انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 718 100 1

a little

تلفظ a little
تلفظ a little به آمریکایی/ə ˈlɪtəl/ تلفظ a little به انگلیسی/ə ˈlɪtəl/

کمی، اندکی، قدری، یک خرده

بررسی کلمه a little

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: a small amount of something.

- I have a little time now, so we can talk.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکنون زمان کمی دارم، بنابراین می توانیم صحبت کنیم.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to a small degree or for a small amount of time.

- I'm a little tired right now.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من کمی خسته ام در حال حاضر.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I studied a little before dinner.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من کمی قبل از شام مطالعه کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: sometimes, but not very often.

- She baby-sits a little.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او کمی کوچک است.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه a little در جمله های نمونه

1. From a little spark may burst a mighty flame.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]1، از یک جرقه کوچک ممکن است یک شعله قدرتمند را پشت سر بگذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Better a little fire to warm us, than a great one to burn us.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]2، بهتر است کمی آتش برای گرم ما، از یک بزرگ برای سوزاندن ما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A little is better than none.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]3، کمی بهتر از هیچ کس نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A little neglect may breed great mischief.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]4، بی توجهی کمی می تواند بدبختی بزرگی ایجاد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A little pot is soon hot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]5، یک گلدان کوچک به زودی گرم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Many a little makes a mickle.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]6، بسیاری از بچه ها یک میکل را می سازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A little of everything, nothing at all.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]7، کمی از همه چیز، هیچ چیز در همه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Many a little (or pickle) makes a mickle.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]8، بسیاری از کمی (یا ترشی) باعث می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A little knowledge is a dangerous thing.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]9، دانش کمی یک چیز خطرناک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A little pot [pan] is soon hot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]10، یک گلدان کوچک به زودی گرم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A little child is the sweetest and purest thing in the world.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]11، یک کودک کوچک شیرین ترین و خالص ترین چیز در جهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Into every life a little rain must fall.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]12، در هر زندگی یک بار باران کوچک باید سقوط کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A little body often harbours a great soul.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]14، یک بدن کوچک اغلب روح بزرگ را در اختیار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The world is but a little place, after all.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]15، بعد از همه، جهان تنها یک مکان کوچکی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با a little به فارسی

یک پرنده کوچک به من گفت
کمی
یک خرده قند
کمی کره، قدری کره
کمی مشکل
اندکی خوراک مرا سیر می کند
کمی بیشتر
کمی بیش از سر من
کمی قبلی
مقدمه دیوانگی یا دعوا
کمی بیش از حد
مدت کوتاهی
کم نه، خیلی، بسیار
کمی صبر کنید

معنی کلمه a little به انگلیسی

a little
• a bit, a few, a handful
• rather, quite, to a certain extent, somewhat (e.g.: "i found tom a little sarcastic")
a little bird told me
• someone told me but i don't want to reveal their name
a little bit
• a small amount, a few, a jot, a drop, a droplet
a little difficult
• not very hard, not very difficult
a little kindness goes a long way
• small amount of kindness is greatly felt, it pays to be kind
a little more
• slightly more
a little over my head
• a bit too big for me, a bit too much for me (of an issue, idea, etc.)
a little previous
• shortly before, beforehand
a little too much
• slightly exaggerated
a little while
• a short time; a few moments
wait a little
• hold on a bit

a little را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی a little

حمید رضا دیودیده ١٢:٠٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧
کمی به من وقت بده
|

پیشنهاد شما درباره معنی a little



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a little
کلمه : a little
املای فارسی : ا لیتل
اشتباه تایپی : ش مهففمث
عکس a little : در گوگل


آیا معنی a little مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )