ازدواج موقت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ازدواج موقّت عقد زناشویی با تعیین مدت و مهر می باشد.
ازدواج موقت عبارت است از پیمان زناشویی که در آن مهر و مدت معین شده باشد. از این ازدواج بیش تر به «مُتعه» و گاهی به «نکاح متعه» یا «متعه زنان» یاد می شود.
وجه اشتراک و افتراق با ازدواج دائم
این نوع ازدواج در پاره ای از احکام و امور با ازدواج دائم مشترک است؛ مانند:نیاز هر دو ازدواج به صیغه و مهر (با این تفاوت که ذکر مهر در عقد متعه شرط است؛ اما در عقد دائم شرط نیست)، حرمت ازدواج مادر و دختر زوجه بر شوهر، حرمت ازدواج پدر و پسر زوج بر زن، حرمت خواستگاری دیگران از زن، تحقق حرمت ابدی در صورت زنا با زن و وجوب عدّه . در مواردی نیز متفاوت اند؛ از جمله:در ازدواج دائم طلاق وجود دارد؛ برخلاف ازدواج موقت . در ازدواج دائم زوجین از یک دیگر ارث می برند؛ برخلاف ازدواج موقت ، در ازدواج دائم، دادن نفقه بر زوج واجب است؛ اما در ازدواج موقت واجب نیست. نیز رضایت زوجین در جلوگیری از تولید نسل در ازدواج دائم شرط است؛ اما در ازدواج موقت شرط نیست.
ازدواج موقت ضرورت اجتماعی
از میان شرایع، اسلام برترین و کامل ترین شریعت الهی است که در آن به همه نیازهای فطری بشر توجه شده و برای رفع آن احکام و دستورات متعددی تشریع گردیده است. یکی از نیازها و غرایز بشر و شاید قوی ترین غریزه او، غریزه جنسی است و حکمت الهی و کامل بودن دین اقتضا می کند که برای رفع آن، راه های مشروعی قرار داده شود. یکی از راه های رفع این نیاز ازدواج دائم است؛ لیکن بدیهی است که ازدواج دائم برای همه انسان ها از سن بلوغ میسر نیست و موانعی مانند:نداشتن بلوغ فکری، امکانات اقتصادی، موقعیت اجتماعی و غیره وجود دارد که مانع تحقق این امر می گردد و بر فرض امکان ازدواج دائم، بسیاری از افراد، به ویژه جوانان براثر مشکلات و محدودیت های ناشی از ازدواج دائم، از ازدواج دائم گریزان بوده، به آسانی به آن تن نمی دهند. افزون بر این، در برخی موارد برای مردان همسردار نیز امکان ارضای غریزه جنسی فراهم نیست؛ مانند این که یکی از زوجین به سفری طولانی رفته یا زن مریض باشد. بنابراین، ضرورت فردی و اجتماعی ایجاب می کند که خداوند برای رفع نیاز بشر و جلوگیری از سقوط انسان در دام فساد و فحشا راه دیگری جز ازدواج دائم را تشریع کند. تشریع ازدواج موقت در اسلام در واقع پاسخی به همین نیاز فطری انسان است. ازاین رو که ایجاد چنین راهی، از نیازهای اساسی بشر و ضروریات هر جامعه است.
← موارد پیشنهادی از جانب غیر مسلمانان
...

[ویکی شیعه] ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه ای، خود را برای زمانی محدود به ازدواج مرد در می آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.
فقهایامامیه به مشروع بودنِ ازدواج موقت پس از وفات پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده است. ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.
متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

[ویکی حج] ازدواج موقت
ازدواج موقت یا متعه، گونه ای از پیمان زناشویی است که در آن، مهر و مدت ازدواج معین می شود. برخی از فقیهان اهل سنت در تعریف این ازدواج به حضور دو شاهد، پرداخت مهر و فقدان ارث میان زوجین اشاره کرده اند. در متون و منابع اسلامی، از این گونه ازدواج با تعابیری مانند نکاح منقطع، مُتْعه، ازدواج متعه و متعه زنان (متعة النساء)یاد کرده اند.
عقد ازدواج بر مُحرم در احرام حج و عمره حرام است، خواه ازدواج دائم باشد و خواه موقت. همچنین خواندن عقد دیگران از جانب شخص محرم و بر عهده داشتن ولایت و وکالت در ازدواج نیز ممنوع است. مهم ترین پشتوانه این حکم، روایت های پیامبر و امامان شیعه(ع) هستند که از ازدواج در حال احرام نهی کرده اند. همچنین فقیهان شیعه و بسیاری از فقیهان اهل سنت به پشتوانه روایت های پیامبرر و اهل بیت: عقد ازدواج شخص محرم را باطل شمرده اند، خواه زن و شوهر هر دو در حال احرام باشند یا یکی از آنان محرم باشد.

[ویکی فقه] ازدواج موقت (منابع اهل سنت). مساله متعه یا ازدواج موقت، از جمله مسائلی است که اختلاف بین شیعه و سنی در مورد آن بوده است. در این مقاله به بررسی ازدواج موقت در منابع اهل سنت می پردازیم. در این بررسی مشخص می شود ایرادات و شبهات وارد شده بر شیعه در این زمینه، بی اساس و بی پایه است.
در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که همگی علمای مذاهب در این نکته اتفاق دارند که "متعه ازدواجی است که در آن مرد و زن مدت زمانی را برای عقد معین می کنند و پس از گذشتن مدت، خود به خود محرمیت از بین رفته و احتیاجی به طلاق ندارد".قال ابوعمر (بن عبد البر) لم یختلف العلماء من السلف والخلف انّ المتعة نکاح الی اجل لا میراث فیه، والفرقة تقع عند انقضاء الاجل من غیر طلاق. وقال ابن عطیة: وکانت المتعة ان یتزوج الرجل المراة بشاهدین واذن الولی الی اجل مسمّی، وعلی ان لا میراث بینهما، ویعطیها ما اتفقا علیه، فاذا انقضت المدة فلیس له علیها سبیل ویستبرئ رحمها: لان الولد لا حق فیه بلا شک، فان لم تحمل حلت لغیره
قرطبی، شمس الدین، تفسیر قرطبی، ج۵، ص۱۳۲.
در اینکه متعه مدت زمانی در ایام حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) مشروع بوده است هیچ شکی نیست:ولا شک انه کان مشروعا فی ابتداء الاسلام؛ هیچ شکی در این نیست که متعه در ابتدای اسلام جایز بوده است.
ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۴۸۶.
اختلاف اصلی در این است که آیا برای این حکم در زمان خود رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نسخی وارد شده است یا اینکه حکم به حرمت متعه بعد از وفات ایشان و توسط دیگران وضع شده است؟ مشهور بین اهل سنت نظر اول و اجماع شیعه بر نظر دوم است.
ادله حلیت متعه
...

[ویکی فقه] ازدواج موقت (کتاب). کتاب « ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعین» اثر جناب استاد نجم الدین طبسی ، معرفی کوتاه و پژوهشی مختصر در باره مشروعیت و مستندات ازدواج موقت و دفاع از آن است. این پژوهش در سه فصل به گزارش از آرا و اقوال تعدادی از صحابه و تابعان که از شخصیت های بزرگ اسلامی محسوب می شوند، پرداخته تا اعتبار و منزلت این موضوع و استحکام عقاید شیعه را ثابت نماید.
هدف نویسنده مستند سازی ازدواج موقت و گردآوری نصوص و اخبار مربوطه از میان آثار و منابع اهل سنت است تا به این طریق حقانیت و اعتبار اندیشه ها و مبانی فقهی شیعه را مبرهن سازد.
ساختار
نویسنده، به جای پژوهش در همه ابعاد ازدواج موقت، به اثبات مشروعیت آن از طریق شناسایی نام ها و اقوال تعدادی از صحابه و تابعین پرداخته و کتب دیگر را بی نیاز از پرداختن به دیگر مباحث ازدواج موقت دانسته به این جهت به تفحص در منابع حدیثی، تراجم، کتب رجالی، منابع تفسیری و فقهی اهل سنت پرداخته و ضمن گردآوری آرای کسانی که به ازدواج موقت اعتقاد داشته و آن را مشروع و مطابق شریعت اسلامی می دانسته اند، اشکالات و مناقشات فقهی و جدلی اهل سنت را پاسخ داده است.
معرفی محتوا
در فصل اول فهرست ۱۹ تن از صحابیان بزرگ و نصوص و گزارش هایی در باره مشروعیت ازدواج موقت از نظر آنها معرفی گردیده است. این شخصیت ها در متون اهل سنت، گواهی های مستقیمی داده اند مبنی بر مشروعیت و عدم نسخ ازدواج موقت. مسئله این است که برخی اهل سنت ادعا کرده اند که ازدواج موقت در ابتدا در آیه ۲۴ سوره نسا ، مشروع بوده اما بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسخ شده است. نویسنده، اقوال و سیره افرادی مانند عمران بن حصین، ابو سعید خدری ، جابر بن عبد الله انصاری ، ابن مسعود، سلمه بن اکوع، علی بن ابی طالب علیه السلام ، عمرو بن حریث، معاویة بن ابی سفیان، سلمة بن امیة، ربیعة بن امیة، عمرو بن حوشب، ابی بن کعب، اسماء بنت ابی بکر، ام عبد الله بنت ابی خیثمة، عبد الله بن عباس، سمیر، انس بن مالک و ابن عمر را شناسایی کرده و گزارش های آنها را تحلیل و بررسی و تشریح کرده است. آنچه از این اقوال وگزارش ها پیداست یکی تأکید بر دلالت آیه ۲۴ سوره نساء بر متعه و ازدواج موقت و دیگری تأکید بر عدم نسخ این آیه می باشد. همین پژوهش در باره شخصیت ها و فقیهان تابعی در فصل ۲ انجام شده و افرادی مانند احمد بن حنبل، سعید بن جبیر ، طاووس یمانی، مجاهد بن جبر، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، تابعان مکه و یمن، ضمن تفسیر آیه متعه، فتوا به مشروعیت متعه داده اند. در فصل سوم ۸ نکته تحقیقی راجع به متعه و صیغه موقت ارائه شده است. در نکته اول به اشکال برخی از نویسندگان اهل سنت که ادعای نسخ آیه متعه کرده اند، پاسخ داده شده و نصوص و اخباری که در فصل اول و دوم نقل شده به عنوان شاهد متقن عدم نسخ طرح گردیده است. در نکته بعدی ثابت شده که ممانعت عمر از نکاح موقت یک دستور حکومتی بوده و ارتباطی به شرع و احکام شرعی نداشته است.نویسنده، پنج دلیل و شاهد بر این مطل ب از متون اهل سنت آورده است. در نکته بعدی بر حکومتی بودن دستور عمر تأکید شده و از عبارات خود او به روشنی مشخص گردیده که عمر، ادعای نسخ نکرده است. در نکته بعدی اقوال و تصریحات تعدادی از فقهای اهل سنت مانند قرطبی، ماوردی، ابن حزم، و هاشمی بغدادی بر جواز متعه و اعتراف تعدادی دیگر مبنی بر عدم اجماع در تحریم متعه نقل شده است. نویسنده، در نکته بعدی با بررسی احادیث تحریم متعه مانند حدیث ترمزی، حدیث سعید بن جبیر، حدیث الزهری، حدیث سبره، حدیث ایساس و حدیث ابی هریره، عدم وثاقت این روایات و مشکل و اضطراب سندی و دلالی آنها را مشخص ساخته است. در آخرین مطلب، کتاب شناسی مختصری از فهرست نام و نویسنده ۴۴ کتاب از علمای قدیم و جدید در باره احکام ، مسایل، مشروعیت و جواز ازدواج موقت آمده است.

دانشنامه آزاد فارسی

ازدواج موقّت
(یا: مُتعه؛ صیغه) در فقه شیعه اجرای عقد نکاح با زمانی محدود و مَهری معلوم. با ازدواج دایم از حیث ایجاد اصل رابطۀ زوجیّت تفاوت ندارد، جز این که شرایط سهل تری دارد و در مواقع استثنایی که امکان ازدواج دایم فراهم نیست می تواند مشکل گشا باشد. با تمام شدن مدت یا بخشیدن مدت از سوی شوهر، پایان می پذیرد و خلاف ازدواج دایم، نیاز به طلاق ندارد. زن در ازدواج موقت ارث نمی برد و نفقه اش بر مرد واجب نیست ولی فرزندان حاصل از آن به طور کامل از پدر و مادر ارث می برند. عدّۀ متعه، دو حیض است، اما در عدۀ وفات فرقی با ازدواج دایم ندارد، یعنی زن پس از مرگ همسر، باید چهار ماه و دَه روز عدّه نگه دارد. همۀ فقیهان اتفاق دارند که در عهد رسول خدا (ص) تا زمان خلافت عمر، متعه مباح بوده است، اما پس از آن، به عقیدۀ فقهای اهل سنت و نیز زیدیه و اسماعیلیه فسخ شده است؛ لیکن امامیه بر آن است که فسخ صورت نگرفته است. صیغه در یونان باستان مجاز بود و فرزندان حاصل از این رابطه، چنانچه پدرانشان آن ها را به رسمیت می شناختند، مشروع به حساب می آمدند. قانون روم نیز صیغه را به رسمیت می شناخت ولی فرزندان زنان صیغه مادام که والدین شان با یکدیگررسماً ازدواج نمی کردند، نامشروع شناخته می شدند و حق ارث بردن آن ها بسیار محدود بود. مسیحیت آن را غیرقانونی اعلام کرد و قسطنطین کبیر قوانینی برای نظارت بر این امر صادر کرد.

پیشنهاد کاربران

وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِکُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ/النساء:آیه24
دلیل اول اینکه ﴿اسْتَمْتَعْتُم ﴾ در قرآن، به معنی صیغه کردن نیست، در جاهای دیگر قرآن این کلمه و مشتقاتش آمده اما به معنی کامجوییِ دائم آمده نه ازدواج موقت
...
[مشاهده متن کامل]

دلیل دوم در حرف �بِهِ� در ﴿اسْتَمْتَعْتُم بِهِۦ﴾ این است که آیه اینجا با این حرف واضح می کند که منظورش از بهره گیری ﴿اسْتَمْتَعْتُم﴾ در درجه اول به معنی �بهره بردن از مال� است، و بعد به وسیله مال از زنان؛ و مستقیماً ربطی به ازدواج موقت نداردو در حقیقت ﴿اسْتَمْتَعْتُم بِهِۦ﴾ را به صورت �اسْتَمْتَعْتُم بِهِنَّ� ترجمه می کند؛ یعنی به جای آنکه بگویند: بهره گرفتید از مال برای ازدواج ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِۦ مِنهُنَّ﴾ می گویند: �بهرۀ موقت گرفتید از زنان به وسیله مال ( اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِنَّ بِهِ ) . این ترجمه عجیب است.
دلیل سوم:مدت این ازدواج ذکر نشده است به گفته اجماع فقهای شیعه، یکی از ارکان متعه، قید مدت است و اگر مدت ذکر نگردد، عقد متعه باطل است.
دلیل چهارم: ﴿غَیْرَ مُسَافِحِینَ﴾ یعنی غیر ازاله کنندۀ شهوت، یعنی فقط برای شهوت و زنا نباشد.
درست است که ازدواج دائم نیز یک هدفش برای زدودن شهوت است، اما فقط برای این نیست. ولی متعه فقط برای زدودن شهوت است.
دلیل پنجم:�فَـ� را در آیه ببینید:
در آیه ای که ما و شیعه در معنی آن اختلاف داریم حرف �فَـ� آمده:فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ . . .
ترجمه غلط: �و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‏] می کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید�؛
اما ترجمۀ درست: �سپس وقتی که با مال بهره بردید از زنان پس واجب است مهر آنها را بپردازید�.
�فَـ� در زبان عربی هرگز به معنی �و� نیست، بلکه به معنی �سپس� است و این یعنی این که جملۀ فعلی، کاملاً مربوط به جملۀ قبلی است و این جملۀ مورد ا ختلاف می خواهد بگوید: �پس نتیجه ای که از جمله قبل می گیریم این است که . . . �، و منظور از به کار بردن حرف �فَـ� این است که بدون توجه به جمله ماقبل آیه را ترجمه نکنیم. یک شاهد دیگر نیز داریم که جمله مورد اختلاف، به ماقبل خود متصل است، و آن کلمۀ �بِهِ� است که معنی ( با آن ) دارد و اشاره به ( مال ) است،
دلیل ششم:آیات 19 تا 28 سورۀ نساء با �واو� با هم مربوط است و همه مذاهب قبول دارند که درباره ازدواج دائم است؛ وقتی به آیه 25 هم می رسد قبول دارند که درباره ازدواج دائم است، ولی ناگهان در وسط آیه 25 طرفداران صیغه می گویند که درباره متعه است، در حالی که تمام این آیات با واو به هم متصل شده اند.
جالب اینجاست که همان وسط آیه 25 هم با �فَـ� یعنی پس و با �بِهِ� یعنی به وسیله همان چیزی که قبلاً دارد درباره اش صحبت می کند - یعنی مال - به قسمت اول آیه مربوط است و عجب و صد عجب که آخر آیه 25 هم با واو به آیه بعدی متصل است که باز همه قبول دارند درباره نکاح دائم است. چگونه امکان دارد که وسط این آیه، یک موضوع مستقل مطرح گردد و یک حکم کاملا جدا داشته باشد؟
دلیل هفتم:به فرض که این قسمت از آیه دربارۀ متعه کردن باشد، باز هم این ایراد باقی می ماند که قرآنی که دربارۀ انواع دیگرِ نکاح، دست کم دویست و پنجاه آیه دارد، چرا یک آیه دربارۀ آداب نکاح موقت ندارد؟ مثلاً عده نکاح دائم را چند بار شرح داده، اما دربارۀ عدۀ نکاح موقت ساکت است؛ تعداد مجاز زنان را در ازدواج دائم شرح داده اما دربارۀ تعداد در نکاح موقت ساکت است؛ چرا؟
از لینک زیر کتاب ازدواج موقت در روایات را دانلود کنید:

منابع• https://www.aqeedeh.com/index.php/book/download/539/pdf
متعه . [ م ُ ع َ /ع ِ ] ( از ع ، اِمص ) ( از متعة عربی ) صیغه و نکاح موقتی ضد عقدی . ( از ناظم الاطباء ) . و رجوع به متعة شود.
صیغه، نکاح موقت ≠ ازدواج
( مُ عِ ) [ ع . متعة ] ( اِ. ) 1 - آن چه که از آن برخوردار شود. 2 - زنی که برای تمتع به مدت معینی صیغه شود.
...
[مشاهده متن کامل]

مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه یا ازدواج انقطاعی[۱] نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه امامی است که در آن زن برای مدت معین و محدودی با مهریه ای معلوم عقد می شود مثلا یک ساعت یا بیشتر یا کمتر.
اهل سنت و جماعت ، اباضیه و زیدیان آن را حرامو فحشا و نوعی زنا در پوشش دین می دانند تا از مجازات زنا فرار کنند و همچنین متعه را ازدواج نمی دانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشده است. لغت متعه بمعنی لذت بردن است درحالی که هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است.
متعه یا صیغه عادتی بود که از عصر جاهلیت به یادگار ماند، و در سال های اول اعلام رسالت محمد به آن عمل می شد تا اینکه پیامبر اسلام آن را در روز خیبر یا حجة الوداع تحریم کرد.
فقهای عامه مسلمانان آیه ۲۴ سوره نساء که در آن آمده است: �مهر یه آن زنان را که از آنان بهره مند شده اید به عنوان واجب بپردازید� در خصوص متعه نمی پذیرند و معتقدند این آیه در مورد استمتاع در ازدواج دائم است. ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً )
کلمه اسْتَمْتَعْتُمْ در قرآن سه بار آمده است که به معنی بهره جستن و استفاده کردن است نه صیغه / که اگر در دو آیه قبلی صیغه معنی شود معنی آیه خنده دار و مضحک می شود
در لغتنامه ها هم متعه به معنی بهره جستن آمده است نه صیغه:
مُتعَة: لذت، خوشی، برخورداری، کیف، لذت، خوشی، عیش، شهوترانی، انبساط، لذت، بخشیدن، خوشایند بودن، لذت بردن، رفتار کردن، تلقی کردن، مورد عمل قرار دادن/فرهنگ لغت المعانی
متعه یا صیغه خلاف ازدواج است
از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری �صیغه� را نوعی �کلاه شرعی� برای روسپی گری می دانند. روسپی گری در ایران جُرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می کند.
صیغه موجب ایجاد تبعیض های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می شود؛ زیرا در قوانین �صیغه� منافع مرد بر منافع زن برتری دارد چون در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده است نه زن.
همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.
صیغه می تواند موجب انقیاد برخی زنان شود زیرا تعدد زوجات به دنبال خواهد داشت
نکته مورد تأکید باید این باشد که ازدواج موقت چه نفعی برای زنان دارد و شان اجتماعی زنان در این پدیده چقدر مورد توجه جامعه قرار می گیرد.
اغلب مردان متأهل برای صیغه اقدام می کنند که این امر موجب فروپاشی خانواده ها می شود.
یکی دیگر از مشکلات مربوط به کودک این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می شوند، نمی توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان که طبق اعلام نماینده قوه قضائیه، تعداد زیادی پرونده در دادگاه ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده است یا بچه را انکار می کند.
از دیگر دلایل نادرست بودن صیغه تضعیف حقوق کودکان در این نوع ازدواج ها می باشد. از آنجا که در ایران قانون شفاف و روشنی که محدودیت سنی مشخصی برای ازدواج کودکان در نظر گرفته باشد وجود ندارد، برخی از خانواده ها فرزندان خود را در سنین پایین وادار به ازدواج می کنند و این ازدواج ابتدا در شکل صیغه محرمیت که همان ازدواج موقت است ظاهر می شود که در دل خود پدیده هایی چون ترک تحصیل، قرار گرفتن در چرخه خشونت خانگی و احتمال برقراری رابطه جنسی و بارداری کودکان را دربردارد.
مینو محرز، پزشک متخصص بیماری های عفونی و ایدز معتقد است �از آنجایی که در ازدواج موقت، فرد محدود به یک شریک جنسی نشده و می تواند از این طریق، چند شریک جنسی داشته باشد، احتمال شیوع بیماری های مقاربتی افزایش می یابد.
�فرهنگ جامعه ما فرهنگ ازدواج دایم است�. به جای ترویج صیغه برای جوانان باید مشکلات ازدواج دایم آنان را حل کرد. رواج صیغه موجب خلل وارد شدن به ازدواج دائم و شرعی کردن مشکل �روابط دختر و پسر در جامعه اسلامی� می شود.
عبدالله بن سنان می گوید از امام صادق - علیه السلام - درباره متعه پرسیدم فرمودند: ( لا تُدنّس نفسک بها ) نفس خود را با آن کثیف مگردان. ( بحار الانوار100/ 318 )
از عمار روایت است که گفت امام صادق –علیه السلام - فرمودند: ( قد حرمت علیکم المتعة ) تحقیقا متعه برشما حرام شده است. ( فروع کافی 2/48، وسائل الشعیة 14/450 )
امام صادق - علیه السلام - اصحاب خودشان را همواره سرزنش می کردند و از صیغه کردن بر حذر می داشتند لذا می فرمودند: �آیا یکی از شما خجالت نمی کشد که در جای پنهان و شرم آوری دیده شود آنگاه این کردار ناپسند او به حساب برادران و یاران صالح و نیکو کارش گذاشته شود؟!� ( فروع کافی 2/44. وسائل الشیعة 14/ 450 )
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: حرم رسول الله - صلی الله علیه وآله - یوم خیبر لحوم الحمر الأهلیة و نکاح المتعة، یعنی حرام کرد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در روز خیبر، گوشت خر اهلی و نکاح متعه را ( تهذیب 2/186، استبصار3/142 وسائل الشیعة 14/441 )

بپرس