انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 918 100 1

واژه Artificially در جمله های نمونه

1. to artificially inseminate a cow
ترجمه گاوی را به طور مصنوعی آبستن کردن

2. This new technique of artificially growing cells copies what actually happens in nature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این روش جدید از سلول‌های رشد مصنوعی، آنچه واقعا در طبیعت اتفاق می‌افتد را کپی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این روش جدید از سلولهای مصنوعی رشد می کند که در طبیعت اتفاق می افتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The gadget is used to artificially inseminate cows.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ابزار برای تولید مصنوعی گاوها مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این وسیله برای مصنوعی گاوها شناخته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The prices of meals are often artificially inflated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قیمت غذا اغلب به صورت مصنوعی بالا می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قیمت وعده های غذایی اغلب مصنوعی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The profit margin had been artificially inflated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سود ناخالص به طور مصنوعی بالا آمده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حاشیه سود مصنوعی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The fruit is picked and artificially ripened before shipping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میوه را به طور مصنوعی قبل از ارسال حمل می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میوه برداشته شده و قبل از حمل و نقل به صورت مصنوعی تهیه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He could be kept alive artificially, but I think it would be kinder to let nature take its course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌توانست به طور مصنوعی زنده نگه‌داشته شود، اما من فکر می‌کنم بهتر است که به طبیعت اجازه دهیم مسیر خود را طی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می تواند مصنوعی زنده بماند، اما من فکر می کنم سالم تر باشد تا طبیعت بتواند مسیر خود را بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They have kept the price of sugar artificially high and so fattened the company's profits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها قیمت شکر را به طور مصنوعی بالا نگه‌داشته اند و به این ترتیب سود شرکت را چاق می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها قیمت قند مصنوعی بالا را حفظ کرده اند و بنابراین سود شرکت را از بین می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. These photos have been artificially aged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عکس‌ها به طور مصنوعی بالا بوده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این عکس ها مصنوعی بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. With grain prices kept at an artificially high price thereafter, the further impoverishment of those already poor was the inevitable result.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با کاهش قیمت گندم در قیمت بالا، از آن به بعد، فقر بیشتر کسانی که قبلا فقیر بودند، نتیجه اجتناب‌ناپذیری بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از آن قیمت دانه با قیمت مصنوعی بالا نگه داشته شد، فقر بیشتر کسانی که در حال حاضر ضعیف بودند، نتیجۀ اجتناب ناپذیری بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For this reason we now sell only artificially cultivated bulbs and this is indicated on the packaging.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به همین دلیل اکنون تنها لامپ‌های cultivated مصنوعی را به فروش می‌رسانیم و این به بسته‌بندی اشاره می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین دلیل ما اکنون فقط لامپ های مصنوعی کشت می کنیم و این در بسته بندی نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Opponents charge that this system artificially inflates the cost of peanut products for consumers and provides a federal windfall for quota-holders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخالفان بر این باورند که این سیستم به طور مصنوعی هزینه محصولات بادام‌زمینی را به مصرف کنندگان می‌رساند و یک سود بادآورده فدرال برای دارندگان سهام فراهم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخالفان بر این باورند که این سیستم مصنوعی هزینه های محصولات بادام زمینی را برای مصرف کنندگان افزایش می دهد و موجب افزایش درآمد فدرال برای سهمیه داران می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. On occasion the courts have adopted artificially strict interpretations of exclusion clauses in order to deny their effect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در شرایطی که دادگاه‌ها به طور مصنوعی از قیود طرد شده پیروی می‌کنند تا تاثیر آن‌ها را انکار کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به هر حال دادگاه ها به تفسیر مصنوعی دقیق از مقررات محرومیت برای انکار تأثیراتشان اعتراف کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They had done this by artificially understating the value of bonds on their books.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها این کار را به طور مصنوعی با ارزش اوراق‌قرضه بر روی کتاب‌های خود انجام داده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها این کار را با مصنوعی کردن ارزش اوراق قرضه در کتاب هایشان انجام داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Efforts to stain paper artificially to give an appearance of age have little hope of withstanding careful scrutiny.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش‌ها برای لکه‌دار کردن کاغذ به طور مصنوعی برای دادن ظاهری به سن، امید کمی در ایستادگی در برابر موشکافی دقیق داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش برای رنگ آمیزی کاغذ به صورت مصنوعی برای ظهور سن، امید اندکی به مراقبت دقیق دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی Artificially در دیکشنری تخصصی

[نساجی] مصنوعی - ساختگی - غیر طبیعی

معنی کلمه Artificially به انگلیسی

artificially
• in an artificial manner
artificially irrigated farming
• crops watered by man-made systems
artificially ripened
• brought to a ripened state by artificial means (i.e. fruit)

Artificially را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی Artificially



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاضل لیاقتی > refers
Sunmi > Tuna
Sunmi > House sit
توحید > کپه اقلی
Sunmi > Laundry Basket
Aynaz > Organiz
حسین صناعی > get on well with
Sunmi > Cushions

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی artificially
کلمه : artificially
املای فارسی : ارتیفیکیللی
اشتباه تایپی : شقفهبهزهشممغ
عکس artificially : در گوگل


آیا معنی Artificially مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )