انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1100 100 1

ace

تلفظ ace
تلفظ ace به آمریکایی/ˈeɪs/ تلفظ ace به انگلیسی/eɪs/

معنی: ذره، اس، نقطه، ذره کوچک، رتبهء اول، ستاره یا قهرمان تیمهای بازی، تک خال، خیلی عالی، تک خال زدن
معانی دیگر: آس، خبره، کارشناس، کاملا شکست دادن، بردن از (معمولا با out)، (عامیانه) نمره ی الف گرفتن، (در بازی های با توپ و راکت) یک امتیاز (که اگر حریف توپ را نزند نصیب سرو زننده می شود)، سرو برنده، (بازی گلف) راندن توپ به درون سوراخ با یک ضربه، خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد، درشرف، ذره ای مانده به، خ‹لبانی که حداقل 5 هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد، پیشوندی ازکلمه aceticبمعنی دارای جوهر سرکه

بررسی کلمه ace

اسم ( noun )
عبارات: ace in the hole
(1) تعریف: a playing card or die face that bears only one spot.
مشابه: trump

- My ace beats your queen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ایس من، ملکه تو رو شکست میده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تیس من به ملکه شما ضربه می زند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a person who is highly skilled in a particular field; expert.
مترادف: expert, maestro, master, master hand, maven, pro, professional, standout, star, virtuoso, whiz
متضاد: amateur
مشابه: authority, black belt, champion, connoisseur, genius, mastermind, number one, old hand, past master, prodigy, shark, talent, veteran, wizard

- She's an ace at tennis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه آس تو تنیس هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک تس در تنیس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: in tennis, a winning serve that is out of the opponent's reach.
مشابه: winner

- He served another ace to win the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او یک آس پیک دیگر بازی کرد تا برنده مسابقه شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برای تسخیر این بازی خدمت دیگری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a pilot who has downed a specified number of military aircraft.

- Their side lost one of its aces in the dogfight that ensued.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پهلو آن‌ها یکی از aces را در the که در پی آن بود از دست دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] طرف آنها یکی از آسیا های خود را در مبارزه با سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: aces, acing, aced
(1) تعریف: to outdo or gain an advantage over (often fol. by "out").
مترادف: beat, excel, outdo, outmatch, overtop, surpass, trump
مشابه: best, defeat, exceed, one-up, outclass, outsmart, overcome, rout, upstage

- I aced him out for the promotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من اونو برای ترفیع درجه گرفتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من او را برای ارتقاء اخراج کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to get a grade of A on or in.
مشابه: excel in, score on

- He aced his history course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مسیرش رو طی کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او دوره تاریخی خود را درگذشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
• : تعریف: excellent; outstanding.
مترادف: accomplished, adept, classic, excellent, exceptional, expert, fine, first-class, first-rate, matchless, nonpareil, outstanding, standout, sterling, superior, superlative, tiptop, top, topnotch
متضاد: mediocre
مشابه: admirable, capital, choice, masterful, notable, perfect, pro, proficient, select, skillful, supreme

- He's an ace mechanic, and I trust his opinion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه ace، و من به عقیده او اعتماد دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک مکانیک مکانیکی است و به نظر او اعتماد دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه ace در جمله های نمونه

1. ace takes the king
ترجمه خال آس از شاه می‌برد.

2. an ace in the hole
ترجمه آس رو نشده (در روی میز)

3. an ace salesman
ترجمه فروشنده‌ی ماهر

4. the ace of hearts
ترجمه آس دل

5. he played his ace
ترجمه او آس خود را بازی کرد.

6. to have an ace up one's sleeve
ترجمه برگ برنده داشتن،حیله در آستین داشتن

7. she came within an ace of being hit by a car
ترجمه نزدیک بود ماشین به او بزند.

8. she drew her opponent's ace
ترجمه اوتک‌خال حریفش را کشید.

9. to be (or come) within an ace of
ترجمه بسیار نزدیک بودن به

10. she discarded a jack and picked up an ace
ترجمه او سرباز را انداخت و آس را برداشت.

11. he flipped through the cards trying to find an ace
ترجمه او تند به ورق‌ها نگاه می‌کرد و می‌کوشید یک تکخال پیدا کند.

