انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1015 100 1

Authorized

تلفظ authorized
تلفظ authorized به آمریکایی/ˈɒθəˌraɪzd/ تلفظ authorized به انگلیسی/ˈɔːθəraɪzd/

مصوب، مجاز، معتبر، روا، مورد تایید و تصدیق، ماذون، دارای اختیار

بررسی کلمه Authorized

صفت ( adjective )
• : تعریف: endowed with official permission or authority; given legal approval.
متضاد: forbidden, unofficial
مشابه: official, rightful, valid

- an authorized courier
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه پیک مجاز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پیک مجاز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- an authorized biography
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک زندگینامه مجاز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بیوگرافی مجاز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Authorized در جمله های نمونه

1. an authorized biography
ترجمه زندگینامه‌ی مجاز (که با اجازه و همکاری خانواده‌ی شخص تهیه شده است)

2. an authorized salesman
ترجمه فروشنده‌ی مجاز

3. who authorized you to. . . ?
ترجمه کی به شما اجازه داد که. . . ؟

4. a fully authorized representative
ترجمه نماینده‌ی تام‌الاختیار

5. he is authorized to finalize the deal
ترجمه او اختیار دارد که معامله را تمام کند.

6. he is not authorized to spend the budget as he pleases
ترجمه او حق ندارد بودجه را به میل خود خرج بکند.

7. only consular officers are authorized to visa passports
ترجمه فقط صاحب‌منصبان کنسولگری اختیار زدن ویزا به گذرنامه‌ها را دارند.

8. the attack had been authorized by the president
ترجمه حمله توسط رئیس جمهور مورد تصویب قرار گرفته بود.

9. The government authorized an irrigation project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت یک پروژه آبیاری را مجاز کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت یک طرح آبیاری را امضا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The document must be signed by an authorized signatory of the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سند باید توسط امضا کننده مجاز شرکت امضا شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سند باید توسط یک امضاء کننده مجاز شرکت امضا شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Congress authorized the new tax on tobacco.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنگره مالیات جدید در مورد تنباکو را تصویب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنگره مالیات جدید را برای تنباکو مجاز می داند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The soldiers were authorized to shoot at will.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سربازان اجازه شلیک به ویل را داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان مجاز به شلیک در خواست شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We are authorized to receive contributions for the Red Cross.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما حق دریافت کمک برای صلیب‌سرخ را داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مجاز به دریافت کمک برای صلیب سرخ هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They have authorized awards of £900 to each of the victims.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به هر یک از قربانیان به ۹۰۰ پوند جایزه می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها هر یک از قربانیان را به پاداش 900 پوند واگذار کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I have authorized the bank to stop payment of the cheque.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به بانک اجازه دادم که پرداخت چک را متوقف کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به بانک اجازه دادم که پرداخت چک را متوقف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. I'm not authorized to give you a refund - I'll have to check first.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من اجازه نمیدم که بهت پول پس بدم - اول باید چک کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مجاز به بازپرداخت شما نیستم - باید ابتدا چک کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با Authorized به فارسی

ترجمه ی انجیل که در سال 1611 با تصویب و تایید جیمز اول پادشاه انگلیس انجام شد (king james version هم می گویند)

معنی Authorized در دیکشنری تخصصی

authorized
[صنعت] مجاز ، مصوب
[صنعت] کارهای مصوب مذاکره نشده
[حسابداری] سرمایه اسمی (مجاز)
[عمران و معماری] پارکینگ حاشیه ای مجاز
[عمران و معماری] پارکینگ حاشیه مجاز
[کامپیوتر] بنامه مجاز .

معنی کلمه Authorized به انگلیسی

authorized
• empowered, given authority; permitted, sanctioned; justified, warranted; certified, accredited (also authorised)
authorized agent
• agent which has official permission to represent a certain company
authorized signatory
• someone who is legally allowed to sign (for a loan, etc.)
authorized version
• 17th century revision of the bible prepared in england during the rule of king james l, king james bible

Authorized را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Authorized

مقداد سلمانپور ١٦:٣٧ - ١٣٩٨/٠١/١٤
مصوب
مجاز
|

زینب زرمسلک ١١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦
مجاز، مصوب، مامور، مختار، موجه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Authorized



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی authorized
کلمه : authorized
املای فارسی : اوتهریزد
اشتباه تایپی : شعفاخقهظثی
عکس authorized : در گوگل


آیا معنی Authorized مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )