برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حسینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 یادآور و خاطره انگیز , SYN : reminiscent ١٣٩٧/٠٤/٢٠
|

2 نوعی خوک وحشی در صحرای آفریقا ١٣٩٦/١٢/١٩
|

3 چرای بیش از حد احشام ، از یک زمین بیش از حد برای چرای احشام استفاده کردن ١٣٩٦/١١/١٨
|

4 dynamic ١٣٩٦/٠٨/٢٣
|

5 big،huge ١٣٩٦/٠٨/٢٣
|

6 خیره شدن به ، نگاه طولانی به چیزی ١٣٩٦/٠٨/٢٢
|

7 مهاجرت کردن، جابجایی از جایی به جای دیگر ١٣٩٦/٠٨/٠٢
|

8 گرفته بودمت ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

9 منو تحت تاثیر قرار دادی ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

10 خیلی زیاد ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

11 خیلی زیاد، به طرز وحشتناک زیاد از یه چیزی ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

12 یه جورایی، یه طورایی ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

13 از خودت درآوردی و یه جورایی یعنی دروغ گفتی ١٣٩٦/٠٧/٢٦
|

14 یک اسکناس به ارزش 5$ (در زبان عامیانه) ١٣٩٦/٠٧/٢٤
|

15 یک اسکناس به ارزش 10 $ ١٣٩٦/٠٧/٢٤
|

16 اندازه گیری دقیق امنیتی ١٣٩٦/٠٧/٢٤
|

17 خانه ارواح ١٣٩٦/٠٧/١٧
|

18 ته گو ،شکم گو ١٣٩٦/٠٧/١٢
|

19 a foolish or inept person ١٣٩٦/٠٧/٠١
|

20 آدم احمق ١٣٩٦/٠٧/٠١
|

21 به معنی مقدار کم و جزئی از چیزی میباشد hint of somthing ١٣٩٦/٠٦/٣١
|

22 داوران ١٣٩٦/٠٦/٣١
|