برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1318 100 1

Agonise


عذاب دادن، معذب ساختن، متاثر کردن، بخود پیچیدن، معذب شدن، زحمت کشیدن، درد کشیدن

واژه Agonise در جمله های نمونه

1. It was an agonising decision for him.
[ترجمه ترگمان]این تصمیم سختی برای او بود
[ترجمه گوگل]این تصمیم مهارتی برای او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I will not let your secret out to agonise the man I love.
[ترجمه ترگمان]من به راز تو اجازه نمیدم که رازت رو به کسی بگی که من عاشقشم
[ترجمه گوگل]من راز خود را اجازه نخواهم داد تا مردی را که دوست می دارد بترساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They agonised about it for days.
[ترجمه ترگمان] چند روز بود که براش میکردن
[ترجمه گوگل]آنها روزها در مورد آن هجوم آوردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I spent days agonising over whether to take the job or not.
[ترجمه ترگمان]من چندین روز زجر کشیدم که این شغل رو قبول کنم یا نه
[ترجمه گوگل]روزهایم را صرف شادی کردن یا نگرفتن کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

معنی کلمه Agonise به انگلیسی

agonise
• suffer agony, suffer, be in torment, cause to agonise (also agonize)

Agonise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
رنج کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی agonise
کلمه : agonise
املای فارسی : اگنیس
اشتباه تایپی : شلخدهسث
عکس agonise : در گوگل

آیا معنی Agonise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )