٣٩٧/١١/٢٢
|

56 annoying رو مخ هستی

مزاحمی

فوضولی
١٣٩٧/١١/٢٢
|

57 literally مثل ه

شبیه هع
١٣٩٧/١١/٢٢
|

58 ass cavities عوضی

لاشخور

بدردنخور
١٣٩٧/١١/٢٢
|

59 beat up کتک خوردن ١٣٩٧/١١/٢١
|

60 implies ینی اینکه.... ١٣٩٧/١١/٢١
|

61 involved در گیر شدن

دعوا کردن

یقه کسی رو گرفتن
١٣٩٧/١١/٢١
|

62 participant فردی که در یک فعالیت خاص شرکت می کند یا درگیر می شود ١٣٩٧/١١/٢١
|

63 might ممکنه که ...... ١٣٩٧/١١/٢١
|

64 hack HACK هک
یعنی یه کار هوشمندانه با استفاده از بهترین شرایط
درک کردن یک چیز به طور عمیق
کاری رو کردن. که بقیه نکردن
چالش های جدید رو پذیرف ...
١٣٩٧/١١/٢٠
|

65 Terrance خوشکله پسر . پسر خوشکل هایی که لپشون رو تو مدرسه میکشن!خخخخ

A cute and attractive boy who doesn't know he's cute witch makes him even cuter. H ...
١٣٩٧/١١/٢٠
|

66 scoop دعوت به خوردن بستنی ١٣٩٧/١١/٢٠
|

67 thought فکر می کردم که.. ١٣٩٧/١١/٢٠
|

68 scrumptious معمولا وقتی این کلمه رو می گن که طرف اوسکله


به زبان فارسی میشه : شیرین زدن

اون دختره شیرین میزنه . استعاره از خنگ بودن
١٣٩٧/١١/٢٠
|

69 bringing بردن(حمل کردن)

رساندن

١٣٩٧/١١/٢٠
|

70 suckage تو یه وضعیت بد بودن

دهن ش سرویس شدن

یه چیز خیلی بد

اوضاع شخمی
١٣٩٧/١١/٢٠
|

71 whole body bone scan اسکن کامل کل استخوان های بدن ١٣٩٧/١١/١٥
|

72 suck دهن کسی رو سرویس کردن. ١٣٩٧/١١/١٥
|

73 sucky خوشگل

شخمی!

تخیلی.
١٣٩٧/١١/١٥
|

74 it up شدن
بودن
١٣٩٧/١١/١٥
|

75 the runs the run ١٣٩٧/١١/١٥
|

76 the run فراری دادن

پروندن
١٣٩٧/١١/١٥
|

77 making me مجبور کردن ١٣٩٧/١١/١٥
|

78 positively قاعدتان

معلومه که-("هیچوقت اون آدم قبل نمیشه!")
١٣٩٧/١١/١٥
|

79 unpalatable بد مزه! ١٣٩٧/١١/١٥
|

80 Magisk کلمهsuperuser رو جستجو کن تو دیکشنری آبادیس! ١٣٩٧/١١/١٥
|

81 supersu super user رو سرچ کن تو دیکشنری آبادیس! ١٣٩٧/١١/١٥
|

82 superuser super user رو سرچ کن! ١٣٩٧/١١/١٥
|

83 super user به معنای کاربر خبره .کاربر حرفه ای

تو لینوکس یعنی کاربری که کنترل کامل داره روی سیستم عامل .یا بهش کاربر روت هم میگن . که میتونه هر تغییری رو ...
١٣٩٧/١١/١٥
|

84 doppelganger alternate: 'Doppelg�nger', noun
Deprived from the German language, literally meaning "Ghostly Double".
One who nearly or completely resembles ...
١٣٩٧/١١/١٥
|

85 Offensive تکان دهنده ١٣٩٧/١١/١٤
|

86 Retardedment The highest level of being retarded. One you must work hard to accomplish and once you get there you can't get any better so you have no choice but t ... ١٣٩٧/١١/١٤
|

87 situation کار مهم
کار
١٣٩٧/١١/١٤
|

88 Creamed spermination ١٣٩٧/١١/١٤
|

89 Creamed خیس کردن ١٣٩٧/١١/١٤
|

90 Spermination در پزشکی
اسپرم گذاری ، خارج شدن اسپرماتوزوئید بالغ از یاخته های سرتولی بیضه (مانند تخمک گذاری یا اوولاسیون در جنس ماده)

در شرایط عادی خیس ...
١٣٩٧/١١/١٤
|

91 macho jackass مرد احمق. خر نر


کسی که فقط مرد است و فایده دیگری ندارد


بدرد نخور
١٣٩٧/١١/١٤
|

92 geek یعنی کسی که با اشتیاق میر دنبال چیز ها (تکنواوژی).

کسی که با کامپیوتر راحت تره تا انسان.

١٣٩٧/١١/١١
|

93 principal انجمن مدرسه ١٣٩٧/١١/٠٨
|

94 worst بد ترین ١٣٩٧/١١/٠٧
|

95 hurl عصبانی بودن ازدست کسی یا چیزی

پرتاب کردن چیزی از روی اصبانیت

حالم داره بهم میخوره

نیرومند قوی
١٣٩٧/١١/٠٧
|

96 realizes تحقق بخشیدن
پی بردن
فهمیدن
تحقق یافتن
واقعی کردن
درک کردن
دریافتن
قوه اوردن
نقد کردن
١٣٩٧/١١/٠٧
|

97 Coaching اموزش دادن . مربی ت میشم. یادت میدم ١٣٩٧/١١/٠٧
|

98 Cause علت. دلیلی. دلیل . ١٣٩٧/١١/٠٧
|

99 animosity دشمنی ١٣٩٧/١١/٠٧
|

100 miss ازدست دادن ١٣٩٧/١١/٠٦
|

101 trip سر زدن
سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندری خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش،سکندری
١٣٩٧/١١/٠٦
|

102 audition شنوایی، قدرت استماع، استماع، ازمایش هنرپیشه، سامعه ١٣٩٧/١١/٠٦
|

103 You'll survive خواهش می کنم ١٣٩٧/١١/٠٦
|

104 You'll survive زنده باشی. زنده باد ١٣٩٧/١١/٠٦
|

105 nerd فردی که از لحاظ جسمی و اجتماعی ناخوشایند است و اعتماد به نفس کمی دارد

مترادف هاش
informal. disapproving
١٣٩٧/١١/٠٦
|

106 dweeb فردی که از لحاظ جسمی و اجتماعی ناخوشایند است و اعتماد به نفس کمی دارد

مترادف هاش
nerd. informal. disapproving

١٣٩٧/١١/٠٦
|

107 becoming شدن ١٣٩٧/١١/٠٦
|

108 had to باید.حتما ١٣٩٧/١١/٠٦
|

109 stuck هنوز ١٣٩٧/١١/٠٥
|

110 whole کابوس . خواب ١٣٩٧/١١/٠٥
|

111 whole تمام، درست، دست نخورده، کامل، بی خرده، همه، سراسر، تمام، سالم ١٣٩٧/١١/٠٥
|

112 secret مشکوک ١٣٩٧/١١/٠٥
|

113 guidelines دستور العمل. خط مش . قوانین نوشته شده ١٣٩٧/١١/٠٥
|

114 auditioned شنوایی، قدرت استماع، استماع، ازمایش هنرپیشه، سامعه ١٣٩٧/١١/٠٥
|

115 inclination هیچ علاقه ای ١٣٩٧/١١/٠٥
|

116 becky باردار ١٣٩٧/١١/٠٤
|

117 the gutter چیز بد. مثلا در ذهن ١٣٩٧/١١/٠٤
|

118 gutter بد . آب گذر طرفین شیروانی.مذاب. جوی سازی، جدول بندی، زهکشی. فقیر بی چاره ١٣٩٧/١١/٠٤
|

119 syndrome عادیه! ١٣٩٧/١١/٠٤
|

120 guys پسر ها! ١٣٩٧/١١/٠٤
|

121 You'd you had or you would ١٣٩٧/١١/٠٢
|

122 nightcaps نوشیدنی قبل خواب .که میتونه الکلی باشه یا شیر گرم ١٣٩٧/١١/٠٢
|

123 roams سرگردان بی هدف حرکت دادن/کردن ١٣٩٧/١١/٠٢
|

124 all کاملا ، بکلی ، جمعا ، مطلقا ١٣٩٧/١١/٠٢
|

125 sniffing through سرک کشیدن در ١٣٩٧/١١/٠٢
|

126 sniffing بو کشیدن ١٣٩٧/١١/٠٢
|

127 sniffing سرک کشیدن ١٣٩٧/١١/٠٢
|

128 invasion نفوز تجاوز ١٣٩٧/١١/٠٢
|

129 wtf What The Fuck
WTF

این چه کوفتیه؟ این چیه ؟ یعنی چه؟
١٣٩٧/١١/٠٢
|

130 midnight نیمه شب ١٣٩٧/١١/٠٢
|

131 curfew قانون. قرارداد ١٣٩٧/١١/٠٢
|

132 missed Missed the curfew
قانون (بین دوشخص قرارداد)رو زیر پا گذاشتم
١٣٩٧/١١/٠٢
|

133 grounded جریمه . تنبیه ١٣٩٧/١١/٠٢
|

134 besides از این گذشته ١٣٩٧/١١/٠٢
|

135 rinsed شسته شدن خیس شدن ١٣٩٧/١١/٠٢
|

136 dunk سر کسی رو در آب فرو کردن ١٣٩٧/١١/٠٢
|