انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1073 100 1

Ardent

تلفظ ardent
تلفظ ardent به آمریکایی/ˈɑːrdənt/ تلفظ ardent به انگلیسی/ˈɑːdnt/

معنی: سوزان، تند و تیز، گرم
معانی دیگر: (احساسات) سوزان، پرتب و تاب، آتشین، دوآتشه، پروپاقرص، وفادار، تفسان، داغ

بررسی کلمه Ardent

صفت ( adjective )
مشتقات: ardently (adv.)
(1) تعریف: having or characterized by very strong feelings such as passion, devotion, or desire; fervent.
مترادف: burning, devoted, fervent, fervid, impassioned, intense, passionate, perfervid
متضاد: cool, frigid
مشابه: big, dear, desirous, devout, eager, emotional, enthusiastic, heated, high-spirited, hot, lyrical, romantic, spirited, strong, torrid, zealous

- He was not a very religious man, but his wife was an ardent believer.
ترجمه کاربر [ترجمه 6666] او‌ مرد‌بسیار‌ مذهبی‌نبود‌اما‌همسرش‌یه‌معتقد‌دوآتیشه‌بود‌
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او مرد بسیار مذهبی نبود، اما زنش معتقد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او مرد بسیار مذهبی نبود، اما همسرش یک مؤمن مشتاق بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I've always been an ardent fan of reggae.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من همیشه طرفدار خفن ریگی بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] همیشه طرفدار رگگایی هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: vehement.
مترادف: energetic, fierce, flaming, forceful, intense, vehement
متضاد: easygoing
مشابه: concentrated, fiery, heated, passionate, red-hot, strenuous, strong, vigorous

- He put forward an ardent defense of his point of view.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] با شور و شوق از point دفاع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک دفاع مقتدرانه از دیدگاه وی ارائه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The minister's ardent sermons sometimes frightened the children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] موعظه‌های پرشور وزیر گاهی موجب وحشت بچه‌ها می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] موعظه های مضحک وزیر گاه گاه کودکان را می ترساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Ardent در جمله های نمونه

1. ardent love
ترجمه عشق آتشین

2. one of hitler's ardent followers
ترجمه یکی از پیروان تندوتیز هیتلر

3. I've never met such an ardent pacifist as Terry.
ترجمه کاربر [ترجمه Amir] من تا به حالا هیچ صلح طلب شدیدی مانند تری را ندیده بودم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من تا به حال چنین صلح ardent رو با تری ندیده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هرگز به عنوان یک صلح طلب شدید به عنوان تری ملاقات نکردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She was an ardent disciple of Freud.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یکی از مریدان سرسخت فروید بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شاگرد مشتاق فروید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. All her life she was an ardent feminist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تمام عمرش این زن طرفدار feminist بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام عمر او یک زن فمینیست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Her admirers were fewer, and fatter, and less ardent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]admirers کم‌تر و چاق‌تر و ardent بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحسین کنندگانش کمتر و فت و کوشش کمتر داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His father was an ardent socialist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش یک سوسیالیست نیرومند بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرش سوسیالیستی خشمگین بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The ardent hope for the future brought them through all the sufferings during the war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امید سوزان آینده باعث می‌شد که همه رنج‌ها را در خلال جنگ از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امیدوارانه برای آینده، آنها را از طریق تمام رنج ها در طول جنگ به ارمغان آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She has a reputation for being an ardent protector of individuals' liberties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شهرت دارد که حامی سرسخت آزادی فردی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شهرت دارد که محافظان مشتاق آزادی افراد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was a poet and an ardent spiritualist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاعر بود و یک شاعر سرکش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک شاعر و یک متفکر روحانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's been one of the most ardent supporters of the administration's policy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یکی از the حامیان سیاست دولت بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یکی از طرفدارترین سیاستمداران دولت بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He was an ardent suitor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خواستگار پرحرارت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ستمکار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She offered ardent prayers to them perpetually, but not one of them would do anything to make Venus their enemy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدام برای آن‌ها دعا می‌کرد، اما هیچ یک از آن‌ها کاری برای ونوس their نمی‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور دائمی دعا های خشن را به آنها پیشنهاد داد، اما هیچ یک از آنها هیچ کاری برای ساختن دشمن زهره نکردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. As well as being an ardent botanist, Mr Taylor is also something of a historian.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقای تیلور که به عنوان یک گیاه‌شناس سرسخت نیز شناخته می‌شود، هم چنین چیزی از یک مورخ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای تیلور همچنین به عنوان یک گیاه شناس گیج کننده نیز چیزی از یک مورخ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Mrs Currie, an ardent self-publicist, had been keen to return to ministerial office.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خانم کری، یک روزنامه‌نگار پر حرارت، مشتاق بازگشت به دفتر وزارتی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانم کوری، یک افسونگر افراطی، مایل بود که به دفتر وزیران بازگردد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Ardent

سوزان (صفت)
alight , ablaze , burning , scorching , ardent , galling , scathing , torrid , afire , aflame , fervid , inflaming
تند و تیز (صفت)
ardent , stringent , astringent , spiky , nippy , peppery
گرم (صفت)
ardent , hot , ebullient , warm , peppery , thermal , muggy , warmish , perfervid

معنی عبارات مرتبط با Ardent به فارسی

نوشابه های الکلی قوی (مثل ویسکی)

معنی کلمه Ardent به انگلیسی

ardent
• fervent, zealous, enthusiastic
• an ardent supporter or opponent of something feels very strongly about it.
ardent fan
• enthusiastic admirer, enthusiast, devotee
ardent love
• passionate love, fervent and enthusiastic love
ardent speech
• passionate speech, lecture which is given with a lot of zeal and emotion
ardent supporter
• enthusiastic backer, steadfast advocate, ardent follower

Ardent را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی ardent
کلمه : ardent
املای فارسی : اردنت
اشتباه تایپی : شقیثدف
عکس ardent : در گوگل


آیا معنی Ardent مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )