برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1352 100 1

admissibility

/ədˌmɪsəˈbɪləti/ /ədˌmɪsəˈbɪləti/

معنی: مقبولیت، قابلیت قبول، پذیرفتگی، روا بودن، اختیارداری
معانی دیگر: قابلت قبول

واژه admissibility در جمله های نمونه

1. However, the admissibility of such evidence was questioned when the Crown cross-questioned Professor Macleod, an expert witness for the trustees.
[ترجمه ترگمان]با این حال، هنگامی که پروفسور مک Macleod، یکی از شاهدان عینی هیات متولیان مورد پرسش قرار گرفت، admissibility از چنین مدارکی را مورد پرسش قرار دادند
[ترجمه گوگل]با این حال، پذیرش چنین شواهدی در زمانی که پروفسور Macleod متقاضی متقابل متهم شد، متهم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fears about the admissibility of electronic invoices as evidence in court proceedings have held back some factors.
[ترجمه ترگمان]ترس از وجود فاکتورهای الکترونیکی به عنوان مدرک در جریان دادرسی دادگاه برخی از عوامل را پشت سر گذاشته‌است
[ترجمه گوگل]ترس در مورد پذیرش صورتحساب الکترونیکی به عنوان مدرک در دادرسی، بعضی عوامل را رد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Rules have developed restricting the admissibility of evidence other than the written words of the contract.
[ترجمه ترگمان]قواعد، محدود کردن شواهد به غیر از کلمات مکتوب قرارداد را توسعه داده‌اند
[ترجمه گوگل]قوانین محدودیت پذیری شواهد غیر از کلمات نوشته شده در قرارداد را محدود کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف admissibility

مقبولیت (اسم)
acceptability , admissibility
قابلیت قبول (اسم)
acceptability , admissibility
پذیرفتگی (اسم)
acceptability , admissibility
روا بودن (اسم)
admissibility
اختیارداری (اسم)
admissibility

معنی admissibility در دیکشنری تخصصی

admissibility
[حقوق] قابلیت طرح، قابلیت پذیرش، مسموع بودن، مجاز بودن
[آمار] قابلیت قبول

معنی کلمه admissibility به انگلیسی

admissibility
• acceptability, allowableness

admissibility را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
قابلت پذیرش، مسموع بودن، مجاز بودن
يار دلواري
اختیار داری
you owner empower
صاحب اختياريد
you have arbitrament admissibility at absolute
شما اختیار مطلق دارید
(you have admissibilit at arbitrament absolute
شما اختيار مطلق پذیرش را دارید)
MS. Salimi
وضعیت یک چیز از نظر مجاز بودن را بیان می‌کند که دو حالت خواهد داشت:
یا مجاز است یا غیرمجاز.
چیزی که مجاز باشد مقبولیت دارد.

به ساختار کلمات زیر توجه کنید تا بهتر مفهوم را متوجه شوید:
ارجحیّت ===> ارجح بودن
روحانیّت ===> روحانی بودن
مقبولیّت ===> قبول بودن یا همان قابل قبول بودن
مُجازیّت! ===> مجاز بودن. اما در زبان فارسی واژه ی {مُجازیّت} وجود ندارد پس مجبوریم تا از واژه ی {مقبولیت} استفاده کنیم. مقبولیت یک چیز به نوعی نتیجه‌ی مجاز بودن آن است وگرنه قابل قبول نبود.

admission ===> اجازه.
ability ===> قابلیّت.

admissi bility = admission ability = admissibility
برای بازی با این کلمه تو ذهنمون یه جورایی میشه گفت: قابلیّت اجازه داشتن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی admissibility
کلمه : admissibility
املای فارسی : ادمیسیبیلیتی
اشتباه تایپی : شیئهسسهذهمهفغ
عکس admissibility : در گوگل

آیا معنی admissibility مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )