مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

فرهنگ فارسی عمید

برای استفاده از فرهنگ آنلاین عمید واژه خود را در بخش بالا بنویسید.
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ عمید واژه‌نامه‌ای است که در دوجلد به چاپ رسیده است. این فرهنگنامه شامل واژه‌های فارسی، لغات عربی، اروپایی و ترکی به کار رفته در زبان فارسی است که به همراه اصطلاحات ادبی و علمی به دست حسن عمید نوشته شده‌است. حسن عمید در سال ۱۳۳۲ واژه‌نامه‌ای را به نام فرهنگ نو تکمیل و به چاپ رسانید که جلد اول آن در سال ۱۳۰۸ به چاپ رسیده بود. اما فرهنگ فارسی عمید نخستین بار در سال ۱۳۳۵ در ۹۳۶ صفحه با قطع کوچک چاپ شد و بعد از گذشت ده سال این فرهنگ با اصلاحات و افزدون واژه‌های بیشتر در سال ۱۳۴۲ هجری خورشیدی و در ۱۱۱۴ صفحه با سرمایهٔ کتابخانه ابن سینا چاپ شد.
مؤلف > حسن عميد، سرپرست تأليف و ويرايش > فرهاد قربان‌زاده، ناشر > اَشجَع
فرهنگ عمید
حسن عمید
حسن عمید (زادهٔ ۱۲۸۹ در مشهد – درگذشتهٔ شهریور ۱۳۵۸) فرهنگ‌نویس، نویسنده و روزنامه‌نگار نامدار ایرانی است. او نویسندهٔ فرهنگ عمید است که از پرکاربردترین فرهنگ‌های معاصر فارسی قلمداد می‌گردد. حسن عمید در نیمهٔ دوم سده ۱۳ هجری خورشیدی، در شهر مشهد چشم به جهان گشود. او تحصیلات خود را نیز در همان شهر انجام داد. عمید در جوانی عضو انجمن ادبی شد و کار روزنامه‌نگاری، نویسندگی و فرهنگ‌نویسی را از همان سال‌ها آغاز کرد. او در نشریهٔ خراسان مطلب می‌نوشت. از جمله مهم ترین فعالیت‌های روزنامه‌نگاری حسن عمید در مشهد، سردبیری سالنامهٔ خراسان و روزنامهٔ طوس بود. وی در سال ۱۳۱۳ چاپ روزنامه طوس را به صورت هفتگی در مشهد آغاز کرد. او سال‌ها در خراسان به پیشهٔ روزنامه‌نگاری‌اش مشغول بود.
حسن عمید چندین دهه از عمر خویش را صرف پژوهش دربارهٔ فرهنگ واژگان و فرهنگ‌نویسی کرد. او در این سال‌ها چندین فرهنگ واژگان فارسی نوشت که پرآوازه‌ترینشان، فرهنگ عمید است. عمید در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، بابت واگذاری کلیه حقوق نشر همه فرهنگ‌هایش به عبدالرحیم جعفری، مالک و گردانندهٔ انتشارات امیرکبیر، یکی از بالاترین رقم‌های پرداخته‌شده به یک مؤلف ایرانی به‌عنوان حق تألیف مقطوع را، که برابر با یک میلیون تومان بود، دریافت کرد.

فهرست واژگان در فرهنگ فارسی عمید


آ   |   آئرودینامیک   |   آئرومتر   |   آئورت   |   آب   |   آب آشنا   |   آب آهنگ   |   آب انبار   |   آب باز   |   آب بازان   |   آب بازی   |   آب بند   |   آب بندی   |   آب بها   |   آب پاشان   |   آب پاشی   |   آب پخشان   |   آب پز   |   آب تره   |   آب تل   |   آب تنی   |   آب چر   |   آب خانه   |   آب خسب   |   آب خست   |   آب خشک کن   |   آب خوار   |   آب خواره   |   آب داده   |   آب درمانی   |   آب دست   |   آب دستان   |   آب دستی   |   آب دوغ   |   آب دوغ خیار   |   آب دیده   |   آب رنگ   |   آب رو   |   آب ریزه   |   آب زیرکاه   |   آب سنج   |   آب سنگ   |   آب سوار   |   آب شش   |   آب شناس   |   آب شنگولی   |   آب شویی   |   آب شیب   |   آب فشان   |   آب گردش   |   آب گرم کن   |   آب گز   |   آب لمبو   |   آب لیمو   |   آب مروارید   |   آب معدنی   |   آب مقطر   |   آب نبات   |   آب نگاری   |   آب نما   |   آب نورد   |   آب ورزی   |   آب ورنگ   |   آب کار   |   آب کاری   |   آب کور   |   آبا   |   آباد   |   آباد جای   |   آباد کرد   |   آبادان   |   آبادانی   |   آبادبوم   |   آبادگر   |   آبادی   |   آبار   |   آباژور   |   آبال   |   آبان   |   آبانگان   |