برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

Authorized

/ˈɒθəˌraɪzd/ /ˈɔːθəraɪzd/

مصوب، مجاز، معتبر، روا، مورد تایید و تصدیق، ماذون، دارای اختیار

بررسی کلمه Authorized

صفت ( adjective )
• : تعریف: endowed with official permission or authority; given legal approval.
متضاد: forbidden, unofficial
مشابه: official, rightful, valid

- an authorized courier
[ترجمه ترگمان] یه پیک مجاز
[ترجمه گوگل] پیک مجاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an authorized biography
[ترجمه ترگمان] یک زندگینامه مجاز
[ترجمه گوگل] بیوگرافی مجاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Authorized در جمله های نمونه

1. an authorized biography
زندگینامه‌ی مجاز (که با اجازه و همکاری خانواده‌ی شخص تهیه شده است)

2. an authorized salesman
فروشنده‌ی مجاز

3. who authorized you to. . . ?
کی به شما اجازه داد که. . . ؟

4. a fully authorized representative
نماینده‌ی تام‌الاختیار

5. he is authorized to finalize the deal
او اختیار دارد که معامله را تمام کند.

6. he is not authorized to spend the budget as he pleases
او حق ندارد بودجه را به میل خود خرج بکند.

7. only consular officers are authorized to visa passports
فقط صاحب‌منصبان کنسولگری اختیار زدن ویزا به گذرنامه‌ها را دارند.

8. the attack had been authorized by the president
حمله توسط رئیس جمهور مورد تصویب قرار گرفته بود.

9. The government authorized an irrigation project.
[ترجمه ترگمان]دولت یک پروژه آبیاری را مجاز کرده‌است
[ترجمه گوگل]دولت یک طرح آبیاری را امضا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The document must be signed by an authorized signatory of the ...

معنی عبارات مرتبط با Authorized به فارسی

ترجمه ی انجیل که در سال 1611 با تصویب و تایید جیمز اول پادشاه انگلیس انجام شد (king james version هم می گویند)

معنی Authorized در دیکشنری تخصصی

authorized
[صنعت] مجاز ، مصوب
[صنعت] کارهای مصوب مذاکره نشده
[حسابداری] سرمایه اسمی (مجاز)
[عمران و معماری] پارکینگ حاشیه ای مجاز
[عمران و معماری] پارکینگ حاشیه مجاز
[کامپیوتر] بنامه مجاز .

معنی کلمه Authorized به انگلیسی

authorized
• empowered, given authority; permitted, sanctioned; justified, warranted; certified, accredited (also authorised)
authorized agent
• agent which has official permission to represent a certain company
authorized signatory
• someone who is legally allowed to sign (for a loan, etc.)
authorized version
• 17th century revision of the bible prepared in england during the rule of king james l, king james bible

Authorized را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب زرمسلک
مجاز، مصوب، مامور، مختار، موجه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی authorized
کلمه : authorized
املای فارسی : اوتهریزد
اشتباه تایپی : شعفاخقهظثی
عکس authorized : در گوگل

آیا معنی Authorized مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )