برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

adored

/əˈdɔːr/ /əˈdɔː/

(verb transitive) پرستش، ستودن، عشق ورزیدن (به)، عاشق شدن (به)

واژه adored در جمله های نمونه

1. she adored her older sister
خواهر بزرگ‌تر خود را از ته دل دوست داشت.

2. She adored her parents and would do anything to please them.
[ترجمه ترگمان]پدر و مادرش را می‌پرستید و هر کاری برای خشنود کردن آن‌ها می‌کرد
[ترجمه گوگل]او والدینش را تحسین می کرد و هر کاری می کرد تا آنها را بپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They adored her as a living goddess.
[ترجمه ترگمان]ان‌ها او را به عنوان یک الهه زنده ستایش می‌کردند
[ترجمه گوگل]آنها او را به عنوان یک الهه زندگی می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My mother had a suitor who adored her.
[ترجمه ترگمان]مادرم خواستگار داشت که او را می‌پرستید
[ترجمه گوگل]مادر من دوست داشتنی بود که او را تحسین می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He is adored by his public.
[ترجمه ترگمان]در ملا عام او را می‌پرستد
[ترجمه گوگل]او توسط عموم او مورد احترام است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه adored به انگلیسی

adored
• admired,loved, receiving admiration

adored را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ممد کیف😉
fall in love with someone

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adored
کلمه : adored
املای فارسی : ادرد
اشتباه تایپی : شیخقثی
عکس adored : در گوگل

آیا معنی adored مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )