برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

aggressive

/əˈɡresɪv/ /əˈɡresɪv/

معنی: پرخاشگر، مهاجم، متجاوز، پرتکاپو، سلطهجو، پر پشتکار
معانی دیگر: (در مورد رفتار با دیگران) اهل فشار و تحمیل، پویا و پرحرارت، پافشار، فعال، تازشگر، یورش بر، برتاختگر، (روان شناسی) پرخاشگر، دعوایی، پرخاشگرانه، (در مباحثه یا امور اجتماعی و سیاسی) اهل رو در رویی، ستیزه جو، بیباک، حریف، متعدی

بررسی کلمه aggressive

صفت ( adjective )
مشتقات: aggressively (adv.), aggressiveness (n.)
(1) تعریف: characterized by hostility in action.
مترادف: belligerent, hostile, militant, offensive, warlike
متضاد: mild, peaceful
مشابه: bellicose, combative, contentious, martial, pugnacious, tough

- The small nation could not defend itself against its aggressive neighbor.
[ترجمه ترگمان] ملت کوچک نمی‌توانست از خود در برابر همسایه aggressive خود دفاع کند
[ترجمه گوگل] ملت کوچک نمیتواند در برابر همسایگان تهاجمی خودش دفاع کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- When he became aggressive toward teachers, he was finally expelled from school.
[ترجمه ترگمان] وقتی او نسبت به معلمان پرخاشگر شد، سرانجام از مدرسه اخراج شد
[ترجمه گوگل] وقتی او به سوی معلمان تهاجمی شد، سرانجام او را از مدرسه اخراج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: extremely forceful or assertive.
مترادف: assertive, bumptious, forceful, insistent, obtrusive, pushing, pushy
متضاد: meek
مشابه: belligerent, bold, forward, intrusive, invasive, peremptory, trenchant

- The more a ...

واژه aggressive در جمله های نمونه

1. an aggressive salesman
فروشنده‌ی اهل فشار و تحمیل

2. Some children are much more aggressive than others.
[ترجمه مسیح حجازی] بعضی از کودکان خیلی پرخاشگرتر از بقیه هستند
|
[ترجمه ترگمان]بعضی از بچه‌ها نسبت به بقیه aggressive
[ترجمه گوگل]بعضی از کودکان بسیار پرخطرتر از دیگران هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The community is demanding a less aggressive style of policing.
[ترجمه ترگمان]جامعه خواستار سبک تهاجمی تری از سیاست گذاری است
[ترجمه گوگل]جامعه خواستار سبک تهاجمی پلیس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's slightly aggressive, which a lot of people find a bit off-putting when they first meet him.
[ترجمه Mamareza] او کمی پرخاشگر است، که بسیاری از مردم وقتی برای اولین بار با او ملاقات می کنند کمی احساس معذب بودن میکنند.
...

مترادف aggressive

پرخاشگر (صفت)
aggressive
مهاجم (صفت)
offensive , aggressive , attacking
متجاوز (صفت)
offensive , aggressive , transgressive , trespassing
پرتکاپو (صفت)
energetic , aggressive
سلطهجو (صفت)
aggressive
پر پشتکار (صفت)
aggressive

معنی aggressive در دیکشنری تخصصی

aggressive
[عمران و معماری] مهاجم - متجاوز - آفندان
[زمین شناسی] مهاجم ، متجاوز،خورنده
[زمین شناسی] گدازه رانی پر فشار تزریق قهری (فشاری ).
[ریاضیات] سرمایه گذاری متهورانه
[عمران و معماری] مایع مخرب
[عمران و معماری] آب خورنده - آب مخرب

معنی کلمه aggressive به انگلیسی

aggressive
• hostile; bold, assertive; forceful
• an aggressive person behaves in an angry and forceful way that makes other people feel threatened.
• if you are aggressive in your work or other activities, you behave in a forceful way because you are eager to succeed.
aggressive marketing
• style of promoting a product which is very forceful or energetic

aggressive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir
اجباری، تحمیلی
farshid mahmodi
تجاوزگر، مهاجم
zahra
Ready to attack , عصبانی
مقداد سلمانپور
فراتر از حد
زیاده از حد
تحمیلی
بلند پروازی
فراتر از واقعیت
افراطی
reza.s.m
Over limit
محمدرضا خسروی
جسورانه، بی پروا
sanaz
عصبانی
Azal
پرخاشگر.خشن
X
Angry...ready to attack
عصبانی...پرخاشگر...آماده بودن برای حمله و دعوا
حسین صالحی
خورنده، مخرب
(یون‌های) مخرب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aggressive
کلمه : aggressive
املای فارسی : اگرسیو
اشتباه تایپی : شللقثسسهرث
عکس aggressive : در گوگل

آیا معنی aggressive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )