انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 664 100 1

acquiesce

تلفظ acquiesce
تلفظ acquiesce به آمریکایی/ˌækwiˈes/ تلفظ acquiesce به انگلیسی/ˌækwiˈes/

معنی: تسلیم شدن، تن در دادن، رضایت دادن، موافقت کردن، راضی شدن، ارام کردن
معانی دیگر: (با بی میلی) موافقت کردن، گردن نهادن

بررسی کلمه acquiesce

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: acquiesces, acquiescing, acquiesced
مشتقات: acquiescent (adj.), acquiescence (n.)
• : تعریف: to agree silently or without protest; comply; consent.
مترادف: accede, assent, bow to, capitulate, comply, concede, submit
متضاد: demur, protest, rebel, refuse
مشابه: agree, come around, concur, consent, resign oneself, subscribe, yield

- He was dead set against the plan at first, but eventually he acquiesced.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در ابتدا مرده بود و در نهایت موافقت کرد.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The child's parents acquiesced to the kidnapper's demands.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] والدین فرزند خواسته های آدم ربایان را متقاعد می کنند.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Finally, the king acquiesced to do as the nobles wished.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در نهایت، پادشاه اذعان کرد که به عنوان برجسته ها آرزوی انجام.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه acquiesce در جمله های نمونه

1. we didn't acquiesce to their demand
ترجمه به خواسته آنها تن در ندادیم.

2. Steve seemed to acquiesce in the decision.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسید استیو در تصمیم گیری موافق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Her parents will never acquiesce in such an unsuitable marriage.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والدینش هرگز از چنین زوال نامناسب اجتناب می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. And for Rome to acquiesce in such witch-hunts must indicate that Rome herself felt threatened.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و برای رم برای پذیرفتن در چنین جادوگر شکار باید نشان دهد که خودش احساس خطر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Maccabees fought rather than acquiesce in the placing of a statue of Zeus in the Temple.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Maccabees به جای تسلیم در قرار دادن مجسمه Zeus در معبد جنگیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There was a tendency to acquiesce in low expectations of disadvantaged children and to define their needs in emotional rather than educational terms.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمایل به تقلید از انتظارات کم کودکان محروم و تعریف نیازهای آنها در شرایط عاطفی و نه آموزشی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Our trading partners are not going to acquiesce quietly in high tariffs on the goods they sell us.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکای تجاری ما قصد ندارند به آرامی در تعرفه های بالا در مورد کالاهای ما به ما فروش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Something in me desperately wanted my mother to acquiesce when my father said that.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چیزی که من به شدت می خواستم، مادر من وقتی که پدرش گفت، موافقت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Then the Air Force could hardly acquiesce to an honorable discharge.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس نیروی هوایی به سختی می توان به تخلیه محترمانه متوسل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Simply to acquiesce in skepticism can never suffice to overcome the restlessness of reason.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به راحتی با شک و تردید موافق نیستند تا غلبه بر بی دقتی بودن دلیلی را غلبه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He is so independent that he will never acquiesce.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسیار مستقل است که هرگز به آن دست نخواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It can be smart to acquiesce if he's asking for a recess, too.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر بخواهید از یک فریزر نیز درخواست کنید، می توانید هوشمند باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. When prominent scientists are prepared to acquiesce in?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمانی که دانشمندان برجسته آماده پذیرفتن آن هستند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. If the minority will not acquiesce, the majority must, or the Government must cease.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر اقلیت توافق نكند، اکثریت باید، یا دولت باید متوقف شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I had to acquiesce in her decision despite my private opinion.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من با توجه به نظر خصوصی من مجبور شدم تصمیم خودم را بپذیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف acquiesce

تسلیم شدن (فعل)
abandon , surrender , give in , submit , capitulate , succumb , quit , vouchsafe , acquiesce , defer , knuckle , obey
تن در دادن (فعل)
accede , acquiesce , addict , groove
رضایت دادن (فعل)
accede , acquiesce , consent , assent , admit
موافقت کردن (فعل)
accede , acquiesce , consent , assent , agree , comply , approbate , accept , accord , go along , yea , conform , approve , come along , concur , homologate
راضی شدن (فعل)
acquiesce , consent , admit , supple
ارام کردن (فعل)
assuage , acquiesce , conciliate , calm , appease , soothe , quiet , gentle , still , cool , allay , alleviate , solace , silence , pacify , smooth , becalm , lull , mollify , placate , quieten

معنی acquiesce در دیکشنری تخصصی

[حقوق] رضایت دادن با سکوت، بطور ضمنی اعراض کردن از حق، تسلیم شدن

معنی کلمه acquiesce به انگلیسی

acquiesce
• accept without question; submit, yield, give in; agree
• if you acquiesce in an activity, plan, or decision, you agree to it or accept it, even though you may not want to; a formal word.

پیشنهاد شما درباره معنی acquiesce



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acquiesce
کلمه : acquiesce
املای فارسی : اکقویسک
اشتباه تایپی : شزضعهثسزث
عکس acquiesce : در گوگل


آیا معنی acquiesce مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )