انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 989 100 1

adaptive array; self phased array

تلفظ adaptive array; self phased array
تلفظ adaptive array; self phased array به آمریکایی تلفظ adaptive array; self phased array به انگلیسی

معنی adaptive array; self phased array در دیکشنری تخصصی

adaptive array; self phased array
[برق و الکترونیک] آرایه ی خود تطبیقی ؛ آرایه ی خود - فاز آرایه ی آنتنی که در آن هر عضو به صورت مستقل و متناسب با اطلاعات دریافتی از سیگنالهای ورودی فازدار می شود. از آن برای هدایت و کانونی کردن خودکار باریکه ،هدایت باریکه برگشتی،و آرایه های رادار تطبیقی استفاده می شود.

adaptive array; self phased array را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی adaptive array; self phased array



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی adaptive array; self phased array مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )