برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حیاتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مخفی ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

2 عایدی، درآمد، سودسهام ١٣٩٨/٠٢/١٧
|

3 سرخپوست آمریکایی ١٣٩٨/٠٢/٠٩
|

4 قطعه قطعه کردن، مثله کردن، جدا کردن اجزاء ١٣٩٨/٠٢/٠٥
|

5 تضمین دادن، اطمینان دادن ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

6 اردن ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 grasping
• Be careful. Those grasping taxi - drivers might charge you too much.
• مواظب باش آن رانندگان تاکسی دندان گرد ممکن است بیشتر از قیمتش از شما پول بگیرند
١٣٩٨/٠٣/١٥
|

2 dismissed
• The firm reinstated the man who was wrongly dismissed.
• شرکت مردی را که به اشتباه اخراج شده بود به سر کار باز گرداند
١٣٩٨/٠٢/١٧
|