انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1010 100 1

Additive

تلفظ Additive
تلفظ Additive به آمریکایی/ˈædətɪv/ تلفظ Additive به انگلیسی/ˈædətɪv/

معنی: افزودنی، افزایشی، افزاینده
معانی دیگر: (ماده ای که برای افزایش خواص ماده ی دیگر به مقدار کم به آن اضافه می شود) افزودنی، وابسته به افزایش، جمع پذیر، adj : افزودنی، n : ش، ماده ای که برای افزایش خواص ماده ء دیگری به ان اضافه شود

بررسی کلمه Additive

صفت ( adjective )
• : تعریف: involving, related to, or produced by addition.

- The brain perceives color through an additive process, combining blue and yellow to produce the perception of green.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مغز رنگ را از طریق یک فرآیند افزایشی، ترکیب رنگ آبی و زرد برای تولید درک سبز می‌بیند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مغز رنگ را از طریق فرآیند افزایشی درک می کند، ترکیب آبی و زرد را برای تولید درک سبز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: additively (adv.)
• : تعریف: a substance added in small amounts to another to improve, preserve, or otherwise alter it.

- a food additive
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک افزودنی غذایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک افزودنی مواد غذایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- a fuel additive
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک افزودنی سوختی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک افزودنی سوخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Additive در جمله های نمونه

1. Colour is often an additive in foods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رنگ اغلب یک افزودنی در غذاها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنگ اغلب یک افزودنی در غذاها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A special anti-foam additive also gives a more complete fill-up with less spillage, and a deodorant reduces smell.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک افزودنی ضد فوم ویژه نیز یک پر پر کننده کامل با ریزش کم‌تر می‌دهد و دئودورانت برای دئودورانت خود کاهش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک افزودنی خاص ضد فوم همچنین با افزودن ساییدگی کامل، پرکننده کامل تر می شود و دئودورانت بو را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A4 asserts each integer has an additive inverse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]A۴ تاکید می‌کند که هر عدد صحیح معکوس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]A4 می گوید هر عدد صحیح یک معکوس افزایشی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This friction reducing additive may be used in all the engine and transmission of your L. R. with beneficial results.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کاهش اصطکاک ممکن است در تمام موتور و انتقال L شما مورد استفاده قرار گیرد ر با نتایج مفید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اصطکاک کاهش افزودنی ممکن است در تمام موتور و انتقال L R شما با نتایج مفید مفید باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The gasoline additive had leaked from underground storage tanks at a Navy gas station.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد افزودنی بنزین از مخازن زیر زمینی در ایستگاه گاز نیروی دریایی نشت کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزودنی بنزین از مخازن ذخیره سازی زیرزمینی در ایستگاه گاز نیروی دریایی بیرون ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Givem milkshakes, lotsa ice cream, and the Additive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بستنی میلک شیک، بستنی lotsa و the
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیرینی جات، بستنی زیادی و افزودنی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In each case, the language competence acquired is additive: it does not replace earlier competencies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر مورد، صلاحیت زبانی دارای یک افزودنی است: این زبان، شایستگی‌های اولیه را جایگزین نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در هر مورد، صلاحیت زبان به دست آمده افزایشی است که صلاحیت های قبلی را جایگزین نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There would therefore be an additive effect on the passive water absorption that occurs secondary to solute absorption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، تاثیر افزایشی روی جذب آب منفعل که ثانویه در جذب حل شونده رخ می‌دهد، وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراين تأثير افزايشی بر جذب آب غيرفعال که به جذب محلول ثانيه رخ می دهد، وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Therefore it appears that hypertension has an additive deleterious effect on overall prognosis in the diabetic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از این رو، به نظر می‌رسد که فشار خون بالا تاثیر زیان additive بر پیش‌بینی کلی در دیابت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که فشار خون بالا اثر پیشگیرانه ای در دیابت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It's an additive that the Hyperactive Children's Support Group recommends eliminating from the diet of susceptible children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک افزودنی است که گروه حمایت از کودکان hyperactive توصیه می‌کند که از رژیم غذایی کودکان آسیب‌پذیر حذف شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این افزودنی است که گروه حمایت از کودکان بیش از حد توصیه می کند از رژیم کودکان حساس حذف شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In real life, neither proceeds in the linear, additive fashion envisioned in workbooks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زندگی واقعی، نه درآمد در مد خطی، افزایشی که در workbooks پیش‌بینی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در زندگی واقعی، در روش خطی و افزایشی که در کتاب های درسی وجود ندارد، درآمد حاصل نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Linear, additive models are easier to work with than more complex mathematical models.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدل‌های خطی و افزایشی ساده‌تر از مدل‌های پیچیده ریاضی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدل های افزایشی خطی، ساده تر از مدل های ریاضی پیچیده تر کار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Environmentalists fear the gasoline additive prematurely ages the human brain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متخصصان محیط‌زیست بر این می‌ترسند که مصرف بنزین پیش از موعد به مغز انسان پیش از موعد برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محیط زیست ترس از افزودن بنزین به طور موقت مغز انسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We call O the additive identity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما او را هویت افزایشی می‌نامیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هویت افزوده را می خوانیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Aluminium material was electropolishing with addition of additive TA in alkaline solution by periodic reverse current.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد آلومینیومی به علاوه افزایشی TA در محلول آلکالین با جریان معکوس متناوب، electropolishing شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد آلومینیومی با افزودن افزودنی TA در محلول قلیایی با جریان معکوس دوره ای، الکتروپلیشی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Additive

افزودنی (صفت)
additive , increasable
افزایشی (صفت)
additive
افزاینده (صفت)
additive , augmentative

معنی عبارات مرتبط با Additive به فارسی

(حساب) معکوس جمعی، قرینه، وارون افزایشی

معنی Additive در دیکشنری تخصصی

Additive
[خودرو] ماده افزودنی
[شیمی] افزودنی ، جمع پذیر
[سینما] رنگهای اضافی (زرد، ارغوانی ، زنگاری ) - رنگهای اضافی - سیستم اضافی - رنگهای آبی ، سبز و قرمز اضافی یا ادتیو - ترکیب رنگها به طریق اضافی
[عمران و معماری] افزونه - افزودنی - سازنده فرعی - افزوده
[برق و الکترونیک] جمع شونده ، افزودنی
[مهندسی گاز] افزودنی آماده ای که جهت بهترشدن خواص به ماده دیگر
[نساجی] افزودنی - مواد افزودنی - ماده کمکی
[ریاضیات] جمعپذیر
[معدن] افزودنی (عمومی فرآوری)
[پلیمر] افزودنی، موادی هستند که به مخلوط رزین جهت افزایش کیفیت کارایی‏های خاصی افزوده می‏شو‏ند مانند ضد شره، ضد UV، کندکننده و غیره
[ریاضیات] دسته ی جمعی، رسته ی جمعی
[زمین شناسی] در کارتوگرافی مخلوط سه رنگ اصلی (قرمز‎، سبز، آبی) به نسبتهای مختلف برای ایجاد یک رنگ دلخواه.
[برق و الکترونیک] سیستم رنگ افزایشی سیستمی که با جمع دو رنگ، رنگ سومی را تولید می کند.
[نساجی] رنگ همانندی افزایشی
[سینما] عکاسی رنگ سیستم اضافی
[نساجی] رنگهای اولیه افزایشی که ترکیب آنها رنگ سفید را می دهد
[ریاضیات] مقدار ثابت افزودنی
[سینما] روش چاپ رنگی افزایشی
[خاک شناسی] اثرهای افزایشی
[ریاضیات] تابع اضافی، تابع جمع پذیر، تابع جمعی
[آمار] تابع جمعی
[ریاضیات] شمارا اضافی، جمع پذیر شمارش پذیر
[علوم دامی] فزاینده غذایی ؛ مواد یکه برای تامین برخی از نیازهای حیوان به جیره افزوده می شود .
[ریاضیات] متناهیا جمعی، متناهیا اضافیش، جمع پذیر متناهی
[معدن] شعله خفه کن (آتشباری)
[خودرو] مواد افزودنی صنایع غذایی
[پلیمر] افزودنی بی اثر
[پلیمر] افزودنی تراز کننده، ماده افزودنی را گویند که با افزودن به ترکیب رنگها و پوششها سیالیت و حرکت قشر لایه را به صورت هم تراز و یکنواخت در می آورد.
[پلیمر] افزودنی کارآور

معنی کلمه Additive به انگلیسی

additive
• supplement; something which is added
• an additive is a substance which manufacturers add to a product such as food or petrol for a particular purpose.

Additive را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Additive

سعیدی ١٩:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢
ماده افزودنی
|

ebitaheri@gmail.com ٠٨:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/١٤
رویِ همی ، هم‌گذاشته ، روی هم گذاشته
|

پیشنهاد شما درباره معنی Additive



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی additive
کلمه : Additive
املای فارسی : ادیتیو
اشتباه تایپی : شییهفهرث
عکس Additive : در گوگل


آیا معنی Additive مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )