برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

توحيد

توحيد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1
هوالعلیم

عتبه: بارگاه؛ درگاه؛ آستان ؛ حضرت ؛ محل حضور
جمع آن عتبات:درگاهان؛ حضرات
١٣٩٩/٠١/١٥
|

2 هوالعلیم

عتبات: جمع عتبه: بارگاه؛ درگاه؛آستان ؛

عتبات عالیات: آستان ۶ تن از امامان شیعه(امیرالمومنین "نجف" _اباعبدالله الحسین"کربلا" _ ...
١٣٩٩/٠١/١٥
|

3 هوالعلیم

عصائب: جِ عصابه: گروه ،فوج، پیشانی بند
عصائب اهل حق: گروه شبه نظامی شیعی درعراق
١٣٩٩/٠١/١٥
|

4 هوالعلیم

کتائب: گردان ها؛ جِ کتیبه
کتائب حزب الله: گردان شیعی درعراق
١٣٩٩/٠١/١٥
|

5 هوالعلیم

سرایا: جمع سَریّه : گروه ها؛ گروهان
سرایا خراسانی : گروهان نظامی. شیعی در عراق
١٣٩٩/٠١/١٥
|

6 هوالعلیم

عسکر:(Askar): لشکر ؛ ارتش؛ نیروی نظامی
این واژه عربیست وجمع آن عساکراست و نوشتن آن با ( گ) اشتباه است چون در عربی (گ) وجود ندارد ...
١٣٩٩/٠١/١٥
|

7 هوالعلیم
سلاله: افشره؛ چکیده ؛ عصاره

کلمه سلاله ۲ بار درقرآن آمده وبه همین معناست:
المؤمنون
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَا ...
١٣٩٩/٠١/١٣
|

8 هوالعلیم
اطراق (اتراق) سکونت کردن مسافر در مسیر سفر؛
منزل گزیدن مسافر؛
استراحت کردن مسافر
١٣٩٩/٠١/١٣
|

9 هوالعلیم
اتراق (اطراق) سکونت کردن مسافر در مسیر سفر؛
منزل گزیدن مسافر؛
استراحت کردن مسافر
١٣٩٩/٠١/١٣
|

10 هوالعلیم

کرونا: این روزها هرکس راجع به ویروس کرونا دیدگاه خاص خودش را دارد.

من کاری ندارم به ماهیت این ویروس؛
تاج است یا ویروس تاجد ...
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

11 هوالعلیم

همریش: دراصفهان به 2نفر که با 2خواهر ازدواج کرده اند،همریش میگویند ؛باجناق
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

12 هوالعلیم

وارش: همان بارش به معنی باریدن برف و باران است که درتلفظ (ب) تبدیل به (و) شده .
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

13 هوالعلیم

وارش:وارش:بارش نزولات آسمانی ؛باریدن باران یا برف یا تگرگ.
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

14 هوالعلیم

ترید (تریت): تکه تکه کردن (خردکردن) نان درآبگوشت یا دوغ یا شیر.
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

15 هوالعلیم

قیمه ریزه: گوشت چرخ را گلوله کرده ،تف داده وسرخ کرده ، سپس به آن آب وسیب زمینی ورب گوجه ولیمو عمانی و ادویه ونمک اضافه کرده وساعتی ر ...
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

16 هوالعلیم

چوری: دراصفهان به جوجه ی مرغ و خروس، چوری میگویند. وبه معنای دیگری کاربرد ندارد
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

17 هوالعلیم

خورش ماست: دِسِرِ مخصوص اصفهان و محبوب اصفهانیها.
١٣٩٨/١٢/٢١
|

18 هوالعلیم

شیتیل: پولی که واسطه از طرفین معامله دریافت میکند؛ حق دلالی؛ نوعی کمسیون
١٣٩٨/١٢/٢١
|

19 هوالعلیم

سیبه: کوچه باریک( کم عرض) و بُن بَست و معمولاً سرپوشیده (مُسَقَّف) که راه دسترسی چند باب خانه به کوچه اصلی بود.این اسم در قدیم کاربر ...
١٣٩٨/١٢/٢١
|

20 هوالعلیم

دادا: داداش ؛ برادر ؛

در لهجه اصفهانی اصطلاح رایجی است به معنای برادر که البته در صحبت های روزانه کسی راهم که برادرشان نیست ، ...
١٣٩٨/١٢/٢١
|

21 هوالعلیم

آجی: آبجی ؛آباجی؛ خواهر؛ همشیره
١٣٩٨/١٢/٢١
|

22 ضرب الاجل: مشخص کردن مدت زمانی معلوم برای انجام کاری ؛ تعیین وقت ١٣٩٨/١٢/٢١
|

23 هوالعلیم

شدّت(shed dat): تندی؛ سفتی؛ سختی؛ محکم؛ بلندی؛ توان؛ نیرو...
١٣٩٨/١٢/٢٠
|

24 هوالعلیم

مَلاحَت: با نمک بودن ؛دوست داشتنی بودن، تودل برو بودن؛ حالتی در چهره که باعث جذابیت شخص میشود البته این حالت ربطی به زیبائی ندارد چه ...
١٣٩٨/١٢/١٧
|

25 هوالعلیم

اصطلاحی است عراقی ،که برای بزرگداشت طرف مقابل بکار میبرند ؛ بزرگمرد؛ پهلوان ؛ قهرمان ؛ جوانمرد ...
١٣٩٨/١٢/١٧
|

26 هوالعلیم

مرحبا: اصطلاحی عربی جایگزین سلام واحوالپرسی و خوش آمدگوئی؛
١٣٩٨/١٢/١٧
|

27 هوالعلیم

عزتِ نفس: خودرا گرامی دانستن، به خویشتن بها دادن، برای خود ارزش قائل شدن، شخصیت خودرا کم نگرفتن....
١٣٩٨/١٢/١٦
|

28 هوالعلیم

قاط زدن: مشوّش شدن، قاطی کردن، دایره ی ذهن وفکر به هم ریختن....
١٣٩٨/١٢/١٥
|

29 چه خبر ١٣٩٨/١٢/١٤
|

30 هوالعلیم

چهراذین: مخفف چهره آذین، زینت چهره، گریم ، گریمور، آرایشگر، جراّح پلاستیک
١٣٩٨/١٢/١٤
|

31 هوالعلیم

فرصت: زمان معینی برای انجام کاری ،

مترادف فرصت: مجال ، امان(اصطلاح عامیانه) ، وقت ، زمان....
١٣٩٨/١٢/١٤
|

32 هوالعلیم

آذین : زیبائی ، زیباسازی ، زینت و زیور کردن ، آرایش ، چراغانی ، بهینه سازی
١٣٩٨/١٢/١٣
|

33 هوالعلیم

غاذی: لقمه ی کوچک ، مقدار خوراک به اندازه حجم دهان ،

مثال: چه (آدم) سیری باشه که چهل غاذی را نخوره .
١٣٩٨/١٢/١٣
|

34 هوالعلیم

سیماوا: مخفف سیما وآوا ، چهره وصدا ، تلویزیون ، صدا وسیما
١٣٩٨/١٢/١٢
|

35 هوالعلیم

قاتق: خوراک ، آنچه با نان می خورند ، خورشِ نان

مثال: ترتیزک خریدم قاتقِ نانم شود ،قاتلِ جانم شد
١٣٩٨/١٢/١٢
|

36 هوالعلیم

لقمه پیچ : ساندویچ ، لقمه ی آماده ی

پیچیده شده ، غذای آماده ی مصرف

(شامل: نان و قاتق و مخلفات )
١٣٩٨/١٢/١٢
|

37 هوالعلیم

مینو وَش: مانند بهشت،

مینو: پردیس، جنت، بهشت ، فردوس

وَش : مثل و مانند ، شبیه.

مینو وش مناسب برای اسم فامیل ، ...
١٣٩٨/١٢/١٢
|

38 هوالعلیم

مینو: بهشت، فردوس، منزلگاه ابدی نیکان در سرای دیگر(آخرت)
١٣٩٨/١٢/١٢
|

39 هوالعلیم

وَش: مثل، مانند(مینو وش:مثل بهشت)
١٣٩٨/١٢/١٢
|

40 هوالعلیم

سُکوتِستان: گورستان ، محل خاکسپاری مردگان ، وادیِ خاموشان ، منزلگاه لب فرو بسته گان، قبرستان ،
١٣٩٨/١٢/١٢
|

41 توحيد
هوالعلیم

شبارام :
آرامشِ شبانگاه ، آسودگی شبانه ، راحتی خیال در شب .....
١٣٩٨/١٢/١٠
|

42 هوالعلیم

توجیه:
موجه جلوه دادن ، به زیبائی نشان دادن ، کاری را درست درنظر آوردن .....
١٣٩٨/١٢/٠٩
|

43 هوالعلیم

شباهنگام:
زمانِ شب ، شامگاه
١٣٩٨/١٢/٠٩
|

44 هوالعلیم


بوق ِسگ:
پاسی ازشب گذشته ، زمانی بین غروب آفتاب و نیمه شب.
متضاد (بوقِ سگ)میشود ( خروس خوان)

مثال: ازخروس خوان ...
١٣٩٨/١١/٢٧
|

45 هوالعلیم

خروس خوان:

صبح زود، پگاه ، سحرگاه، قبل ازطلوع آفتاب. صبحِ سحر
متضاد (خروس خوان)میشود( بوق سگ)

مثال: از خروس خوان تا ...
١٣٩٨/١١/٢٧
|

46 هوالعلیم

قیمه:گوشت خرد شده به اندازه 2حبه قند ،که برای پختن خورشت قیمه و یا خورشت قرمه سبزی استفاده میشود.
١٣٩٨/١١/٢٦
|

47 هوالعلیم

کلون یا کلوند

پشت بند (قفل) درب های چوبی حیاط درقدیم.
وآن یک قطعه چوب به شکل مکعب مستطیل به طول 60 و عرض15وضخامت 4 سانتی ...
١٣٩٨/١١/٢٦
|

48 هوالعلیم

کلون یا کلوند

پشت بند (قفل) درب های چوبی حیاط درقدیم.
وآن یک قطعه چوب به شکل مکعب مستطیل به طول 60 و عرض15وضخامت 4 سانتی ...
١٣٩٨/١١/٢٦
|

49 هوالعلیم

یعنی چه :
به چه معناست ، چه مفهومی دارد ،
١٣٩٨/١١/٢٦
|

50 هوالعلیم

شادین : شاد و خوشحال ، دلخوش ، آسوده خاطر

شادین متضاد غمگین

(شادین) نامی پسرانه. مترادف (شاهین)

شادیانه : آنچه ...
١٣٩٨/١١/٢٥
|

51 هوالعلیم

چینش: چیدن ، کوتاه کردن مو ، زدنِ سرشاخه درختان ، مرتب ومنظم کردن لوازم محل کار یا زندگی ،بریدن با قیچی ، کندن میوه از درخت و......
١٣٩٨/١١/٢٥
|

52 هوالعلیم

چِندِش: شخص یا چیزی که دیدنش حالِ

بَدآدم را بَد میکند.

چِندِش آور : حال به هم زن ، اعصاب

خورد کن ، سوهانِ روح ...
١٣٩٨/١١/٢٥
|

53
هوالعلیم


معهد یعنی قرار گاه ، محل وعده وقرار ، جائی که درآن عهد و پیمان می بندند ، باشگاه
١٣٩٨/١١/٢٥
|

54 هوالعلیم

کلون یا کلوند

پشت بند (قفل) درب های چوبی حیاط درقدیم.
وآن یک قطعه چوب به شکل مکعب مستطیل به طول 60 و عرض15وضخامت 4 سانتی ...
١٣٩٨/١١/١١
|

55 هوالعلیم

آبا یعنی پدران ، اجداد ، پیشگامان ، پیشرو ، سرسلسله نسل ، بزرگ خاندان .

دیس پسوند شباهت است یعنی مانند ، شبیه ، مثل ، ه ...
١٣٩٨/١١/٠٤
|

56 هوالعلیم
مسيحا همان مسيح است كه باالف تعظيم جمع شده و تركيبى زيبا بوجود آورده .

براى مسيح چند معنا گفته اند از جمله: مسح کننده ، مسح کننده ...
١٣٩٨/١١/٠١
|

57 هوالعلیم

بریان: برشته شدن گوشت برروی آتش را بریان میگوئیم.

بریان اصفهان: یکی از غذا های مخصوص اصفهان است که بیشتر به عنوان ناهار استفاد ...
١٣٩٨/١١/٠١
|

58 هوالعلیم

ظاهراً :
آنطوری که به نظر میرسد ،
آنطور که پیداست،
اینطوریکه احساس میشود،
به ظاهر ، آنچه که به نظر می آید


١٣٩٨/١٠/٢٨
|

59 هوالعلیم

ريشه كلمه جبار ، جبر است؛
جبر متضاد اختيار است؛
جبر يعنی آنچه انجامش دراختیار ماو تحت اراده ما نباشد؛
جبر کاری است که انجام ...
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

60 هوالعلیم

توحید یعنی خداوند را به یگانگی دانستن،
اقرار به وحدانیت خداوند.

که یکی هست وهیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو

١٣٩٨/١٠/٢٧
|

61 هوالعلیم
بسيار جبران كننده؛
وبسيار ترميم كننده، از صفات بارى تعالی ؛
وبسیار ستمگر،ازصفات بندگان ظالم
١٣٩٨/١٠/٢٥
|

62 فردائی ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|