12. She is an ace dancer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه ace
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او رقصنده ایس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. That is the third ace that he has served this match.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سومین آس است که او در این مسابقه خدمت کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سومین آسی است که او در این مسابقه خدمت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She came within an ace of winning the match.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در یک آس برنده مسابقه شرکت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حین پیروزی در مسابقه پیروز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. To be an ace you had to shoot down five enemy aircraft.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اینکه یک آس داشته باشید باید پنج هواپیمای دشمن را هدف قرار دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اینکه شما یک هواپیمای دشمن بودید، باید مجبور شوید که شلیک کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. That's the third ace you've served this game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سومین ace که این بازی رو انجام دادی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سومین لحظه ای که شما در این بازی خدمت کرده اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. That's the third ace that Violente has served this match.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سومین آس است که Violente در این مسابقه خدمت کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سومین لحظه ای است که ویولنته در این مسابقه خدمت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف ace

ذره (اسم)
ace , particle , bit , whit , speck , grain , jot , quantum , atomy , minim , nip , iota , shred , mammock , fraction , dust , stiver , corpuscle , flyspeck , vestige , frustum , groat , little bit , little part , scruple , tittle
اس (اسم)
ace
نقطه (اسم)
stop , ace , speck , point , spot , dot , part , jot , period , mark , prick , mote , minim , iota , plot , fleck , full stop , splotch , punctation , speckle , tittle
ذره کوچک (اسم)
ace , glob
رتبهء اول (اسم)
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی (اسم)
ace
تک خال (صفت)
ace
خیلی عالی (صفت)
ace , pluperfect , first-class
تک خال زدن (فعل)
ace

معنی عبارات مرتبط با ace به فارسی

(نام بازرگانی) نوار کش دار (که برای درمان کوفتگی و ضرب دیدگی دور زانو و مچ و غیره می پیچند)
(امریکا - عامیانه) محترم، مکرم
(نوعی بازی پوکر) ورق آس که رو نشده باشد، امتیاز نهفته
دوکور، دوخال، بدنقشى، بدبختى، چیزبى بها
دوبایک، بدنقشی

مخفف ace

عبارت کامل: Angiotensin Converting Enzyme
موضوع: پزشکی
انزیم تنظیم کننده ی انژیوتنسین

معنی ace در دیکشنری تخصصی

ace
[ریاضیات] تک خال، آس
[کوه نوردی] میخ برگی
[ریاضیات] رویه ی پوششی

معنی کلمه ace به انگلیسی

ace
• expert; champion; playing card with the a on it (cards); unreturned serve (tennis)
• hit a ball that is not returned (tennis); be a champion; receive a high score
• an ace is a playing card with a single symbol on it.
• an ace is also a fact or action that someone suddenly uses to their advantage, for example in an argument.
• ace is also used to describe someone who is extremely good at something; an informal use. adjective here but can also be used as a count noun with a supporting word or phrase. e.g. he plays a teacher who turns into a dance ace overnight.
• if you are within an ace of something, you very nearly do it or experience it.
• in tennis, an ace is a serve that is so fast that the player receiving the serve cannot reach the ball.
ace in the hole
• trump card; something that can be saved and used as an advantage later
ace inhibitor
• group of drugs which lower blood pressure by inhibiting the angiotensin converting enzyme (medicine)
ace of aces
• best of the best
ace of aces™
• computer game flight simulator

ace را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری ٠٠:١٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٧
والیبال) آس در والیبال به "امتیازی" گفته میشود که توسط سرویس زن بدست می‌آید!
یعنی موقعی که سرویس زن توپ را سرویس میزند آن توپ بدون اینکه به دست بازیکنان حریف برخورد کند وارد زمین آنها شود یا اینکه بازیکنان حریف نتوانند آن توپ سرویس را جمع کنند و آن توپ تبدیل به امتیاز شود!
|

😊 ٠٩:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
پاس شدن ، قبول شدن ،برنده شدن
|

فرشاد ١٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢
عملکرد عالی داشتن ، ترکوندن
|

Ali ٠٩:٢٠ - ١٣٩٨/٠٧/١٧
در بازی تنیس سرویسی است که مستقیما به امتیاز تبدیل شود.
|

ایمان ٠٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
(عامیانه آمریکایی)
گرفتن نمره A در آزمون
I aced that exam
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ace
کلمه : ace
املای فارسی : آچه
اشتباه تایپی : شزث
عکس ace : در گوگل


آیا معنی ace مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )