انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 712 100 1

a bag of bones

تلفظ a bag of bones
تلفظ a bag of bones به آمریکایی/ə bæg ʌv boʊnz/ تلفظ a bag of bones به انگلیسی/ə bæg ɒv bəʊnz/

لاغرو، نحیف، پوست و استخوان، یک کیسه استخوان

واژه a bag of bones در جمله های نمونه

1. The child was just a bag of bones when we found her.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی ما او را پیدا کردیم کودک فقط یک کیسه استخوانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I have been a bag of bones since you left me.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از زمانی که من را ترک کردید، یک کیسه استخوانی بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You were just a bag of bones when you came home from hospital.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی از خانه به خانه رسیدید، فقط یک کیسه استخوانی بودید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. After a serious illness, he a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از یک بیماری جدی، او یک کیسه استخوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. If you don't eat more you'll soon be a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر بیشتر غذا نکنید، به زودی یک کیسه استخوانی خواهید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Your boyfriend a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوست پسر شما یک کیسه استخوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Roger was then a bag of bones, and in rags.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس راجر یک کیسه استخوانی و در جوراب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His body is a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدن او یک کیسه استخوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. My husband looks ill because he is a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شوهرم بیمار است زیرا او یک کیسه استخوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She is a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک کیسه استخوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Last summer, she wasted away and became a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تابستان گذشته، او از بین رفت و به یک کیسه استخوان تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. But I'll be a bag of bones, Driving down the road along.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما من یک کیسه ای از استخوان ها، رانندگی در کنار جاده ها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The cat had not been fed for weeks and was just a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گربه هفته ها تغذیه نشده بود و فقط یک کیسه استخوانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The cat hadn't been fed for weeks and was just a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گربه هفته ها تغذیه نشده بود و فقط یک کیسه استخوانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. During his illness he wasted away until he was just a bag of bones.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول بیماری او از بین رفت تا زمانی که فقط یک کیسه استخوانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه a bag of bones به انگلیسی

a bag of bones
• skinny or emaciated person

a bag of bones را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی a bag of bones



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a bag of bones
کلمه : a bag of bones
املای فارسی : ا باغ اوف بنس
اشتباه تایپی : ش ذشل خب ذخدثس
عکس a bag of bones : در گوگل


آیا معنی a bag of bones مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )