برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

یلدا ضیائی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 برگرداندن چیزی ١٣٩٨/١١/٢١
|

2 stop ١٣٩٨/١١/٢١
|

3 هدف گذاری
١٣٩٨/١١/٢١
|

4 bad things ١٣٩٨/١١/٢١
|

5 انسان هایی که ظاهر خشن ولی قلب مهریانی دارند ١٣٩٨/١١/١٣
|

6 کت و شلوار ١٣٩٨/١١/٠٩
|

7 شلوار تنگ ١٣٩٨/١١/٠٩
|

8 پوتین ١٣٩٨/١١/٠٩
|

9 تاپ
١٣٩٨/١١/٠٩
|

10 غیر رسمی
١٣٩٨/١١/٠٩
|

11 لباس رسمی ١٣٩٨/١١/٠٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 rough diamond
• Jane's new boyfriend was rather a rough diamond but we liked him anyhow.
• دوست پسر جدید جین یک انسان خشن با قلب مهربان بود ولی بهر حال ما او را دوست داریم.
١٣٩٨/١١/١٣
|

2 rough diamond
• I think the new employer is a rough diamond.
• من فکر میکنم کار فرمای جدید یک فرد خشن با قلب مهربان است
١٣٩٨/١١/١٣
|

3 rough diamond
• The worker appears to be a very rough diamond.
• بنظر میرسد که این کارگر ظاهر بسیار خشن ولی قلب مهربانی دارد
١٣٩٨/١١/١٣
|

4 rough diamond
• She's a rough diamond.
• او ظاهر خشن ولی قلب مهربانی دارد.
١٣٩٨/١١/١٣
|

5 fashionable
• He doesn't care what he wears, but his brother likes to be fashionable.
• برای او مهم نیست چه بپوشد , ولی برادرش دوست دارد شیک پوش باشد
١٣٩٨/١١/٠٩
|