انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 954 100 1

agnostic

تلفظ agnostic
تلفظ agnostic به آمریکایی/ægˈnɑːstɪk/ تلفظ agnostic به انگلیسی/æɡˈnɒstɪk/

معنی: عرفان منکر وجود خدا
معانی دیگر: (فلسفه و الهیات - کسی که معتقد است فکر انسانی قادر نیست به طور مسلم بداند که خدا هست و آیا اصلا ماورای پدیده های مادی چیز دیگری وجود دارد یا نه) نمی دانم کیش، تجاهل گرای، وابسته به تجاهل گرایی، لاادری، عرفای منکر وجود خدا

بررسی کلمه agnostic

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who believes it is impossible to know anything about the existence or nonexistence of God or about the essential nature of things beyond the material universe.
مترادف: freethinker, skeptic
متضاد: believer
مشابه: atheist, disbeliever, doubter, empiricist, heretic, infidel, questioner

- He'd grown up in a religious family, but he later became an agnostic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او در یک خانواده مذهبی بزرگ شده‌بود، اما بعدها به یک agnostic تبدیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است، اما بعدها او عرفانی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one who is unwilling or unable to commit to a particular stance concerning something.
صفت ( adjective )
مشتقات: agnostically (adv.), agnosticism (n.)
(1) تعریف: of or pertaining to agnostics or their beliefs.
مترادف: cynical, faithless, freethinking, godless, infidel, irreligious
مشابه: disbelieving, doubtful, incredulous, irreverent, skeptical, unbelieving

- His attitude toward religion is agnostic; he takes the stance that one cannot know whether God exists or not.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نگرش او نسبت به مذهب agnostic است؛ او این موضع را می‌گیرد که کسی نمی‌داند خدا وجود دارد یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نگرش او نسبت به دین، عرفانی است؛ او موضع میگیرد که نمیتواند بداند آیا هست یا نه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: having a noncommittal or doubtful opinion about something.

- I have firm opinions about political questions in general, but I'm agnostic about this particular issue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من نظرات محکمی در مورد مسائل سیاسی به طور کلی دارم، اما من نسبت به این مساله خاص agnostic
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من در مورد سؤالات سیاسی به طور کلی نظرخواهی دارم، اما من در مورد این مسئله خاص، خودخواهانه هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه agnostic در جمله های نمونه

1. an agnostic believes that one cannot say whether god exists or not
ترجمه آدم ندانم‌گرا بر این باور است که وجود یا عدم وجود خدا را نمی‌توان دانست.

2. You grew up in an agnostic household and have never been able to bring yourself to believe in God.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو در یک خانواده agnostic بزرگ شدی و هرگز نمی‌توانی به خدا ایمان داشته باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما در یک خانواده عرفانی بزرگ شده اید و هرگز توانایی خود را برای باور به خدا ندیدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Huxley invented the word agnostic and, like many of his contemporaries, became one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هاکسلی کلمه agnostic را اختراع کرد و مانند بسیاری از معاصرانش، یکی از آن‌ها شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هاکسلی کلمه آگنوستیک را اختراع کرد و مانند بسیاری از معاصرانش تبدیل به یکی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The agnostic who doubts the existence of God, and the free thinker who feels that the existence of God is unnecessary and not justified, constitute a majority of non- believers. Dr T. P. Chia
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The که به وجود خدا شک دارند، و متفکری آزاد که احساس می‌کند وجود خداوند غیر ضروری است و حق ندارد، اکثریت of را تشکیل می‌دهد دکتر تی پی چیا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگنوستیک که شک و تردید وجود خدا و متفکر آزاد است که احساس می کند که وجود خدا غیر ضروری و توجیه نشده است، اکثریت غیر مؤمنان را تشکیل می دهد دکتر T P Chia
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Amelia was an inquiring agnostic and an insatiable searcher for knowledge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آملیا یک agnostic inquiring و یک جستجوگر سیری‌ناپذیر برای دانش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آملیا یک آگنوستیک جستجوگر و یک جستجوگر نامناسب برای دانش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Labour's agnostic compromise was too clumsy and seemed more like cynical calculation to voters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازش agnostic حزب کارگر بیش از حد دست و پا چلفتی بود و بیشتر شبیه محاسبه بدبینانه برای رای دهندگان به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سازش اخلاقی کارگر بیش از حد دست و پا گیر بود و بیشتر به نظر می رسید محاسبات غریزی برای رای دهندگان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Ramsey's friends thought that he was an agnostic and were surprised to see him so prominent at the mission.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از دوستان رمزی فکر می‌کردند او یک agnostic است و از دیدن او در این ماموریت متعجب شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوستان Ramsey فکر می کردند که او عرفانی بود و شگفت زده شد تا او را در این ماموریت برجسته ببینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The analysis of discourse can not then be agnostic about meaning in quite the same way as can linguistics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس تجزیه و تحلیل گفتمان نمی‌تواند نسبت به معانی به روش مشابه agnostic باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس تجزیه و تحلیل گفتمان پس از آن می تواند در مورد معنا به طور کاملا مشابه همانطور که زبانشناسی می تواند باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He was a very vulnerable hard-swearing, full-blooded agnostic, or possibly an atheist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بسیار آسیب‌پذیر بود - سوگند خوردن، agnostic کامل، و یا احتمالا ملحد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک متفکر سختگیرانه و سختگیرانه، و یا احتمالا یک ملحد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. No, she was an agnostic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نه، اون خل و چل بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نه، او آگنوستیک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The agnostic demanded proof before she would accept the statement of the minister.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The قبل از اینکه بیانیه وزیر را بپذیرد نیاز به اثبات داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگنوستیک پیش از آنکه بیانیه وزیر را قبول کند، خواستار اثبات شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It is also GUI toolkit agnostic and portable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین واسط گرافیکی (agnostic)و قابل‌حمل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ابزار شناسایی GUI و قابل حمل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Agnostic: A person who believes that nothing can be known about God or life after death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Agnostic: فردی که معتقد است هیچ چیز نمی‌تواند در مورد خدا یا زندگی پس از مرگ شناخته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Agnostic: فردی که بر این باور است که هیچ چیز در مورد خدا یا زندگی پس از مرگ شناخته نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Implementation to be exception agnostic so that it can be used in environments without exceptions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیاده‌سازی به استثنا agnostic استثنا است به طوری که می‌تواند در محیط‌های بدون استثنا مورد استفاده قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیاده سازی به عنوان عدالت استثنایی است تا بتوان آن را در محیط بدون استثنا مورد استفاده قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف agnostic

عرفان منکر وجود خدا (صفت)
agnostic

معنی کلمه agnostic به انگلیسی

agnostic
• one who is unsure whether or not god exists; person who refuses to declare belief in the existence or nonexistence of god; skeptic, person who is doubting or suspicious about something
• atheistic
• an agnostic believes that it is not possible to know whether god exists or not. count noun here but can also be used as an adjective. e.g. i'm really rather agnostic at the moment.

agnostic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی agnostic

حمید ٠٠:٤٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٩
بی طرف،منصفانه ،بدون تبعیض،عاری از تعصب،روشن فکرانه
|

دکتر منصور زنده بودی ٢١:٤٩ - ١٣٩٦/١٢/٢٤
آگنوستیک منکر وجود خدا نیست کسی مه منکر وجود خداست آتئیست می باشد .
آگنوستیک به معنی "ندانم گرا " است
|

حسن امامی ١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣
کسی که معتقد است نمی توان ثابت کرد که خدا هست یا نه.
|

حسام ٢٣:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
کسی که خیلی معتقد به دین یا کسی یا چیزی نی
|

پیشنهاد شما درباره معنی agnostic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی agnostic
کلمه : agnostic
املای فارسی : اگنوستیک
اشتباه تایپی : شلدخسفهز
عکس agnostic : در گوگل


آیا معنی agnostic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )