برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حزب اصلی در پارلمان که دولت رو شکل نداده
یعنی حزب بازنده
١٣٩٨/١١/١٧
|

2 معامله،اندازه. ١٣٩٨/١٠/١١
|

3 درکالوکیشنهای کتاب focus on vocabulary اینطور امده:
Things that people buy for own use
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

4 در،درپوش ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

5 توضیح دادن بعضی چیزها روی تصویر ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

6 مکانی برای خرید اسنک و غذای مختصر ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

7 دیواری که معمولا با اجر و یا سنگ ساخته شده ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

8 یک زمین با چمن در باغ و یا پارک ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

9 نقاشی روی دیوار یا جاهای عمومی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

10 خبره ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

11 ساعت مچی ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

12 تخصیص دادن-جداگانه ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

13 مهدکودک ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

14 اخلاق،خلق و خو ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

15 شستن ظروف،بشقابها،لیوانها و... بعد از صرف غذا. ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

16 جاروی دسته بلند ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

17 نخ خیاطی ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

18 سوزن ته گرد ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

19 جدا،فاصله ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

20 به مقدار زیاد ١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

21 یک نوع صدف خوراکی،حلزون دو کپه ای ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

22 افراطی،غیر عادی ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

23 قایق های باد بانی ١٣٩٨/٠٢/١٥
|

24 خلیج،خلیج کوچک ١٣٩٨/٠٢/١٥
|

25 سر از ... در اوردن
از اب در امدن
١٣٩٨/٠٢/١٥
|

26 چاله ی آب باران ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

27 اب گیر،برکه،حوض ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

28 رود کوچک،جوی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

29 اوردن بچه های نیازمند به داخل خانواده بدون انجام مراحل قانونی. ١٣٩٨/٠١/٣١
|

30 در دیکشنری اکسفورد امده:
کسل کننده boring
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

31 کاملا چاق ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

32 نسبتا چاق ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

33 در این گونه برنامه‌ها، به‌جای هنرپیشه‌های حرفه‌ای و تعلیم‌دیده، مردم عادی، دانشجویان، دانشمندان جوان یا اعضای یک خانواده یا گروه‌های دوستی حضور دارند ... ١٣٩٨/٠١/١٧
|

34 طول می کشد ١٣٩٨/٠١/١٦
|

35 در دیکشنری اکسفورد امده:
خواندن با دقت از ابتدا تا انتها
١٣٩٨/٠١/٠٩
|