انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 890 100 1

واژه Anticipating در جمله های نمونه

1. anticipating her request, i prepared the tea in advance
ترجمه خواسته‌ی او را پیش بینی نموده و چای را از پیش آماده کردم.

معنی کلمه Anticipating به انگلیسی

anticipating
• act or instance of waiting in expectation
• expecting; looking forward to; preceding, coming before

Anticipating را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Anticipating

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
سال‌ها قبل از چيزي، مدت‌ها پيش
|

پیشنهاد شما درباره معنی Anticipating



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی Anticipating مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )